چرا این کارزار؟
هر بار که نرخ دلار بالا میرود، سفرههای میلیونها خانواده ایرانی کوچکتر میشود. نان، گوشت، دارو، اجارهخانه، حملونقل — همهچیز به نرخ ارز گره خورده است. این یک واقعیت اقتصادی ساده است: بیثباتی ارز، مستقیمترین مالیات پنهان بر زندگی مردم است.
ما این کارزار را راه انداختهایم تا با صدایی واحد بگوییم: تثبیت نرخ ارز یک مطالبه عمومی است، نه یک خواسته سیاسی.
مشکل چیست؟
۱. تورم ساختاری، نه تصادفی
وقتی نرخ ارز بیضابطه رها میشود، قیمت همه کالاها و خدمات — از نان تا دارو — به دنبال آن بالا میرود. این تورم موقتی نیست؛ ساختاری است و یکبار که قیمتی بالا رفت، پایین نمیآید.
۲. ثروت از جیب مردم به جیب دلارداران
هر جهش ارزی، بدون اینکه یک پیچ کارخانه بیشتر بچرخد، ثروت عظیمی را از کارگر، معلم، بازنشسته و تولیدکننده داخلی به جیب عدهای معدود منتقل میکند.
۳. بنزین و انرژی: ستون فقرات قیمتها
گرانسازی انرژی بدون کنترل ارز، یعنی گرانسازی همهچیز. بنزین ستون فقرات حملونقل است؛ حملونقل ستون فقرات قیمت هر کالایی است که روی سفره مردم مینشیند.
۴. ارز صادراتی که برنمیگردد
میلیاردها دلار حاصل از صادرات فولاد، پتروشیمی و نفت به چرخه رسمی اقتصاد بازنمیگردد. این ارزها یا صرف خرید ملک در خارج میشود یا وارد بازار آزاد شده و به افزایش نرخ دامن میزند — در حالی که کشور از «کمبود ارز» مینالد.
خواستههای ما
ما از مسئولان سه قوه میخواهیم:
- تثبیت نرخ ارز از طریق سیاستگذاری شفاف و قابل نظارت
- بازگشت اجباری ۱۰۰٪ ارز صادراتی به چرخه رسمی اقتصاد
- دلار زدایی از قیمتگذاری کالاهای اساسی در بازار داخلی
- شفافیت کامل در تخصیص و مصرف منابع ارزی کشور
- مقابله جدی با مفسدان ارزی که از نوسانات ساختگی سود میبرند
چرا این مطالبه منطقی است؟
نقد سیاستها، تخریب نیست — دفاع از معیشت مردم است.
کشوری با این حجم از منابع طبیعی، صادرات انرژی و ظرفیت تولید، نباید شاهد باشد که مردمش زیر بار گرانی له شوند. از نظر ما مشکل، کمبود منابع نیست؛ مشکل، ساختاری است که این منابع را از مسیر رفاه عمومی خارج میکند.
تثبیت نرخ ارز نه یک معجزه است، نه یک شعار — یک ابزار سیاستی مشخص است که دولتهای بسیاری با اراده و برنامه از آن استفاده کردهاند.
آنچه لازم است، اراده سیاسی برای ایستادن در برابر ذینفعان بیثباتی است.

بحث و گفتگو