بنیاد ملی نخبگان در اقدامی بیسابقه و بدون توجه به واقعیتهای عرصه پژوهش و نوآوری، شیوهنامه جدید طرح شهید صیاد شیرازی (سرباز نخبگی) را در اسفندماه ۱۴۰۴ نهایی و برای سال ۱۴۰۵ ابلاغ کرده است. این شیوهنامه بازنگری شده، عملاً با مهندسی جدید امتیازدهی، مسیر دسترسی نخبگان واقعی را به این طرح مسدود کرده است.
الف) تغییر الگوی امتیازدهی؛ حذف نخبگان پژوهشگر به نفع نخبگان آزمونی
در شیوهنامه جدید، وزن امتیازات بهگونهای تنظیم شده که اولویت مطلق با مواردی است که غیرقابلجبران و غیرقابلافزایش هستند:
· مقام در المپیادهای دانشجویی یا دانشآموزی (که تنها در مقطع خاصی از زندگی قابل کسب است)
· معدل مقاطع مختلف تحصیلی (که امکان جبران آن برای فارغالتحصیلان وجود ندارد)
· پذیرش از دانشگاههای معتبر خارجی
· رتبه خاص کنکور سراسری
در مقابل، فعالیتهای علمی و پژوهشیِ مستمر نظیر ثبت اختراعات متعدد، چاپ مقالات معتبر علمی در ژورنالهای بینالمللی و سایر دستاوردهای پژوهشی که سالها تلاش و تخصص برای آنها صرف شده، امتیاز ناچیزی دریافت کردهاند و عملاً در سایه امتیازات آموزشیِ غیرقابلافزایش، بیارزش شدهاند.
ب) بازتعریف «نخبه»؛ سنگاندازی به جای نخبهپروری
نتیجه این بازنگری، محرومیت گروه بزرگی از افرادی است که سال گذشته و بر اساس شیوهنامه ۱۴۰۴ واجد شرایط نخبگی شناخته شدهاند، اما امسال به یکباره از جمع نخبگان حذف شدهاند.
فردی که با ثبت دهها اختراع و انتشار مقالات متعدد در مجلات علمی معتبر، سالها برای اعتلای دانش و فناوری کشور تلاش کرده، به دلیل نداشتن مدال المپیاد یا رتبه کنکور سراسری (که فرصت کسب آن برای او به پایان رسیده) از بهرهمندی از این طرح محروم میشود. این رویه نهتنها «نخبهپروری» نیست، بلکه نخبهسوزی آشکار است.
ج) کاهش ظرفیت، بهانهای برای حذف هدفمند
مسئولان بنیاد، کاهش ظرفیتهای ابلاغی را علت اصلی این بازنگری عنوان کردهاند. اما کاهش ظرفیت هرگز نباید به معنای تغییر در تعریف نخبگی و محرومیت نخبگان بالفعل باشد. وظیفه بنیاد در شرایط کاهش ظرفیت، اولویتبندی عادلانه میان نخبگان است، نه بازتعریف خود نخبگی به گونهای که گروهی از نخبگان مسلّم را از گردونه خارج کند.
د) نقض آشکار هدف بنیاد ملی نخبگان
بنیاد ملی نخبگان مأموریت دارد «شناسایی، هدایت و حمایت از استعدادهای برتر» را بر عهده داشته باشد. شیوهنامه جدید، به جای حمایت از استعدادهای برتر پژوهشی و نوآور، صرفاً به برگزیدگان موفق المپیادها و کنکور (که اکثراً در سنین نوجوانی به این موفقیتها دست یافتهاند) اولویت میدهد و پژوهشگرانی را که در دوران دانشگاه و پس از آن به تولید علم و فناوری پرداختهاند، نادیده میگیرد.
ما امضاکنندگان این کارزار، خواستاریم:
۱. لغو فوری شیوهنامه جدید طرح شهید صیاد شیرازی (۱۴۰۵) و بازگشت به ضوابط عادلانه احراز نخبگی (مشابه شیوهنامه ۱۴۰۴)؛
۲. بازنگری اساسی در الگوی امتیازدهی به گونهای که فعالیتهای پژوهشی مستمر (اختراعات، مقالات علمی، طرحهای فناورانه و...) وزن و ارزش واقعی خود را بیابند؛
۳. حذف امتیازات غیرقابلجبران (همچون المپیاد و رتبه کنکور) از جدول امتیازبندی اصلی و جایگزینی آن با شاخصهای پویا و مبتنی بر عملکرد مستمر علمی؛
۴. تشکیل کارگروهی متشکل از نمایندگان جامعه نخبگان و پژوهشگران برای تدوین شیوهنامهای عادلانه، شفاف و مبتنی بر مأموریت واقعی بنیاد ملی نخبگان.
نخبه واقعی، کسی است که با تلاش مستمر، مرزهای دانش را جابهجا میکند؛ نه کسی که سالها پیش در یک آزمون، نمرهای درخشان کسب کرده است. شیوهنامه جدید، این حقیقت بدیهی را نادیده گرفته است.
ما خواهان عدالت نخبگانی هستیم. به این کارزار بپیوندید و صدای جامعه علمی کشور را به گوش مسئولان برسانید.

بحث و گفتگو