بیانیه اعتراضی خطاب به رسانهها، افکار عمومی و مقامات مسئول
ما جانبازان مشمول واردات خودرو، قربانیان خاموش فاجعهای سازمانیافته هستیم. این بیانیه، فریاد اعتراض ما علیه شرکتهای معرفیشده از سوی وزارت صمت (از جمله پرشیا، ستاره ایرانیان، راستا موتور و سایر شرکتهای دخیل) است.
از امید تا تباهی
ما برای تأمین سرمایه اولیه، طلای همسرانمان، مسکن سرپناهمان و داراییهای اندک زندگیمان را فروختیم تا شاید گرهی از مشکلاتمان بگشاییم. اما امروز باید این تصویر دروغین را بشکنیم که گویا جانبازان از این خودروها «سودهای نجومی» بردهاند. واقعیت، تلختر از این حرفهاست.
دو نوع قرارداد، یک سرنوشت مشترک
ما در قالب دو نوع قرارداد با این شرکتها پای میز معامله نشستیم: حقالعملکاری و مشارکتی (۷۰ به ۳۰). دو مسیر متفاوت در ظاهر، اما هر دو به یک مقصد شوم ختم شدند: به یغما بردن سرمایه جانباز.
تعلل در ترخیص و تحویل قطرهچکانی
خودروهای ما ماهها در گمرکات معطل ماند و پس از ترخیص نیز، تحویل آنها به جانبازان بهویژه در قراردادهای حقالعملکاری با وقفههای طولانی و به شکلی قطرهچکانی انجام شد. گویی برنامهای هدفمند در کار بود تا جانباز، فرسوده و بیرمق، پا به میدان فروش بگذارد.
هزینههای بیحسابوکتاب
در این میان، مبالغ هنگفتی بابت هزینههای ترخیص، اظهار، گمرکی، انبارداری، پلاک و شمارهگذاری از ما اخذ شد، اما حتی یک برگ فاکتور رسمی یا صورتحساب ارائه نگردید. هیچ سندی در کار نیست و ما نمیدانیم پولمان کجا رفته است.
تخریب هدفمند قیمتها در بازار
شرکتها برای سرکوب ارزش خودروهای ما، قیمتهایی بهشدت پایینتر از عرف بازار را در سایتهای رسمی خود و با اکانتهای متعدد در دیوار و باما اعلام کردند. اما هرگاه خریداری واقعی برای خرید خودرو مراجعه میکند، سرانجام به این نتیجه میرسد که از ابتدا خودرویی در کار نبوده و آن آگهیها خالی از واقعیت بودهاند. این آگهیهای واهی، صرفاً حربهای برای بمباران روانی بازار و بیاعتبار کردن دارایی ما بوده است.
فاجعه قرارداد مشارکتی: عملِ انجامشده
اما در قراردادهای مشارکتی، ظلم به اوج خود میرسد. شرکت مدعی فروش خودرو به خریداران میشود بیآنکه جانباز بداند خریدار کیست، قیمت چه بوده و شرایط معامله چیست. سپس تماسی با جانباز گرفته میشود و از او میخواهند یک شماره کارت بدهد تا مبلغی واریز شود. همین، بدون هیچ توضیحی.
این تماس با جانبازی گرفته میشود که در نقطهای دورافتاده، با تنی رنجور در کنج خانه افتاده و دستش به هیچجا بند نیست. همان که روزی از این آب و خاک دفاع کرد، امروز توان پیگیری حق خود را ندارد. و اگر اعتراض کند، پاسخ میشنود: «شما فقط باید شماره کارت بدهید و حق پرسوجو ندارید.» این معامله نیست؛ تحمیل مطلق و غارت بیسروصداست.
درخواست ما
از هموطنان، رسانههای مستقل و مقامات مسئول میخواهیم فریاد ما باشند و این کارزار را امضا و بازنشر کنند. خواستههای مصرانه ما:
۱. ورود فوری نهادهای نظارتی و قضایی به اسناد مالی و شیوههای قیمتگذاری این شرکتها.
۲. ارائه فاکتورها و مستندات برای هر ریال هزینه دریافتی از جانبازان.
۳. توقف آنی آگهیهای دروغین و فروشهای تحمیلی یکطرفه.
۴. ابطال بندهای ظالمانه قراردادهای مشارکتی.
۵. جبران خسارات و بازگرداندن اموال ازدسترفته.
۶. پیگرد قاطع مدیران این شرکتها به دلیل خیانت در امانت و اخلال در بازار.
ما روزی برای امنیت این سرزمین از جان خود گذشتیم. امروز نگذارید در پشت خاکریز بیعدالتی، تنها و بیپناه بمانیم.
فریاد ما را بازنشر دهید و این کارزار را امضا کنید.
به امید روزی که عدالت، پناه بیپناهان باشد.
جمعی از جانبازان قربانیِ رویههای شرکتهای واردکننده خودرو

بحث و گفتگو