سلام و وقت بخیر خدمت مسئولین محترم سازمان سنجش آموزش کشور و طراحان سوالات کنکور زبان.
سالی که گذشت، خالی از حادثه نبود. وضعیت روانی دانشآموزان تحت تأثیر اتفاقات نظامی و چندین بحران اجتماعی دیگر بود که میتوانست کیفیت مطالعه و آرامش روانی دانشآموز را نه خدشهدار، بلکه ویران کند. متقاضیان آزمون سراسری سال ۱۴۰۵، علیرغم تلاش بسیاری که برای آزمون سراسری (و در این مورد خاص، کنکور منحصراً زبان) میکردند، امیدوار بودند که مسئولین محترم سازمان سنجش شرایط را نه هموارتر، بلکه فقط سختتر از پیش نکنند.
با اینهمه، طراحان کنکور به چنان شیوهای سوالات کنکور منحصراً زبان را طرح کردند که گویی انتظار دانشی در حد کنکور دکترا را از دانشآموزان ۱۷، ۱۸ ساله داشتهاند. آنان با طرح سوالات واژگانی که حاوی لغات بسیار کمکاربرد، آکادمیک و منسوخ بودند و با پیچیده کردن مباحث دیگر اجزای آزمون به گونهای افراطی و فراتر از انتظار، افت درصد بسیار قابل توجهی را برای متقاضیان آزمون سراسری رقم زدهاند. این افت درصد، در بسیاری از مواقع به بیش از ۲۰ درصد رسیده و فارغ از این، تنش روانی بسیار شدیدی را بر متقاضیان تحمیل کرده است.
ظاهراً هدف از کنکور زبان، سنجش زبان عمومی دانشآموز است، نه مسابقهٔ دایرهالمعارفنویسی. اما شما چنان واژگانی بهکار بردید که حتی یک شخص بومی آمریکا وقتی سوالات را دید، گفت: «بسیاری از این کلمات را تا به حال نشنیدهام!» این یعنی شما از مرز «زبان عمومی» عبور کردهاید و وارد حوزهٔ واژگان بسیار نادر، تخصصی یا حتی ساختگی شدهاید.
در بخش واژگان، از یک جایی به بعد، دیگر تفاوتی بین داوطلبی که ماهها لغت خوانده و دانشآموزی که هیچ نخوانده، وجود نداشت؛ چون هر دو به کلماتی خارج از دایرهٔ منابع برخوردند. برخی از این واژگان حتی در دیکشنریهای معتبر هم جایگاهی ندارند. متقاضیانی که تا دیروز تنشهای جامعه مانع از عملکرد صحیح آنان میشد، امروز متحمل تنش جدیدی از طرف طراحان و مسئولین سازمان سنجش هستند.
نتایج این سختگیری افراطی و پیشبینیناپذیر سازمان سنجش برای طرح سوالات کنکور منحصراً زبان، نه فقط در وضعیت متقاضی، بلکه در وضعیت اسفناک رتبهبرترهای این آزمون قابل مشاهده است. سختگیری افراطی و طرح سوالات غیراستاندارد در بخش انگلیسی کنکور منحصراً زبان در حالی اتفاق افتاد که سوالات کنکور آلمانی، فرانسوی و... با سطحی بسیار پایینتر و کاملاً مورد انتظار طرح شد.
این اتفاق باعث میشود که رتبههای برتر این کنکور، اغلب نه از کنکور زبان انگلیسی، بلکه از کنکور زبانهای دیگر باشند. از همه وحشتناکتر این است که کسانی که دانش پایهای زبان مثلاً آلمانی را دارند، میتوانند رشته و دانشگاهی را انتخاب کنند که متقاضیای که در حد منابع دانشگاهی زبان انگلیسی مطالعه کرده است، اجازهٔ آن را ندارد. این وضعیت، نه یک مورد اعتراض، بلکه یک فاجعهٔ آموزشی در سطح کشور است.
شما بهعنوان طراح، خوب میدانید که سطح سوالات کنکور زبان انگلیسی، چه در بخش واژگان، چه کلوزتست و چه درک مطلب، بهمراتب بالاتر از کنکور زبانهای فرانسه، آلمانی یا ایتالیایی است. اما عجیب اینجاست که تراز همهٔ این کنکورها با یکدیگر محاسبه میشود! اگر قرار است ترازدهی مشترک باشد، یا باید سطح آزمونها را یکسان کنید یا تراز را بر اساس سختی واقعیِ هر کنکور محاسبه کنید. یعنی یک درصد ۶۰٪ در کنکور زبان انگلیسی باید از نظر ارزش، بسیار بالاتر از یک درصد ۸۰٪ در کنکور زبان فرانسه باشد. لیکن اکنون در حالی که متقاضیان غیرانگلیسی کنکور زبان مدعی کسب درصد بالا و ساده بودن سطح کنکورشان هستند، شاهد این هستیم که همان درصدها ترازی بهمراتب بهتر از تراز دانشآموزان کنکور انگلیسی ایجاد میکنند. این یعنی یک بیعدالتی بزرگ که قابل کتمان نیست.
فارغ از تمام مسائل، اینکه در یک آزمون بتوان با ۲۵ درصد دانشگاه سراسری قبول شد، به معنای کاهش ارزش آن آزمون است. سازمان سنجش با طراحی این سوالات، نه دانش داوطلب، بلکه قابل استناد بودن آزمون سراسری برای سنجش دانش متقاضیان را زیر سوال برده است.
این کارزار به نمایندگی از جمعی از متقاضیان کنکور منحصراً زبان سال ۱۴۰۵ نوشته و امضاء میشود؛ به امید اینکه مسئولین هرچه زودتر برای این بحرانی که توسط یک آزمون رقم خورده و آیندهٔ تحصیلی بسیاری را بهطور ناجوانمردانهای تحت تأثیر قرار میدهد، چارهای بیندیشند.
متقاضیان آزمون سراسری منحصراً زبان سال ۱۴۰۵

بحث و گفتگو