کارزار: بهعلت جنگ، مدارس را باز نکنید.
جناب آقای رئیسجمهور
جناب آقای وزیر آموزشوپرورش
ما، امضاکنندگان این کارزار، پدران و مادران، معلمان، دانشآموزان و شهروندان ایرانی، با نگرانی عمیق و مسئولیتپذیری نسبت به جان فرزندان این سرزمین، خطاب به شما مینویسیم.
تصمیم بازگشایی حضوری مدارس در شرایطی که کشور درگیر جنگ و ناامنی است، نه یک تصمیم اداری ساده، بلکه تصمیمی است که با جان و آیندهٔ میلیونها کودک و نوجوان گره خورده است. ما نمیتوانیم و نباید اجازه دهیم که این تصمیم، بدون تضمین امنیت، بدون ثبات و بدون پایان جنگ گرفته شود.
شما بهخوبی میدانید که در روزهایی که جنگی نبود، در همان شرایط عادی، ضعف مدیریت، نبود آمادگی و بیتوجهی به هشدارها، فاجعههایی آفرید که هنوز داغشان بر دل ما تازه است.
میناب، تنها یک نام نیست؛ یک زخم است. یک هشدار بود. یک درس بود. ما تحمل میناب دوباره را نداریم. اگر آن روز که جنگ نبود، آنطور شد که شد، امروز که جنگ هست، چه انتظاری دارید؟ با چه اعتماد کاملی و با چه وجدان آرامی در فکر بازگشایی مدارس هستید؟ آیا میدانید که در شرایط جنگی، هر تصمیم شتابزده میتواند به قیمت جان کودکان تمام شود؟
ما از شما میپرسیم: امنیت دانشآموزان در مسیر مدرسه، در حیاط مدرسه، در کلاس درس و در بازگشت به خانه، با چه تضمینی تأمین میشود؟ اگر در همان ساعاتی که بچهها در مدرسه هستند، حملهای رخ دهد، پناهگاه امن کجاست؟ اگر شبکههای ارتباطی قطع شود، اگر جادهها ناامن شوند، اگر وضعیت قرمز شود، پاسخ شما به پدر و مادری که منتظر خبر هستند، چیست؟ آیا آمادهاید پاسخگوی کوچکترین آسیب به فرزندان ما باشید؟ آیا وجدان شما اجازه میدهد که با عبارتهای کلی مانند «همهچیز تحت کنترل است» و «نگران نباشید»، مسئولیت را از دوش خود بردارید؟
ما بهعنوان شهروندان این کشور، حق داریم بدانیم که تصمیم بازگشایی مدارس بر چه مبنای کارشناسی، امنیتی و میدانی گرفته شده است. ما حق داریم بدانیم که چه نهادی، با چه اختیاری و با چه ضمانتی مسئولیت جان ۸ گچ مدارس را بر عهده دارد. آیا این تصمیم، نشانهٔ بیتوجهی به واقعیتهای میدانی نیست؟ آیا این تصمیم، نوعی عادیسازی خطر و انتقال بارِ ناامنی به خانوادهها نیست؟
مطالبهٔ ما روشن، منطقی و انسانی است:
۱. تا برقراری ثبات کامل و پایان جنگ، هیچ مدرسهای بهصورت حضوری باز نشود.
۲. هیچ تصمیمی دربارهٔ آموزش حضوری بدون تضمین کامل امنیت جان دانشآموزان گرفته نشود.
۳. بهجای اصرار بر بازگشایی، زیرساخت آموزش از راه دور تقویت شود و بهعنوان یک راهحل جدی، نه پر کردن وقت، دیده شود.
۴. پاسخگویی شفاف و مستند دربارهٔ معیارهای امنیتی، پناهگاهها، مسیرهای ایمن و برنامههای اضطراری انجام شود.
۵. نظر پدران و مادران، معلمان و کارشناسان امنیتی و آموزشی، پیش از هر تصمیم نهایی شنیده شود.
۶. مسئولیتپذیری حقوقی و اخلاقی در قبال هر آسیب احتمالی، پیش از بازگشایی، روشن و تضمین شود.
جناب آقای رئیسجمهور، جناب آقای وزیر آموزشوپرورش
ما نمیخواهیم دوباره میناب را تجربه کنیم. نمیخواهیم دوباره اسم بچهای را روی سنگ ببینیم. نمیخواهیم دوباره منتظر بمانیم و بگوییم «چرا هیچکس نگفت؟». شما در فکر بازگشایی هستید، ما در فکر بازگشتن بچهها به خانه. این دو، یکی نیست. و تا وقتی که یکی نیست، ما با صدای بلند، با تمام وجود و با مسئولیتپذیری میگوییم: نه به بازگشایی شتابزده، نه به میناب دوباره، نه به بازی با جان فرزندانمان.
از شما میخواهیم بهجای اصرار بر تصمیمی که میتواند فاجعهبار باشد، به صدای خانوادهها گوش دهید. بهجای تقویم، به وجدان رجوع کنید. بهجای آمار، به کودکان ما نگاه کنید. فرزندان ما گروگان تصمیمهای عجولانه نیستند. آنها آیندهٔ این سرزمیناند و امنیتشان، خط قرمز ماست.
با احترام و مطالبهٔ جدی،

بحث و گفتگو