سلام و وقت بخیر
در این شرایط جنگی، حق ماست که امنیت داشته باشیم، مخصوصاً برای درس خواندن — بهویژه ما کنکوریهای سال ۱۴۰۵ که در تمام پایهها تحت قوانین جدید و تغییرات متعدد قرار گرفتیم و فشار و استرس زیادی را تحمل کردیم. از جمله امتحانات نهایی که اجرا شد و سپس حذف شد و… اما اکنون فقط میخواهم درباره کنکور صحبت کنم، نه چیز دیگر.
در زمان جنگ ۱۲ روزهی قبلی، کنکور را حتی اندکی به تأخیر انداختید، اما شرایط الان کاملاً متفاوت است.
خیلیها شهید شدند، خیلی از بچهها دیگر بین ما نیستند، خانههای زیادی آوار شده و بسیاری از دانشآموزان حتی از ترس بمباران، در شرایط امن و آرامی نیستند.
مناطق ظاهراً امن نیز در این دو ماه، بهخاطر قطعی اینترنت، از درس و کلاس عقب ماندهاند. پس تقریباً میتوان گفت همهی ما زیر آوار این موشکها به نوعی گرفتار شدهایم. حتی اگر در تاریخ هم از ما یاد کنند، کم گفتهاند… جملهی «من کنکوریِ سالِ جنگ بودم» بهقدری سنگین و دردناک است که برگزاری کنکور در زمان مقرر، آن را دردناکتر میکند.
حق ماست حداقل اعتراض کنیم، هرچند همهمان ناامیدیم.
از شما خواهش میکنم درک کنید، یک لحظه به ما هم فکر کنید.
آیا واقعاً نمیتوانید اندکی به ما یاری برسانید؟
مگر ما چه گناهی کردهایم؟
تو را خدا این سال آخر را جهنم نکنید.
کمی امید بدهید — مگر امید داشتن چه اشکالی دارد؟
چرا باید با روحیهی ما بازی شود؟
خواهش میکنم حق امنیت داشتن را از ما نگیرید.
لطفاً کنکور را حداقل برای حدود یک ماه به تعویق بیندازید.
هنوز معلوم نیست جنگ تمام شده یا نه؛ اگر به مراکز برگزاری کنکور در این شرایط حمله شود چه خواهد شد؟
به این نکته فکر کنید — ما فقط امنیت میخواهیم.
از اینکه حداقل میتوانیم این کارزار را راهاندازی کنیم، صمیمانه سپاسگزاریم.
با این کار بزرگترین هدیه و کمک را به ما میکنید.
دعاگوی شما هستیم.

بحث و گفتگو