رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف
عرض سلام و ادب و احترام
نگاهی دلسوزانه و انتقادی به الگوی افزایش حقوق؛ صدای عدالتی که در اعداد خفه میشود.
به نمایندگی از جمع کثیری از کارمندان دولت و با ایمان به دغدغههای عدالتخواهانه مسئولان ارشد نظام، این سطور را با صراحتی مؤدبانه و مسئولانه تقدیم حضور میکنیم. امید است این نوشته نه بهعنوان شکایت، بلکه بهعنوان نقشهای برای اصلاح، مورد تأمل قرار گیرد.
- افزایش درصدی، عدالت پنهان...
امسال، در آستانه تنظیم بودجه، سخن از «افزایش پلکانی حقوق» میشود. اما دریغ که این پلکان، اغلب نه بر مبنای عدالت توزیعی، بلکه بر اساس همان فرمول قدیمی «درصدی» طراحی میشود. در این روش، کارمندی که با حداقل حقوق (۱۳ میلیون تومان در سال ۱۴۰۴) زندگی خود را به سختی میگذراند، با فرض افزایش ۵۰٪، تنها ۶.۵ میلیون تومان افزایش میبیند، در حالی که همکار ارشد او با حقوق ۹۱ میلیونی، با افزایشی به مراتب کمتر (مثلاً ۲۰٪)، رقمی حدود ۱۸ میلیون تومان به دارایی ماهانهاش افزوده میشود.
نتیجه؟
شکاف طبقاتی که پیش از این ۷۸ میلیون تومان بود، حالا به مرز ۹۰ میلیون تومان میرسد. این عدد، فقط یک رقم خشک نیست؛ گویای عمق فاصلهای است که روزبهروز، همدلی سازمانی را میخشکاند و احساس بیعدالتی را ریشهدار میکند.
- افزایش نسبی به چه کار میآید؟
اگر هدف از افزایش پلکانی، تنها جبران تورم و بهبود نسبی معیشت است، آیا این الگو به بهبود «واقعی» زندگی کمدرآمدترین قشر کمک میکند؟ یا تنها نقش یک مُسَکِن موقتی را بازی میکند؟
افزایش درصدی در عمل، به معنای «تضمین حفظ شکاف موجود و حتی تعمیق آن» است. این روش، ناخواسته پیام میدهد: «فاصله طبقاتی در دولت، یک اصل پذیرفته شده است.»
آیا این همان فرهنگی است که میخواهیم به بدنه دولت و سپس به کل جامعه تزریق کنیم؟
- راهکار گمشده: «افزایش پلکانی مطلق»؛ پلکانی که همه را با هم بالا میبرد.
ما از شما میخواهیم بهجای تکیه بر درصدهای ثابت، افزایش بر اساس مبلغ ثابت یا شیب معکوس را در دستور کار قرار دهید. به عبارت ساده:
- پایهترین حقوقها: افزایشی چشمگیر و ملموس (مثلاً ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان) را داشته باشند.
- حقوقهای میانی: افزایشی متعادل (مثلاً ۷ تا ۱۰ میلیون تومان) را داشته باشند.
- بالاترین حقوقها: افزایشی محدود و نمادین (مثلاً ۳ تا ۵ میلیون تومان) را شامل شوند.
در این صورت:
- فاصله مطلق کاهش مییابد.
- عدالت به چشم دیده میشود.
- انگیزه خدمت در سطوح پایینتر افزایش پیدا میکند.
- دولت بهعنوان الگوی عدالت در تأمین اجتماعی، نقش خود را به درستی ایفا میکند.
- مسئولیت تاریخی دولت بهعنوان الگوی ملی:
دولت تنها یک کارفرما نیست؛ یک نماد و الگوی اجتماعی است. هر تصمیم مالی آن، پیامی فرهنگی به جامعه میفرستد. اگر دولت در درون خود نتواند فاصلهها را مدیریت کند، چگونه میتواند مدعی کاهش شکاف طبقاتی در سطح کشور باشد؟
افزایش پلکانی مطلق، تنها یک تنظیم عددی نیست؛ یک بیان عملی از عدالت است. عدالتی که در سخنرانیها مبلغ آن هستیم، باید اول در حقوق کارکنان خود دولت نمود یابد.
- در پایان: دعوت به تدبیری عادلانه
ما مطمئنیم دغدغه عدالت در میان مسئولان محترم زنده است. اکنون زمان آن است که این دغدغه، در قالب اعداد و ارقام حقوق و دستمزد متبلور شود.
بیایید سال ۱۴۰۵ را به نام «سال عدالت در پرداختها» ثبت کنیم. سالی که در آن پلکان افزایش حقوق، پلکانی باشد که همه را با هم بالا ببرد، نه آنکه پلههای پایینی را در سایه بلندی پلههای بالا گم کند.
با امید به آیندهای عادلانهتر و احترام فراوان،
جمعی از کارکنان دولت و دلسوزان نظام جمهوری اسلامی ایران
عدالت عددی، نخستین گام عدالت اجتماعی است.

بحث و گفتگو