محضر شریف جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام،
جناب آقای دکتر پزشکیان،
این کارزار، فریاد جمعی از دانشگاهیان این مرز و بوم است؛ کسانی که نه در جایگاه حزب و جناح، که در قامت دلسوزانی برای آیندهای نوشته میشود که اکنون در هالهای از ابهام و نگرانی عمیق فرو رفته است. ما استادان، پژوهشگران و پیشتازان علم و فناوری هستیم که عمر خود را در راه اعتلای علمی ایران گذاشتهایم، اما امروز، با چشمانی باز و قلبی آکنده از اضطراب، زوال تدریجی سرمایههای انسانی و علمی کشور را نظاره میکنیم.
جناب رئیس جمهور،
ما وارثان تمدنی هستیم که روزگاری پرچمدار علم و خرد در جهان بود. امروز اما، دانشگاههای ما، این سنگرهای حیاتی تولید علم و پرورش نسل آینده، درگیر بحرانی چندبعدی هستند که غفلت از آن، به قیمت عقبماندگی تاریخی و تهدید امنیت ملی تمام خواهد شد. آنچه مینویسیم، نه شکایت شخصی، که تحلیل یک وضعیت اضطراری ملی است:
۱. فرسایش سرمایه انسانی نخبه: موتور محرکه توسعه در حال خاموشی است
فرار مغزها به مثابه زلزله خاموش: هر روز، بهترین دانشجویان و جوانترین اعضای هیئت علمی ما، نه با دل کندن، که با درد و اکراه، ایران را به مقصد دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی خارجی ترک میکنند. این خروج، تنها انتقال فیزیک افراد نیست؛ انتقال سرمایه ملی، آیندهنگاری و توان حل مساله کشور است. ما داراییهای استراتژیک خود را به رقبا و گاه دشمنان میبخشیم.
فرسودگی و دلسردی باقیماندگان: آنان که میمانند، زیر بار سنگین معیشت، تورم افسارگسیخته، و حجم عظیم کار اداری و آموزشی، فرسوده و دلسرد شدهاند. انگیزه پژوهش و نوآوری، که موتور پیشرفت است، در حال خاموشی است. وقتی استادی مجبور است برای تأمین هزینههای اولیه زندگی، انرژی فکری خود را پراکنده کند، چگونه میتواند در مرزهای دانش بیندیشد؟
۲. نابودی نظام انگیزشی و بیارزش شدن علم
فاجعه همترازی نابجا: نظام پرداخت و ارجگذاری کنونی، تفاوت ماهوی بین شغل کارمندی و مأموریت هیئت علمی را نادیده میگیرد. هیئت علمی، در یک بازار کار بینالمللی رقابت میکند. تواناییهایش کالایی جهانی است. بیتوجهی به این واقعیت، یعنی نادیده گرفتن قوانین ابتدایی عرضه و تقاضا در عرصه علم جهانی. نتیجه؟ کاهش شدید جذابیت این مسیر برای نخبگان جوان. کیست که بخواهد سالها زحمت بکشد، در حالی که جایگاه و پاداش اجتماعی و اقتصادی آن در مقایسه با بسیاری از مشاغل، ناچیز جلوه میکند؟
تهدید امنیت ملی در پوشش بی توجهی به دانشگاه: اساتید و پژوهشگران، تنها مدرس نیستند. آنان مغزهای متفکر پشت پروژههای دفاعی، امنیتی، هستهای، سایبری، زیستی و فناوریهای هایتک هستند. تضعیف معیشت و انگیزه آنان، مستقیمترین ضربه را به عمق دفاعی-امنیتی و اقتدار فناورانه کشور وارد میکند. آیا دشمنان کشور نیاز دارند بمبی بر دانشگاههای ما بیندازند، وقتی سیاستهای داخلی ناآگاهانه، به تدریج این کانونهای قدرت را از درون خالی میکنند؟
۳. آیندهای تاریک در انتظار فرزندان ایران
دانشجوی امروز، زیر دست استاد دلسرد و فرسوده، هرگز آن شور علمی، عمق فکری و مهارت ابداع را نمیآموزد که برای مدیریت چالشهای پیچیده فردای ایران لازم است. ما در حال تربیت نسلی هستیم که ممکن است مدرک داشته باشد، اما از قدرت تحلیل، نوآوری و حل مساله بیبهره باشد. این، بزرگترین خیانت به آینده کشور است.
۴. بحران مدیریتی در رأس تخصیص منابع: اقدامات خصمانه در پوشش سیاستگذاری
جناب آقای دکتر پزشکیان،
بحران کنونی تصادفی نیست. ریشه بخش عمدهای از این فروپاشی تدریجی را باید در نگرش و عملکرد برخی مدیران ارشد متولی تخصیص منابع به علم و آموزش عالی جستجو کرد. ما با شواهد و نتایج ملموس، شاهد هستیم که:
تضعیف عمدی جایگاه هیئت علمی: رویکرد حاکم بر برخی مدیریتهای کلان در سازمان برنامه و بودجه، نه حمایت از علم، که کوچکشماری، بیارزش کردن و ایجاد تقابل ساختگی بین هیئت علمی و سایر اقشار است. این نگرش، علم را هزینهای زائد میپندارد، نه سرمایهای راهبردی.
انتخاب مدیران غیرمتخصص در کانونهای حیاتی: واگذاری مسئولیت «میز آموزش عالی» در سازمان برنامه و بودجه به افرادی که هیچ درک، تجربه و پیوندی با زیست دانشگاهی، فرآیندهای پیچیده تولید علم و نیازهای واقعی پژوهشگران ندارند، نشاندهنده یک بیاعتنایی عمدی یا سوءتدبیر فاجعهبار است. این اقدام، مانند سپردن کشتی به کسی است که دریا را ندیده است و نتیجه آن، جز به گل نشستن کشتی علم کشور نخواهد بود.
اهداف پنهان: ایجاد بحران برای تضعیف اقتدار ملی: وقتی مدیریت منابع مالی علم به دست کسانی سپرده میشود که با فلسفه وجودی دانشگاه و نقش راهبردی استاد بیگانهاند، نتیجه چیزی جز تعمیق بحران، فرسایش بیشتر نیروها و نهایتاً تضعیف بنیانهای علمی-دفاعی کشور نیست. آیا این همان هدفی نیست که دشمنان این ملت در سر میپرورانند؟ آیا این مدیران، ناخواسته یا آگاهانه، در حال اجرای سناریویی هستند که دشمن از تحریم تا جنگ نیابتی برایش هزینه کرده است: «خالی کردن ایران از مغزهای متفکرش»؟
تقابل با خرد جمعی دانشگاهیان: رویکرد تحقیرآمیز و یکطرفه این مدیریتها، بهویژه در تقابل با شخصیتهای علمی و مدیریتهای خردمند دانشگاهی مانند جناب آقای دکتر عارف، نشان میدهد که مشکل، عدم توافق بر سر یک عدد بودجه نیست؛ مشکل، نپذیرفتن جایگاه رفیع علم و عالم در پیشبرد کشور است. این تقابل، جنگی علیه آینده ایران است.
جناب آقای دکتر پزشکیان،
شما به عنوان رئیسجمهور و به عنوان یک فرهیخته دانشگاهی، بیش از هر کس، عمق این فاجعه را درک میکنید. زمان شعار و وعدههای بیپشتوانه به پایان رسیده است. کشور در آستانه یک بحران وجودی در عرصه علم و فناوری قرار دارد.
ما، جمعی از دانشگاهیان دردآشنا، به عنوان آخرین اخطار، درخواستهای فوری و مشخص زیر را مطرح میکنیم:
۱. بررسی فوری و عزل بدون درنگ مدیرانی که با نگاه غیرتخصصی، تقابلی و خصمانه، در رأس سازمانهای متولی منابع علم و آموزش عالی (به ویژه سازمان برنامه و بودجه کشور) قرار گرفتهاند و با سیاستهای خود به تخریب نظام انگیزشی و فرسایش سرمایه انسانی علمی کشور دامن زدهاند. این اقدام، پیششرط هر اصلاح ساختاری است. مدیریت این عرصه حیاتی باید به افرادی با تجربه دانشگاهی عمیق، درک از مأموریت ملی علم و تعهد به ارتقای جایگاه هیئت علمی سپرده شود.
۲. تدوین و ابلاغ فوری یک «سند راهبردی نجات سرمایه انسانی علمی کشور» با محوریت:
- بازنگری ریشهای و فوری نظام پرداخت حقوق و مزایای اعضای هیئت علمی، با معیار رقابتپذیری منطقهای و بینالمللی، نه مقایسههای داخلی نابجا.
- ایجاد صندوق حمایت از پژوهشگران و استعدادهای درخشان برای حفظ و جذب نخبگان.
- حذف بوروکراسی خفهکننده و آزادسازی انرژی فکری اساتید برای تمرکز بر آموزش و پژوهش کیفی.
۳. تغییر نگاه حاکمیتی به هیئت علمی: از نگاه «کارمند هزینهبر» به «سرمایهگذار و دارایی راهبردی ملی». حفظ این سرمایه، هزینه نیست، بلکه ضرورتی برای بقا و عزت کشور است.
۴. واکاوی و اصلاح ساختار مدیریت منابع در آموزش عالی: بررسی عملکرد دستگاههای متولی تخصیص بودجه به دانشگاهها و علم، با حضور کارشناسان بیطرف و برجسته دانشگاهی، به منظور شفافیت و کارآمدی بیشتر و قطع زنجیره تصمیمگیریهای غیرتخصصی که آینده علم را به مخاطره میاندازد.
۵. ابلاغ دستورالعمل شفاف برای تبیین جایگاه هیئت علمی در رسانه ملی: افکار عمومی باید بدانند که معیشت و انگیزه یک استاد دانشگاه، مستقیم با امنیت غذایی، بهداشتی، دفاعی و استقلال فناورانه آنان ارتباط دارد.
جناب رئیس جمهور،
تاریخ این برهه حساس را به دقت ثبت خواهد کرد. آیا شما و دولت محترم، مانع از فروپاشی این سنگر شدید، یا شاهد افولی دیگر در تاریخ پرافتخار ایران بودید؟ ما، دانشگاهیان، همچنان بر سر پست خود ایستادهایم، اما این ایستادگی نیازمند پشتیبانی عملی و عزمی راسخ از بالاترین سطح حکمرانی است.
هشدار میدهیم که اگر صدای این فریاد شنیده نشود و اقدام عاجل، ریشهای و شجاعانهای - که اولین گام آن تغییر مدیریت مخرب سازمان برنامه و بودجه است - صورت نگیرد، جامعه دانشگاهی ایران برای دفاع از کیان علمی کشور و جلوگیری از نابودی قطعی این میراث، چارهای جز توسل به تمامی اشکال قانونی اعتراض جمعی نخواهد داشت. ما مسئولیت خود را در قبال آینده ایران در اولین فرصت پس از جنگ تحمیلی ادا خواهیم کرد.
امیدواریم با درایت و عزم شما، چراغ علم در ایران، نه تنها خاموش نشود، که پرنورتر از همیشه بدرخشد.
والسلام
به امید فردایی روشنتر برای ایران عزیز

بحث و گفتگو