بسمه تعالی
دادستان محترم کل کشور
با سلام و احترام
ما جمعی از فعالان فرهنگی، هنری و اجتماعی کشور، در شرایطی این بیانیه را خطاب به آن مرجع محترم تنظیم میکنیم که ملت ایران در یکی از حساسترین و سرنوشتسازترین مقاطع تاریخی خود، آماج تجاوز و حمله مستقیم دشمن خارجی قرار گرفته و امنیت ملی، تمامیت ارضی و عزت این سرزمین، مورد جنایت آشکار قرار گرفته است.
در چنین وضعیتی، انتظار طبیعی، اخلاقی و ملی آن بود که همه کسانی که سالها با اتکا به ظرفیتهای این کشور، در فضای عمومی رشد کردهاند، از شهرت، اعتبار، امکانات، تریبون و در مواردی از منابع مستقیم یا غیرمستقیم عمومی بهرهمند شدهاند، در کنار مردم و منافع ملی بایستند و دستکم موضعی روشن، صریح و بهموقع در محکومیت تجاوز دشمن اتخاذ کنند.
با کمال تأسف، افکار عمومی شاهد آن بود که برخی چهرههای مشهور در حوزه هنر، ورزش و رسانه، یا اساساً در برابر این تعرض آشکار سکوت اختیار کردند، یا با تأخیر معنادار و پس از تغییر فضای عمومی کشور، واکنشهایی حداقلی، محافظهکارانه و فاقد مسئولیتپذیری واقعی از خود نشان دادند. این در حالی است که همین افراد در بسیاری از موضوعات فرعی، شخصی، تبلیغاتی و حتی حاشیهای، همواره با صدایی بلند، موضعگیریهای سریع، صریح و گاه طلبکارانه داشتهاند و از تریبون عمومی برای اثرگذاری بر افکار عمومی نهایت استفاده را بردهاند.
سکوت یا تعلل این افراد در هنگامه جنگ متجاوزانه تحمیلی به ایران، صرفاً یک رفتار شخصی و خصوصی تلقی نمیشود و باید مورد توجه نهادهای مسئول قرار گیرد.
اعتراض به این رفتار و درخواست اصلی ما از آن مرجع محترم، صرفاً متوجه سکوت این افراد نیست؛ بلکه ناظر بر یک تناقض ساختاری و غیرقابل توجیه است: چگونه ممکن است اشخاصی که در بزنگاه دفاع از کشور، حاضر به ادای حداقل مسئولیت ملی و اخلاقی خود نیستند، همچنان از بودجهها، حمایتها، مجوزها، امکانات، پروژهها، امتیازات و ظرفیتهای رسمی و عمومی این کشور بهرهمند باشند؟
آیا بیتالمال باید در اختیار کسانی قرار گیرد که در زمان تهدید علیه ملت، نهتنها نقش مؤثر و همسو با منافع ملی ایفا نمیکنند، بلکه گاه با سکوت معنادار، بیتفاوتی آشکار یا رفتارهای دوپهلو، بر ابهام و سرخوردگی اجتماعی میافزایند؟
کسی که از این سرزمین اعتبار میگیرد، نمیتواند در زمان تعرض به همین سرزمین، خود را صرفاً ناظر بیطرف معرفی کند. بیطرفی در برابر تجاوز دشمن، در وجدان عمومی جامعه، رفتاری قابل تطهیر نیست.
بر این اساس، ما از دادستانی کل کشور و دیگر نهادهای مسئول تقاضا داریم:
نخست، نسبت به بررسی دقیق نحوه تخصیص حمایتها، امتیازات، پروژهها و منابع عمومی به چهرههایی که در بزنگاههای ملی، از ایفای مسئولیت اخلاقی و اجتماعی خود سر باز زدهاند، ورود جدی و شفاف صورت گیرد.
دوم، سازوکاری روشن برای احراز تعهد عمومی و مسئولیتپذیری چهرههایی که از منابع و امکانات رسمی کشور بهرهمند میشوند، تدوین و اجرا شود تا منافع عمومی در اختیار کسانی قرار نگیرد که در لحظات خطیر، نسبت خود را با ملت و امنیت کشور مبهم یا منفصل نشان میدهند.
سوم، هرگونه حمایت مالی، سازمانی و رسانهای از افرادی که عملاً در برابر تعرض به ایران موضعی مسئولانه، روشن و همسو با منافع ملی اتخاذ نکردهاند، مورد بازنگری فوری قرار گیرد.
چهارم، به افکار عمومی اعلام شود که استفاده از بودجه و امکانات کشور، حقی بدون مسئولیت نیست و هیچ فردی نمیتواند از سفره عمومی بهرهمند باشد اما در روز دفاع از همین ملت، سکوت، تأخیر یا ابهام را جایگزین مسئولیت کند.
ما تأکید میکنیم که این مطالبه، نه از سر تسویهحساب شخصی، نه ناشی از برخوردهای سلیقهای و نه در تعارض با حق اظهارنظر افراد است؛ بلکه مطالبهای روشن برای صیانت ازحرمت منافع عمومی، پاسداشت شأن ملت ایران و جلوگیری از استمرار رانت فرهنگی و رسانهای برای کسانی است که در لحظه آزمون، فاصله خود را با مردم و منافع ملی آشکار کردهاند.
امروز جامعه فرهنگی و هنری کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمندبازتعریف نسبت «اعتبار عمومی» و «مسئولیت عمومی» است. نمیتوان در روزهای عادی از این ملت اعتبار گرفت، اما در روزهای سخت، در قبال این ملت سکوت کرد و همچنان از امتیازات همان ساختار بهرهمند ماند.
ما از آن مرجع محترم انتظار داریم با درک حساسیت این مطالبه، نسبت به این مسئله با جدیت، دقت و بدون اغماض ورود کرده و اجازه ندهد شأن منابع عمومی کشور و احساسات جریحهدارشده ملت ایران، قربانی بیمسئولیتی و مصونیت عملی برخی چهرههای مشهور شود.
والسلام

بحث و گفتگو