مسئولان محترم آموزش و پرورش
با سلام و احترام
با قلبی پر از امید و چشمانی اشکبار، این فریاد استغاثه را سر میدهیم. ما، فرزندان شما، دانشآموزانی که در میانهٔ سالهای پُر از اضطراب و دلواپسی، رؤیای درخشش در مدارس تیزهوشان را در سر میپروراندیم.
سال گذشته، سالی بود که کلاسهای درس ما به صفحهٔ سرد مانیتورها خزیدند و آرامش خانههایمان، جای خود را به خبرهای ناگوار و هراس از جنگ داد. هر روز، دلهرهٔ امنیت، و هر شب، کابوس عقب ماندن از درس. معلمانی که با عشق، از پشت صفحههای غبارگرفته، سعی در رساندن چراغ دانش داشتند اما گویی بادهای سهمگین حوادث، مشعل یادگیری بسیاری از ما را خاموش کرد.
حالا، در آستانهٔ آزمونی که قرار است راه را برای آیندهٔ ما هموار کند، احساس میکنیم زیر بار سنگین این خاطرات تلخ و نابرابریها، له شدهایم. چگونه میتوانیم با دلی آرام و ذهنی آسوده، خود را برای رقابتی تنگاتنگ آماده کنیم وقتی هنوز زخمهای عمیقِ ناشی از ناامنی و اختلال در آموزش، بر روحمان خودنمایی میکند؟
ما نه درخواست لطف، که التماس عدالتی برادرانه داریم. زمان، گرانبهاترین دارایی ماست؛ زمانی که در سال گذشته، بخش بزرگی از آن، درگیر بحرانها و اضطرابها شد. تعویق این آزمون، نه یک امتیاز، بلکه فرصتی است برای نفس کشیدن؛ فرصتی برای جمعکردن بالهای شکسته و پرواز دوباره.
آیا رواست که تلاشهای شبانهروزی ما، در زیر سایهٔ شرایطی که خود انتخاب نکرده بودیم، نادیده گرفته شود؟ آیا سزاوار است رؤیای درخشش، در تیرگیِ ناعدالتی خاموش شود؟
از شما، پدران و مادران دلسوز جامعهٔ آموزشی، میخواهیم که به صدای بغضآلود ما گوش فرا دهید. به ما فرصت دهید تا با قلبی امیدوار و ذهنی روشن، تواناییهای واقعی خود را به نمایش بگذاریم. زمان بیشتری به ما بدهید تا بتوانیم، با افتخار، شایستگی خود را ثابت کنیم.
با امید به درک و مهربانی شما.

بحث و گفتگو