جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیس محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی
جناب آقای دکتر محمدرضا ظفرقندی
وزیر محترم بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
جناب آقای دکتر حسینعلی شهریاری
رئیس محترم کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی
جناب آقای دکتر علیرضا منادی سفیدان
رئیس محترم کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری مجلس شورای اسلامی
با سلام و احترام،
افزایش شتابزده و بیضابطه ظرفیت پذیرش در رشتههای علومپزشکی، بهویژه در رشتههای پرمتقاضی همچون پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی، در سالهای اخیر به گونهای اجرا شده که تناسبی روشن و مستند با ظرفیت واقعی زیرساختهای آموزشی، درمانی، آزمایشگاهی و رفاهی کشور ندارد. دو برابر شدن ظرفیت ورودیها از حدود ۸۰۰۰ نفر در سال ۱۴۰۰ به حدود ۱۶۰۰۰ نفر در سال ۱۴۰۴، در حالی رخ داده که گزارش شفافی از توسعه همزمان بیمارستانهای آموزشی، افزایش تختهای آموزشی فعال، جذب آکادمیک هیئتعلمی، توسعه مراکز مهارتهای بالینی، بازسازی فضاهای آزمایشگاهی، ارتقای خوابگاهها و افزایش سرانه بودجه تغذیه منتشر نشده است. افزایش عدد دانشجو بدون افزایش واقعی ظرفیت، به معنای کاهش سرانه آموزش و کاهش کیفیت است؛ این یک قاعده بدیهی در آموزش مهارتمحور علوم پزشکی است.
آموزش پزشکی مبتنی بر مشاهده مستقیم، کار عملی مستمر، نظارت استاد در کنار تخت بیمار و دریافت بازخورد فردی است. هنگامی که در یک راند آموزشی، تعداد دانشجویان بیش از ظرفیت استاندارد باشد، فرصت مشارکت فعال هر دانشجو کاهش مییابد. هنگامی که یک تخت آموزشی میان چندین دانشجو تقسیم شود، عمق یادگیری افت میکند. هنگامی که استاد ناچار باشد همزمان مسئول درمان، آموزش، پژوهش و مدیریت چندبرابری دانشجویان باشد، کیفیت نظارت آموزشی کاهش مییابد. این وضعیت نه تنها به افت مهارتهای بالینی میانجامد، بلکه در افق میانمدت میتواند افزایش خطای حرفهای و کاهش ایمنی بیمار را در پی داشته باشد.
بسیاری از بیمارستانهای آموزشی کشور با فرسودگی زیرساختی، کمبود فضای آموزشی مستقل، محدودیت تجهیزات، تراکم بیمار و فشار درمانی مواجهاند. در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت دانشجو بدون سرمایهگذاری کلان در نوسازی و تجهیز این مراکز، عملاً به ازدحام آموزشی و کاهش کیفیت تجربه بالینی منجر میشود. همچنین در حوزه آزمایشگاهها و مراکز مهارتهای بالینی (Skill Lab)، افزایش دانشجو بدون افزایش متناسب تجهیزات شبیهسازی، ایستگاههای مهارتی، مواد مصرفی و مربیان آموزشی، سرانه تمرین عملی هر دانشجو را کاهش داده است. مهارت بالینی با حضور نمادین در کلاس یا بخش ایجاد نمیشود؛ مهارت حاصل تمرین کافی و نظارت دقیق است.
در کنار این بحران آموزشی، وضعیت رفاهی دانشجویان علومپزشکی به شدت نگرانکننده است. ظرفیت خوابگاهها در بسیاری از دانشگاهها پاسخگوی جمعیت فعلی نیست و دانشجویان با تراکم بالا در اتاقها، کمبود فضای مطالعه، فرسودگی تأسیسات، مشکلات بهداشتی و افت کیفیت خدمات روبهرو هستند. محیط خوابگاه که باید بستر آرامش و بازیابی توان ذهنی دانشجو باشد، در موارد متعدد به محیطی فرساینده تبدیل شده است. در حوزه تغذیه دانشجویی نیز افزایش جمعیت بدون تأمین پایدار بودجه و ارتقای امکانات آشپزخانه و زنجیره تأمین، فشار مستقیم بر کیفیت و کمیت خدمات وارد کرده است. دانشجوی علومپزشکی که با حجم سنگین دروس نظری، کار عملی، کشیکهای شبانه و مسئولیت بالینی مواجه است، بدون حداقل استانداردهای خوابگاهی و تغذیهای، با فرسودگی جسمی و روانی جدی روبهرو میشود؛ فرسودگیای که مستقیماً کیفیت یادگیری و آینده حرفهای او را تهدید میکند.
افزون بر این، افزایش ظرفیت بدون برنامه جامع نیروی انسانی، خطر انباشت فارغالتحصیلان بدون چشمانداز شغلی متناسب را در سالهای آینده افزایش میدهد. مسئله نظام سلامت کشور کمبود مطلق دانشآموخته نیست؛ بلکه توزیع نامتوازن جغرافیایی، تمرکز نیروها در کلانشهرها، مهاجرت فزاینده، ضعف سیاستهای نگهداشت و شرایط کاری فرساینده است. افزایش کمّی ورودیها بدون اصلاح نظام ارجاع، نظام پرداخت، امنیت شغلی و مشوقهای ماندگاری در مناطق کمبرخوردار، صرفاً صورت مسئله را تغییر میدهد، نه آن را حل.
در چنین شرایطی، پرسشهای جدی و بنیادین مطرح است: ارزیابی دقیق ظرفیت تختهای آموزشی فعال کشور پیش از افزایش ظرفیت چه بوده است؟ نسبت استاد به دانشجو در سالهای اخیر چگونه تغییر کرده و آیا با استانداردهای ملی و بینالمللی همخوانی دارد؟ ظرفیت واقعی خوابگاهها و سرانه فضای رفاهی پیش از دو برابر شدن ورودیها چه میزان بوده است؟ سرانه بودجه تغذیه دانشجویی و آموزش مهارتی چه تغییری کرده است؟ و چرا گزارش شفاف و عمومی از این شاخصها منتشر نشده است؟
ما امضاکنندگان این کارزار، با تأکید بر مسئولیت قانونی، اخلاقی و تاریخی تصمیمگیران در قبال سلامت نسلهای آینده، خواستار اقدامات فوری و قاطع زیر هستیم:
توقف فوری هرگونه افزایش جدید ظرفیت پذیرش در رشتههای علوم پزشکی تا زمان تحقق کامل استانداردهای آموزشی، بالینی و رفاهی.
بازگشت ظرفیت پذیرش به سطح سال ۱۴۰۰ تا ارائه گزارش کارشناسی جامع و شفاف درباره نیاز واقعی کشور و توان زیرساختی دانشگاهها.
انتشار عمومی و سالانه شاخصهای کلیدی شامل نسبت استاد به دانشجو، تعداد تخت آموزشی فعال، سرانه آموزش مهارتی، ظرفیت واقعی خوابگاهها، سرانه فضای رفاهی، سرانه بودجه تغذیه و وضعیت فرسودگی بیمارستانهای آموزشی.
اختصاص بودجه مستقل و شفاف برای نوسازی و تجهیز بیمارستانهای آموزشی و آزمایشگاهها پیش از هرگونه افزایش ظرفیت جدید.
تدوین برنامه ملی بازسازی خوابگاهها و ارتقای کیفیت تغذیه دانشجویی متناسب با جمعیت فعلی.
جذب و استخدام هیئتعلمی متناسب با استانداردهای بینالمللی پیش از توسعه کمّی ورودیها.
الزام به اخذ نظر رسمی نمایندگان هیئتعلمی، انجمنهای علمی و شوراهای صنفی دانشجویان پیش از هر تصمیم درباره ظرفیت پذیرش.
تدوین و اجرای برنامه جامع اصلاح نظام توزیع و نگهداشت نیروی انسانی سلامت به عنوان اولویت اصلی سیاستگذاری.
کیفیت آموزش علوم پزشکی سرمایهای راهبردی برای امنیت ملی در حوزه سلامت است. تصمیمات کمّی امروز، یک دهه بعد در اتاقهای عمل، درمانگاهها و بر بالین بیماران نمود خواهد یافت. توسعه بدون زیرساخت، توسعه نیست؛ بلکه تعویق بحران است. انتظار میرود مسئولان محترم با رویکردی علمی، شفاف و پاسخگو، نسبت به بازنگری فوری در سیاست افزایش ظرفیت اقدام کرده و از هر تصمیمی که به تضعیف کیفیت آموزش، فرسایش زیرساختها و تهدید سلامت جامعه میانجامد، قاطعانه پرهیز نمایند.
