این روزها دانشآموزان پایه یازدهم و دوازدهم، درگیر یکی از سختترین دورانهای تحصیلی خودشان هستند. امتحانات نهایی که سالهای قبل به صورت داخلی و دبیرخانهای برگزار میشد، حالا به یک آزمون سراسری و متمرکز تبدیل شده که نه تنها کیفیت آموزش را بالا نبرده، بلکه استرس و فشار روانی را به شدت افزایش داده است. دانشآموزی که یک سال کامل زیر نظر معلم خود درس خوانده و پیشرفت داشته، حالا باید با یک برگه امتحانی سراسری سنجیده شود که طراحش هیچ شناختی از سطح کلاس، تواناییها و زحمات آن دانشآموز ندارد. این یعنی عدالت آموزشی زیر سؤال رفته است.
معلمی که از مهر تا خرداد کنار دانشآموز بوده، بهترین فرد برای ارزیابی عملکرد اوست، چون میداند کدام دانشآموز با تلاش شبانهروزی به این سطح رسیده و کدام یک شب قبل از امتحان حفظ کرده است. ولی سیستم فعلی، این حق را از معلم گرفته و به یک فرآیند خشک و غیرانسانی سپرده است. نتیجه؟ دانشآموزی که نمره واقعی خود را نمیگیرد، انگیزهاش برای ادامه تحصیل کم میشود و اعتماد به نفسش را از دست میدهد.
حالا به این اضافه شود تأثیر ۴۰ درصد این امتحانات روی نتیجه کنکور؛ یعنی دانشآموز هم باید برای کنکور بخواند و هم برای نهایی، یعنی دو جبهه، دو استرس، دو جنگ همزمان؛ شبهای بیخوابی، روزهای پرتنش، و فرصتی برای نفس کشیدن نیست. دانشآموز امروز دیگر لذت یادگیری را حس نمیکند، فقط نمره و قبولی و رقابت برایش معنی دارد. این یعنی سیستم آموزشی به جای پرورش، دارد تخریب میکند.
کشورهایی که نظام آموزشی موفق دارند، امتحانات نهایی را به تشخیص معلم سپردهاند چون میدانند که معلم بهترین ارزیاب است. ما از مسئولین آموزش و پرورش میخواهیم که این اشتباه را اصلاح کنند.
درخواست اول: بازگشت امتحانات نهایی به حالت داخلی و دبیرخانهای.
درخواست دوم: کاهش تأثیر نمره نهایی در کنکور به زیر ۲۰ درصد.
درخواست سوم: طراحی سؤالات متناسب با سطح واقعی دانشآموزان.
این درخواستها فرار از مسئولیت نیست، دفاع از عدالت آموزشی است. دانشآموزی که واقعاً تلاش کرده باید نتیجه تلاشش را ببیند، نه اینکه با یک آزمون سراسری همه زحمات یکسالهاش نادیده گرفته شود. امتحان سراسری برای کنکور کافی است، چرا باید دانشآموز دوبار در سال امتحان سراسری بدهد؟ این یعنی اتلاف وقت، انرژی و سرمایه روانی.
دانشآموزان امروز مدیران، پزشکان، مهندسان و معلمان فردا هستند، اگر امروز آنها را درک نکنیم، فردا جامعهای خواهیم داشت با نسلهایی خسته و زده، نسلی که به سیستم آموزشی بیاعتماد شده، یادگیری را با استرس اشتباه میگیرد و فقط میخواهد زودتر تمام شود و برود. این یعنی شکست نظام آموزشی. ولی هنوز وقت هست، هنوز میشود این مسیر را اصلاح کرد؛ با شنیدن صدای دانشآموزان، با درک کردن مشکلاتشان، با بازگرداندن اختیار به معلمها و با عدالت در طراحی سؤالات.
از همه والدین، معلمان، دغدغهمندان آموزشی و شهروندان میخواهیم که امضا کنند. این امضا یعنی ایستادن کنار یک نسل، یعنی باور به عدالت، یعنی آیندهای که حق همه است. پس امضا کنید تا صدای این نسل به گوش مسئولین برسد. عدالت آموزشی را امضا کنید، آینده را امضا کنید.

بحث و گفتگو