به نام خداوند جان و خرد
ما، جمعی از مردم ایران، از هر قشر، با هر باور و از هر گوشهٔ این خاک رنجدیده، این متن را نه بهعنوان یک بیانیهٔ سیاسی، بلکه بهعنوان اتمام حجتی صریح و فریادی برخاسته از درد مشترک مینویسیم؛ فریادی که پژواک آن از دل میلیونها ایرانی شنیده میشود. ما نه تجزیهطلبیم، نه وابستهٔ بیگانه و نه دشمن این آبوخاک. ما همان مردمی هستیم که فرزندانمان را برای سربلندی این سرزمین دادهایم؛ ما دانشجویان، کارگران، معلمان، بازاریان و جوانانی هستیم که آیندهمان در برابر چشمانمان در حال از دست رفتن است.
خطاب ما به مسئولان کشور است؛ آنان که بر جایگاههای تصمیمگیری تکیه زدهاند و شاهد فرسایش تدریجی زندگی و امید یک ملتاند. تورم سنگین، کاهش مستمر ارزش پول ملی و گرانی بیسابقه، سفرههای مردم را کوچکتر کرده و کرامت انسانی را بهشدت تحت فشار قرار داده است. امروز بسیاری از مردم به نقطهای رسیدهاند که تابآوریشان به مرز فرسودگی رسیده است.
اما آنچه این وضعیت دشوار اقتصادی را تلختر میکند، شیوهٔ تکرارشونده و تحقیرآمیز در مواجهه با صدای اعتراض مردم است. بهجای پرداختن به ریشههای مشکلات، راهحلهایی مقطعی و کماثر در پیش گرفته میشود: قطع اینترنت و بستن صدای اعتراض مردم!
این متن، نه از سر پیشداوری، بلکه هشداری روشن نسبت به تکرار الگوهای پیشین است. تجربه نشان داده است که با تشدید فشارهای اقتصادی، احتمال توسل دوباره به چنین روشهایی افزایش مییابد؛ روشهایی که بهجای حل مسئله، تنها صدای اعتراض را بهطور موقت خاموش میکنند.
از همین رو، پیشاپیش یادآور میشویم:
قطع اینترنت، همانند استفاده از مُسکّنی موقت برای مشکلی عمیق و ریشهدار است؛ نشانهها را برای مدتی پنهان میکند، اما مسئله را در لایههای پنهان تشدید میسازد. نارضایتی انباشتهشدهٔ مردم، واقعیتی است که با محدودسازی ارتباطات نهتنها کاهش نمییابد، بلکه عمیقتر و پیچیدهتر میشود. تصور بازگشت آرامش از این مسیر، برداشتی نادرست است؛ چراکه فشارهای فروخورده، در نهایت راهی برای بروز پیدا میکنند.
ما، جوانان و تحصیلکردگان این سرزمین، از تداوم این وضعیت ناپایدار بهشدت فرسوده شدهایم. مطالبهٔ ما روشن است: ثبات اقتصادی، چشماندازی قابل اتکا برای آینده و زندگیای متناسب با شأن انسان. اگر امکان بیان مسالمتآمیز مطالبات در فضای مجازی محدود شود، بهطور طبیعی ظرفیت استفاده از ابزارهای مدنی موجود کاهش مییابد و شهروندان ناچار به جستوجوی مسیرهای قانونی دیگر برای رساندن صدای خود خواهند شد.
تأکید میکنیم هرگونه حضور و مطالبهگری اجتماعی، نه با رویکرد تنشآفرین، بلکه در چارچوب اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با هدف تجمعات مسالمتآمیز و بدون حمل سلاح خواهد بود. قانون اساسی این حق را به رسمیت شناخته و انتظار میرود بهعنوان یکی از ارکان مردمسالاری، زمینهٔ بهرهمندی عملی از آن فراهم شود.
و سخنی با هموطنان:
برادر و خواهر من؛ اگر در دفاع از وضع موجود، نقدی بر این سخن دارید، بدانید این متن نه علیه دین است، نه اسلام و نه تمامیت ارضی کشور. این فریادی است برای «عدالت» و دعوتی به همبستگی فراتر از مرزبندیهای سیاسی. مسلمان و غیرمسلمان، دانشجو و کارگر، مذهبی و غیرمذهبی، همگی در یک سرنوشت مشترک سهیم هستیم؛ سرنوشتی که سوءمدیریت و فساد، آن را با خطر جدی مواجه کرده است. مسئلهٔ ما مسئولان دلسوز و پاکدست نیستند؛ مسئله، عملکرد مدیران فاسد و ناکارآمدی است که منابع ملی را هدر داده و کشور را به این وضعیت کشاندهاند. راه برونرفت، اتحاد برای مقابله با فساد و اصلاح مسیر ادارهٔ کشور است.
کلام آخر خطاب به مسئولان:
این سخن، هشداری جدی و آخرین اتمام حجت مدنی است. صدای مردم را تا زمانی که امکان گفتوگو و بیان مسالمتآمیز وجود دارد، بشنوید؛ پیش از آنکه بیتوجهی و سکوت تحمیلی، شرایطی رقم بزند که مدیریت آن از اختیار همگان خارج شود.
وَلَا تَرْکَنُوا إِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَمَا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیَاءَ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ
و به کسانی که ستم کردهاند تمایل نشان ندهید و تکیه نکنید، که آتش [پیامد آن] شما را فراخواهد گرفت، و جز خدا یاوری نخواهید داشت، سپس یاری نخواهید شد.
جمعی از مردم نگران ایران
