حضرت آیتالله العظمی سید مجتبی خامنهای (مدظله العالی)
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
رئیس جمهور محترم
حجتالاسلام والمسلمین جناب آقای غلامحسین محسنی اژهای
رئیس محترم قوه قضائیه
وزیر محترم اطلاعات
رئیس محترم پلیس فتا
دادستان محترم کل کشور
رئیس محترم سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی (ساترا)
با سلام؛
ما امروز در شرایطی پیچیده و حساس قرار داریم: جنگی تمامعیار، تورم طاقتفرسا، تحریمهای فلجکننده و آسیبهای روحی و مالی ناشی از بمبارانها. تنها سه هفته از برقراری آتشبس میگذرد، اما ایرانیان - بدون توجه به عقیده، پوشش، دین و شغل خود - در تجمعات گسترده حاضر شدند، پشت کشورشان ایستادند و در برابر تهدیدهای ترامپ قد علم کردند.
طبق گزارشهای معتبر، تنها در پویش «جانفدا» بیش از ۳۰ میلیون زن و مرد مشارکت داشتهاند. این یعنی ملت ایران، برخلاف تمام فشارها، در عمل ثابت کرده است که منافع ملی را بر هر اختلافی ترجیح میدهد.
اما سؤال اینجاست
اگر دولت بارها تأکید کرده که «روی فضای مجازی داخلی تمرکز داریم»، پس چرا تندروهای مذهبیِ فعال در فضای مجازی - که خود را ارزشی و وطنپرست مینامند - هر روز به مردم معترض و مطالبه گر توهین میکنند، آنها را «جاسوس یا سایبری» خطاب میکنند و به جای کمک به انسجام، مدام درباره حجاب زنان، اینترنت و دینداری دیگران نظر تحمیلی میدهند؟
واقعیت تلخ:
به خاطر اقلیتی از جاسوسان واقعی که ابزار ارتباطی خود را دارند، بیش از چهار ماه است که همه مردم با مشکلات اینترنت، تورم و گرانی دست و پنجه نرم میکنند. یک ماه تمام با صدای بمب و موشک از خواب پریدند. خانهها آسیب دید، عزیزانشان از دست رفتند. آن کسی که در بمباران کشته شد، لزوماً با حجاب یا مذهبی نبود؛ او یک ایرانی بود.
حالا همان تندروهای مذهبی یا به ظاهر مذهبیِ بیضابطه:
- طبقاتی شدن جامعه و شکاف میان مردم را دامن میزنند.
- میگویند: «تا هلاکت جاسوسان و براندازان، از اینترنت استفاده نکنید.»
- قطعی بالای دو ماه اینترنت، بیش از یک و نیم میلیارد دلار به اقتصاد کشور ضربه زده است.
- کارگران به دلیل تورم، تحریم و آسیبهای جنگی تعدیل میشوند.
- کارخانهها و شرکتها از یک سو با قطعی اینترنت و از سوی دیگر با تورم و تحریم دست و گریبانند.
در چنین شرایطی، این افراد در فضای مجازی داخلی چه میکنند؟
به مردم توهین میکنند، چون فرض میکنند همه باید مذهبی باشند. درباره پوشش، اینترنت و دین دیگران اظهارنظر تحمیلی میکنند و عملاً به جنگ داخلی و اختلافات دامن میزنند.
مطالبات
۱. جریان تندروهای مذهبی و یا به ظاهر مذهبی فضای مجازی که بدون هیچ مجازات و اخطاری به تخریب روحیه ملی و تحریک جوانان مشغول است، باید مهار شود.
۲. این افراد که همانند جاسوسان مسلح اسرائیل برای امنیت کشور خطرناک شدهاند، باید شناسایی و برخورد قانونی شوند، نه اینکه رها شوند تا نسل جوان را در این شرایط ناامیدکننده تحریک کنند.
۳.سایه تصمیمگیریهای تحکمآمیز و توهینها از روی دوش مردم برداشته شود.
۴.سرمایه اصلی ما جوانان و نوجوانان، زنان و مردان، اقتصاد دیجیتال، علم و دانش هستند. تضعیف این سرمایهها به نام ارزشگرایی، خیانت به امنیت ملی است.
یک سؤال اساسی از مدعیانِ «جاسوسیابی سایبری»
این افراد به هر شهروندی که عقیده یا پوششی متفاوت دارد، برچسب «جاسوس سایبری» میزنند. از آنها و مسئولانی که این ادعاها را نادیده میگیرند، میپرسم:
- آیا یک جاسوس حرفهای با خط و سیمکارت شخصیِ خودش وارد فضای ملی میشود؟
- آیا آنقدر سادهلوح است که ردپای مستقیم از خود به جا بگذارد تا در کمترین زمان ممکن شناسایی شود؟
این ادعاها نه تنها مستند نیست، بلکه با کوچکترین دانش فنی نیز در تناقض است. جاسوسهای واقعی از ابزارهای رمزنگاری، سرورهای خارجی، هویتهای جعلی و شبکههای پنهان استفاده میکنند. نه این که با اکانت شخصی و در پلتفرمهای داخلی نظر بدهند.
پس «جاسوس سایبری» خطاب کردن مردم معترض عادی چه توجیهی دارد؟
جز القای ترس، توجیه فشار بر اقلیتها، و منحرف کردن افکار عمومی از ناکارآمدیهای واقعی؟
از پلیس فتا و دادستانی سؤال میکنیم:
آیا تاکنون حتی یک مورد از این «جاسوسهای سیمکارتبهدستِ حاضر در فضای ملی» شناسایی و دستگیر شده است؟
اگر نه، چرا به این اتهامزنیهای بیاساس که جامعه را به جنگ داخلی و بدگمانی جمعی میکشاند، پایان داده نمیشود؟
نفی حق شهروندی با ادبیات اخراج!!
وقتی ما نسبت به این اتهامزنیها و فضای تفرقهانداز اعتراض میکنیم، پاسخ تند و توهینآمیزی میشنویم:
«هر کس دوست ندارد جمع کند، برود. مگر اینجا کشور ما نیست؟»
سؤال ما این است:
- طبق کدام اصل قانون اساسی - حتی برای بالاترین مقامات کشور - اجازه داده شده که درباره حق شهروندی افراد اینگونه اظهارنظر توهینآمیز و تبعیدگونه کنند؟
- مگر اصل نوزدهم قانون اساسی نمیگوید: «مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند»؟
- مگر اصل بیستم تأکید نمیکند: «همه افراد ملت... حقوق انسانی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یکسان دارند»؟
این کشور، کشور ما نیز هست.
ما در بمبارانها خانه و عزیز از دست دادهایم. ما پای صندوق رأی آمدهایم. کار کردهایم و به چرخه اقتصادی کمک کردهایم. ما پشت کشور ایستادهایم.
هیچ کس نمیتواند به ما بگوید «برو» چون پوشش یا عقیده یا نحوه زندگی ما را نمیپسندد.
درس امام علی (ع)؛ جاهل دیده نشود مگر در افراط یا تفریط.
به یاد بیاوریم سیره امیرالمؤمنین امام علی (ع) را.
در تمام دوران خلافت و حکومت امام علی (ع)، چه کسانی به او بیشترین توهین را کردند؟
خوارج همانها که شعار میدادند «لا حکم الا لله» اما در عمل با تکفیر دیگران و توهین به حاکم وقت، جامعه را به جنگ داخلی کشاندند.
امام علی (ع) در برابر این توهینها چه کرد؟
- وقتی به او توهین میشد، هیچ آسیبی به توهینکننده نمیزد.
- اما در برابر افکار افراطی و خشونتطلب خوارج، محکم ایستاد و با آنها جنگید.
چون امام میدانست توهین فردی با تفکر گروهیِ افراطی فرق دارد. افراط است که باعث خشونت و فروپاشی جامعه میشود.
حالا در جامعه ما چه میگذرد؟
تندروهای مذهبی در فضای مجازی و اجتماع:
- شروع میکنند به طعنه زدن
- با زبان توهینآمیز و تند حرف میزنند
- از زبان تهدیدآمیز استفاده میکنند
نتیجه چه میشود؟
خشم انفجاری جوانان و نوجوانان. افزایش خشونت و نفرت در جامعه. داغترین آتش زیر خاکستر.
بمب و موشک نتوانست ایران را خراب کند.
نه. بمب و موشک فقط ساختمانها را خراب میکند.
اما یک تفکر افراطی میتواند از هر سلاحی، حتی سلاح هستهای، خطرناکتر باشد.
آسیب فقط تفنگ و چاقو نیست. یک کلمه توهین، یک برچسب «جاسوس»، یک جمله «برو» - اینها سلاحهای نرمی هستند که جامعه را از درون میپوسانند.
ما جوانان را لازم داریم.
اما جوانان امروز فقط به فکر مهاجرت هستند.
نه به خاطر تنبلی. نه به خاطر بیتعهدی.
به خاطر شرایط اقتصادیِ طاقتفرسا، محدودیتهای بیپایان، و خفقانی که نفس را میبندد.
اگر جوانان ما از این کشور فرار میکنند، مقصر کیست؟
نه تحریمها به تنهایی. نه جنگ به تنهایی.
ما خودمان با دست خودمان، با تفرقهاندازی و تندروی، داریم جوانانمان را از کشورمان فراری میدهیم.
عبرت از لیبی و سوریه؛ نمیخواهیم ایران به تراژدی تبدیل شود
علت فروپاشی لیبی و سوریه چه بود؟ آیا جاسوسان ضد حکومتی یا جاسوس های پنتاگون یا موساد؟
سوریه: فروپاشی اقتصادی (تولید ناخالص داخلی از ۶۱ به ۲۰ میلیارد دلار، ۸۰٪ مردم زیر خط فقر) و شکاف میان علویان و اهل سنت که اسد به آن دامن زد. نتیجه: جنگ داخلی، ۶۰۰ هزار کشته، آوارگی میلیونها نفر.
لیبی:قذافی اینترنت را قطع کرد، اختلافات قبایل را شعلهور ساخت، سپس شورای امنیت مجوز دخالت داد و ناتو لیبی را بمباران کرد. امروز لیبی کشوری چندپاره، ورشکسته و درگیر جنگ داخلی است.
در هر دو مورد، اینترنت قطع شد، اختلافات دامن زده شد، فشار اقتصادی مردم را به ستوه آورد، و نهایتاً بهانه به دست خارجیها داده شد.
حالا در ایران:
- قطعی اینترنت بالای سه ماه
- تورم افسارگسیخته
- شکافافکنی به نام جاسوسیابی
- تندروهای مذهبی که با ادبیات اخراج و توهین، جامعه را دوپاره میکنند
نمیخواهیم تاریخ تکرار شود.
نمیخواهیم ایران به تراژدی لیبی و سوریه تبدیل شود.
ایران ما باید با عزت باشد. مردم ایران همه - فارغ از عقیده، پوشش، دین و شغل - برای وجود ایران لازم هستند.
ما دیگر توان روحی و روانی تحمل این جریانهای تفرقهانداز را نداریم.
اگر امروز جلوی آنها گرفته نشود، هیچ آتشبسی آرامش را برنخواهد گرداند.
ما به دکتر مسعود پزشکیان رأی دادیم چون وعده داد:
- حذف گشت ارشاد و جلوگیری از درگیریهای خیابانی بر سر حجاب (که در سال ۱۴۰۱ منجر به کشتهشدن جمعی از جوانان و مأموران امنیتی شد)
- اینترنت آزاد و بدون سانسور برای عموم مردم
- اصلاحات اقتصادی برای مهار تورم
- رئیسجمهور که خود رئیس شورای عالی امنیت ملی است، چرا نمیتواند از تکرار سناریوی ۱۴۰۱ جلوگیری کند؟ چرا تندروهای مذهبی همچنان با لفاظیهای تحریکآمیز درباره «حجاب و اعتراضات اقتصادی و اینترنت ملی» جرقه اختلافات را میزنند؟
- قانون اساسی میگوید رئیسجمهور عالیترین مقام اجرایی کشور پس از رهبری است. پس چرا گروههایی که هیچ جایگاه قانونی در انتخابات ندارند، برای ۸۵ میلیون نفر تعیین تکلیف میکنند که چه بپوشند و چه ببینند؟
- زنان بیحجاب در راهپیمایی ۲۲ بهمن و تجمعات ضدآمریکایی شرکت میکنند. مگر حضور آنها برای نظام کافی نیست؟ چرا باید به آنها برچسب «بیحیا» زده شود؟
- چرا یک شهروند عادی که به قانون اساسی و رأی اکثریت احترام میگذارد، باید از سوی کسانی که صرفاً به خاطر مذهبی بودن، خود را «طرفدار نظام» مینامند، تحقیر شود؟
ما با امید «برکنده شدن چنین بساطی» پای صندوق رأی آمدیم. رأی ما چه شد؟ پس رای اکثریت چه شد؟ نتیجه اینکه عده ای برای مردم تعیین تکلیف کنند؟
وحدت فقط با مذهب و پوشش به دست نمیآید.
در این روزهای تحریم، ایران فقط ۸۵ میلیون نفر جمعیتش را دارد.
همه این مردم، سرمایه ایرانند.
جامعه را به آرامش برگردانید.
تصمیم بگیرید:
یا جای ما در این کشور است(با همه تنوع عقیده، پوشش، دین و شغل)
یا جای این افراد که با ادبیات اخراج و توهین، وحدت ملی را نابود میکنند.
از همه مقامات محترم به ویژه ریاست قوه قضائیه، پلیس فتا و دادستانی انتظار داریم که:
- بیدرنگ با تندروهای مذهبی یا به ظاهر مذهبی تفرقهانداز در فضای مجازی برخورد قانونی کنند.
- جلوی اتهامزنیهای بیاساس «جاسوس سایبری» را بگیرند.
- جامعه را به آرامش و وحدت برگردانند.
یا جای همه ما هست، یا هیچکس.

بحث و گفتگو