قطع دسترسی به یوتیوب، در عمل به معنای تعطیلی ناگهانی یک فروشگاه اینترنتی، مسدود شدن یک کارگاه آموزشی آنلاین و نابودی سرمایهای است که سالها برای جذب مخاطب صرف شده است. در شرایطی که تعرفههای اینترنت ملی نیز افزایش یافته، استفاده از فیلترشکنهای پرهزینه و کمسرعت دیگر یک انتخاب نیست؛ بلکه هزینهای تحمیلی بر دوش کسبوکارهای کوچک است.
بسیاری از هموطنان ما که شاید در آمارهای رسمی دیده نشوند، به طور مستقیم از طریق یوتیوب نانآور خانواده هستند. این فقط یک شعار نیست؛ دانشجویانی که از طریق تدریس و انتشار محتوای علمی، شهریه خود را تأمین میکنند، مادرانی که با آموزش آشپزی و صنایعدستی، منبع درآمدی برای خانه ایجاد کردهاند و جوانانی که با ساخت محتوای سرگرمکننده و آموزشی، نه تنها برای خود بلکه برای تیمهای کوچک خود اشتغالزایی کردهاند.
برای این افراد، یوتیوب یک «اپلیکیشن تفریحی» نیست؛ بلکه دفتر کار، انبار محصولات، ویترین فروشگاه و خط تولید آنهاست. مسدود بودن یوتیوب به این معناست که این خانوادهها در بحرانیترین شرایط اقتصادی، منبع اصلی درآمد خود را از دست میدهند.
ما از حساسیتهای فرهنگی و امنیتی نسبت به محتوای خارجی آگاهیم و از توسعهٔ پلتفرمهای داخلی حمایت میکنیم. اما واقعیت این است که هیچکدام از سرویسهای داخلی فعلی، توان رقابت یا جایگزینی یوتیوب را از نظر دسترسی به مخاطب جهانی، قابلیتهای درآمدزایی، زیرساخت فنی و الگوریتمهای کشف محتوا ندارند.

بحث و گفتگو