سنندج یک مرکز استان با جمعیتی بیش از ۵۰۰٬۰۰۰ نفر است و دارای نواحیای است که به آن «ناحیه منفصل شهری» گفته میشود.
ما اینجا از تمام مردم ایران میخواهیم که به این مسئله توجه کنند و از این کارزار حمایت کنند.
شهر سنندج و استان کردستان دارای پتانسیلهای زیادی هستند، اما…
مردم این استان در رنج و فلاکت زندگی میکنند. چرا؟ یکی از مهمترین عواملی که باعث پیشرفت یک شهر میشود و مردم آن را در رفاه قرار میدهد، اقتصاد آن محل است. آیا در کردستان اقتصاد نیست؟ خیر. یک اقتصاد قوی نیاز به کارخانجات بزرگ و کوچک دارد، اما در کردستان چنین چیزی نیست.
این شهر هم از نظر زیرساخت اقتصادی و هم از نظر زیرساختهای شهری از بین رفته است.
بعضی وقتها در بین هموطنان پیش میآید که میگویند مردم کردستان پس مشغول چه هستند؟ مردم کردستان اغلب کارگریهای حمالمانند میکنند. شهر سنندج معروف است به شهر تاکسی، و بعضی دیگر نیز دستفروش هستند.
در تمام دنیا و ایران، حق داشتن کارخانههای دولتی و خصوصی مجاز است و باید به طور عادلانه در بین استانها باشد، اما در کردستان چنین چیزی وجود ندارد یا جوابگوی نزدیک به ۱٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر نیست.
وضعیت زیرساختهای شهری هم از بد، بدتر است و مسئولان اصلاً پاسخگو نیستند و هیچ کاری در این راستا انجام نمیدهند. وضع خود شهر توصیفپذیر نیست. وضع آسفالت، پلهایی که باید طی ۲ الی ۳ سال تمام میشد، اکنون نزدیک ۵ سال است که هیچ دستی به آنها نخورده و فقط چند تا ستون مانده است. زیرگذر و روگذرهایی که قرار بود طی چند سال ساخته شوند نیز هرگز ساخته نشدند.
از این هم که بگذریم، موضوع بیرونشهری نیز یکی از این فلاکتهاست که امروزه تبدیل شده به قتلگاه؛ جاده سنندج به کامیاران. یکی دیگر از این فلاکتها مرز باشماق است. چندین بار انجمنهای صنفی رانندگان کردستان نامه نوشتند و درخواست کردند که مشکلات صف و نوبت رانندگان و زیرساختهای معمولی مانند آسفالت، تمیز کردن راه و پارکینگها، و موضوع بنزین فروختن که در این مرز به طور اجباری رواج یافته است، رسیدگی شود، ولی هیچکس هیچ پیگیریای نکرد.
ما اینجا امیدواریم که به این موضوعات رسیدگی شود.
ما از تمام مردم ایران درخواست میکنیم این موضوعات را جدی بگیرند.
با تشکر

بحث و گفتگو