به نام پروردگار هستی و نیستی
لطفاً این متن را بدون تعصب مطالعه کنید.
سالهاست فیلترینگ بر سطح شبکه اینترنت در کشور سایه افکنده است؛ اما با چه منطق و دلیلی؟
فیلترینگ نه تنها اثر مؤثری نداشته، بلکه خطرات جدی در سطح ملی به همراه آورده است. حتی اگر این پیامدها را نادیده بگیریم، نتیجهٔ مستقیم آن مصرف بیشتر اینترنت و تحمیل هزینهٔ مضاعف به مردم است.
مردم برای دسترسی به اینترنت ناچار به استفاده از VPN میشوند.
VPN چیست؟
VPN یا «شبکهٔ خصوصی مجازی» ابزاری است که ترافیک اینترنت کاربر را از مسیری دیگر عبور میدهد تا محدودیتهای اعمال شده دور زده شود. این ابزار ذاتاً برای کاربردهای امنیتی و تخصصی (مانند ارتباط امن سازمانی) طراحی شده است، نه استفادهٔ گستردهٔ عموم مردم.
چه خطراتی به همراه دارد؟
ریسک بدافزار و جاسوسافزار: فایل برنامهٔ VPN میتواند آلوده باشد و به دادههای شخصی دسترسی یابد.
ابهام در مسیر و مالکیت داده: مشخص نیست ترافیک از چه مسیری عبور میکند، آیا دادهها ذخیره میشوند یا خیر، و آیا رمزنگاری واقعاً امن است یا صرفاً ادعایی تبلیغاتی.
کاهش امنیت دیجیتال: سوق دادن مردم به ابزارهای ناشناخته، احتمال افشای اطلاعات را بالا میبرد.
آسیب به دستگاه: افزایش مصرف باتری، رم و پردازنده میتواند عمر مفید دستگاه را کاهش دهد.
ریسکهای اطلاعاتی: در مواردی برخی سرویسها منشأ یا ارتباطات نامشخص دارند یا تبلیغات جهتدار انجام میدهند؛ حتی گزارشهایی از تلاش برای جذب اطلاعات توسط سرویسهای خارجی مطرح شده است. اینها نگرانیهای مستند امنیتی هستند، نه ادعاهای احساسی.
در مجموع، VPN یک ابزار تخصصی است و نباید مردم عادی ناچار به استفادهٔ روزمره از آن شوند؛ چرا که استفادهٔ امن از آن، قواعد و ضوابط مشخص دارد.
پرسش از منطق تبعیض
اگر فیلترینگ «ضروری» است، چرا برخی با خطوط موسوم به «خط سفید» با محدودیت به مراتب کمتر، در همان شبکههای اجتماعی فعالیت میکنند؟
اگر چیزی را برای خود نمیپسندید، برای دیگران هم نپسندید؛ این توصیه صرفاً یک قاعدهٔ اخلاقی نیست، بلکه ریشه در تعالیم الهی دارد.
محدودیت تا کی؟
تا چه حد میتوان محدودیت بلندمدت ایجاد کرد؟ آیا حاصل آن چیزی جز فشار و فرسایش اجتماعی است؟ انسان موجودی مختار است و از محدودیتهای سطحی و ناکارآمد گریزان است.
اگر فیلترینگ هم اعمال میشود، باید حداقلی، هدفمند و محدود به محتوای مجرمانهٔ روشن (مانند محتوای مستهجن) باشد؛ نه مسدودسازی گستردهٔ سایتهای آموزشی و شبکههای اجتماعی. مسدودسازی فراگیر، بیش از آنکه راهحل باشد، اقدامی نمادین است.
مبانی قانونی (حقوق داخلی)
اصل ۲۵ قانون اساسی: بازرسی و افشای مکاتبات و مخابرات بدون حکم قانونی ممنوع است. سوق دادن مردم به ابزارهای ناامن، حریم خصوصی را به خطر میاندازد.
اصل ۲۴: آزادی بیان و مطبوعات جز در حدود قانون. محدودیت باید استثنا باشد، نه قاعده.
اصل ۹: هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و امنیت، آزادیهای مشروع را سلب کند.
اصل ۲۰: همهٔ افراد ملت در حمایت قانون مساویاند؛ تبعیض در دسترسی، خلاف این اصل است.
اصل ۲۲: حیثیت، جان، مال و حقوق اشخاص از تعرض مصون است.
اصل ۴۰: هیچکس نمیتواند اعمال حق خویش را وسیلهٔ اضرار به غیر قرار دهد؛ سیاستی که زیان عمومی دارد، نیازمند بازنگری است.
مبانی قرآنی (اخلاق و عدالت)
«لَا إِکْرَاهَ فِی الدّینِ» (بقره: ۲۵۶) — نفی اجبار؛ راهحلها باید اقناعی و عقلانی باشند.
«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ» (نحل: ۹۰) — عدالت و احسان در سیاستگذاری.
«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَمَانَاتِ إِلَی أَهْلِهَا…» (نساء: ۵۸) — امانتداری در حقوق مردم و دادهها.
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم… إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ» (حجرات: ۱۳) — نفی تبعیض و برابری کرامت.
مطالبه
از دستگاه محترم قضایی و نهادهای ذیربط درخواست میشود هر تصمیم یا اقدامی که موجب سختتر شدن زندگی مردم شده را با شفافیت بررسی کرده و در صورت احراز تخلف، وفق قانون اقدام کنند.
و در پایان پرسش اصلی: فیلترینگ چیست؟ حفظ امنیت ملی؟ یا خطر امنیتی در سطح ملی و فراملی؟
چشمها را به روی حقیقت نبندیم.
راهکار بلندمدت: آموزش و تعلیم
تجربهٔ جوامع مختلف نشان میدهد که کنترلهای سختافزاری و محدودسازیهای گسترده، راهحل پایدار برای مدیریت فضای مجازی نیستند. راهکار مؤثر و ماندگار، آموزش، آگاهیبخشی و توانمندسازی کاربران است.
۱. توسعهٔ سواد رسانهای و دیجیتال: آموزش تشخیص محتوای نادرست، اخبار جعلی، محتوای مخرب و سازوکارهای اثرگذاری رسانهها باید از سنین پایه آغاز شود. کاربر آگاه، کمتر آسیبپذیر و مسئولانهتر عمل میکند.
۲. آموزش امنیت سایبری به عموم مردم: آشنایی با اصول حفاظت از دادههای شخصی، مخاطرات ابزارهای ناشناخته و شیوههای استفادهٔ ایمن از اینترنت، نقش مستقیمی در ارتقای امنیت فردی و در نهایت امنیت ملی دارد.
۳. تربیت اخلاقی مبتنی بر اقناع، نه اجبار: اخلاق و مسئولیتپذیری اجتماعی با الزام و انسداد شکل نمیگیرد. آموزش مبتنی بر فهم، انتخاب آگاهانه و درک پیامدها، اثربخشتر از محدودسازی قهری است.
۴. نظارت هوشمند و حداقلی به جای انسداد فراگیر: نظارت قانونی، شفاف و غیرتبعیضآمیز میتواند بدون سلب آزادیهای مشروع، از بروز آسیبهای جدی جلوگیری کند.
۵. مشارکت متخصصان در سیاستگذاری: بهرهگیری از نظرات حقوقدانان، متخصصان فناوری اطلاعات، روانشناسان و جامعهشناسان، شرط لازم برای تدوین سیاستهای کارآمد و واقعبینانه در حوزهٔ فضای مجازی است.
در نتیجه، آموزش، جایگزین پایدار فیلترینگ گسترده است؛ راهکاری که به جای پنهانسازی مسئله، به حل ریشهای آن میانجامد و موجب افزایش امنیت، اعتماد عمومی و مسئولیتپذیری اجتماعی میشود.
ما خواستار رفع فیلترینگ گسترده و حرکت به سوی اینترنت آزاد، امن و مسئولانه هستیم.
