بسمالله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیسجمهور محترم
جناب حجتالاسلاموالمسلمین غلامحسین محسنی اژهای
رئیس محترم قوه قضائیه
جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم،
در جامعه معاصر، فضای مجازی به یکی از مهمترین محیطهای شکلگیری ساختار ذهن، هیجان، هویت و الگوهای رفتاری جامعه تبدیل شده است. این فضا، در کنار ظرفیتهای آموزشی و ارتباطی، در صورت رهاشدگی و تبدیل به یک محیط بدون قاعده، بدون مسئولیتپذیری و بدون نظارت، میتواند جدیترین تهدیدها علیه سلامت و امنیت فردی، خانواده و جامعه را به دنبال آورد.
مطالعات روانشناختی در ایران نشان میدهد، متأسفانه، فضای مجازی رهاشده در این کشور، موجب تزلزل کارکردهای روانی خانواده، افزایش تعارضات نسلی و تضعیف فرآیند رشد سالم کودکان و نوجوانان شده است. این وضعیت، نقش خانواده و مدرسه را در تنظیم هیجان، انتقال ارزشها و شکلدهی هویت پایدار بهشدت تضعیف کرده است.
رهاشدگی فضای مجازی، ذهن و روان جامعه را در معرض تأثیرگذاری بازیگرانی قرار میدهد که نه به سلامت روان کاربران متعهدند و نه نسبت به پیامدهای اجتماعی، اخلاقی و امنیتی محتوای خود پاسخگو هستند. در کشوری که هدف فشارهای روانی، جنگ شناختی و عملیات ادراکی دشمنان بشریت قرار دارد، این رهاشدگی به معنای واگذاری مستقیم سلامت و امنیت روانی جامعه به دشمنان و دارای تبعات سوء راهبردی و امنیتی مهمی است.
از منظر روانشناسی اجتماعی، احساس امنیت روانی، اعتماد و ثبات هیجانی، زیربنای انسجام و تابآوری هر جامعه است. فضای مجازی رهاشده، تنظیم هیجانی جامعه را دچار اختلال میکند. الگوریتمهای سکوهای غیرپاسخگو، بر تحریک خشم، ترس، تحقیر و هیجانهای منفی استوارند. تداوم مواجهه با محتوای خشونتزا، تحقیرآمیز و شایعهمحور، آستانه تحمل روانی افراد را کاهش داده و جامعه را مستعد واکنشهای تکانشی، پرخاشگرانه و ناپایدار میکند. یکی از علتهای اغتشاشات دیماه امسال، از منظر روانشناختی، انباشت همین فشارهای مزمن، تحریکهای هیجانی و بیحسسازی اخلاقی در بستر سکوهایی چون تلگرام، واتساپ و اینستاگرام بود که در آنها مرز میان اعتراض، پرخاشگری و خشونت روانی و اجتماعی مخدوش شد.
نمیتوان به نام آزادی، مردم را در معرض آسیبهای روانی گسترده قرار داد، نهاد خانواده را فرسوده کرد و سپس انتظار ترمیم این آسیبها را صرفاً از طریق مداخلات رواندرمانی داشت؛ همچنین نمیتوان به نام حمایت از کسبوکارهای دیجیتال (در حالیکه راهکارهایی مانند انتقال به سکوهای داخلی و پاسخگو برای آنها وجود دارد)، سلامت روانی میلیونها شهروند را به سکوهای خارجی غیرپاسخگو و پرخطر گره زد.
امروزه فضای مجازی، صرفاً ابزاری برای ارتباط نیست، بلکه به شاهرگ حیاتی امنیت، اقتصاد، سیاست و فرهنگ ملتها تبدیل شده است. در این کارزار جهانی، کشورهایی مانند چین، مسیر استقلال و خودکفایی فناورانه را در پیش گرفته و با برنامهریزی بلندمدت و طراحی پلکانی اهداف، به استقلال در لایههای مختلف فضای مجازی دست یافته و توانستهاند ضمن ارتباطات گسترده اقتصادی و بینالمللی، با بهکارگیری فایروال هوشمند در پالایش دسترسیهای غیرمجاز، در سلامت روانی افراد جامعه نقش اساسی ایفا کنند.
رؤسای محترم!
نهادهای حاکمیتی، بهویژه قوای سهگانه، نقش تعیینکنندهای در صیانت از سلامت روان جامعه، از طریق حکمرانی هوشمند و قانونمند فضای مجازی دارند:
قوه مقننه میتواند با وضع قوانین شفاف، مبتنی بر ملاحظات روانشناختی، بهویژه در حوزه کودکان و نوجوانان، مسیر استفاده سالم از فضای مجازی را هموار سازد؛
قوه مجریه با توسعه زیرساختهای بومی، حمایت از سکوهای پاسخگو و بهرهگیری از دانش روانشناسان، میتواند محیطی ایمنتر و سالمتر برای کاربران فراهم آورد؛
قوه قضائیه نیز در چارچوب احیای حقوق عامه و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، میتواند با برخورد قاطع با فعالیت بیضابطه سکوهای مخرب، از سلامت روان جامعه صیانت کند.
در پایان تأکید میکنیم: درمان ریشهای بحران فضای مجازی، نه در مداخلات فردی و مقطعی، بلکه در تصمیمات کلان حکمرانی نهفته است. امروز، تداوم وضع گذشته، پرهزینه و خسارتبار و دارای پیامدهای بسیار سوء فردی، خانوادگی و اجتماعی خواهد بود. انتظار جامعه نخبگانی آن است که قوای سهگانه، با شجاعت و درک راهبردی، مسئولیت صیانت از سلامت روان جامعه و آینده نسلها را بر عهده گیرند و با ایجاد حکمرانی فضای مجازی (به معنای واقعی کلمه)، منافع بلندمدت ملی را بر منافع و هزینههای کوتاهمدت ترجیح دهند.
توفیق روزافزون شما مسئولان محترم را در انجام این مسئولیت خطیر، از خداوند متعال مسئلت داریم.
جمعی از اساتید روانشناسی، علوم تربیتی و مشاوران خانواده

بحث و گفتگو