رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای دکتر مسعود پزشکیان
با سلام و احترام؛
تالاب هورالعظیم یکی از ارزشمندترین زیستبومهای کشور و سرمایهای ملی با اهمیت زیستمحیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی برای مردم خوزستان است. این تالاب طی دهههای گذشته در اثر جنگ، تغییرات هیدرولوژیک، سدسازی و گسترش فعالیتهای نفتی با فشارهای متعددی مواجه شده و امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمهایی مبتنی بر علم، قانون، آیندهنگری و توجه همزمان به ظرفیتهای طبیعی و اجتماعی منطقه است.
ما امضاکنندگان این کارزار، جمعی از متخصصان، اعضای هیئتعلمی، پژوهشگران، کارشناسان حوزههای مرتبط، کنشگران محیطزیست، فعالان اجتماعی و جوامع محلی، نسبت به ادامه توسعه میدان نفتی سهراب در حوضچه شماره یک تالاب هورالعظیم و پیامدهای آن نگرانی جدی داریم و خواستار ابطال مجوز توسعه این میدان در محدوده تالاب هستیم.
میدان نفتی سهراب، پنجمین میدان نفتی واقعشده در محدوده هورالعظیم است و توسعه آن به یکی از حساسترین و ارزشمندترین بخشهای باقیمانده تالاب رسیده است؛ محدودهای که همچنان بخشی مهم از کارکردهای طبیعی، زیستگاهی و هیدرولوژیک هور را حفظ کرده است. از این رو، هرگونه مداخله گسترده و بلندمدت در این بخش، صرفاً یک تصمیم صنعتی نیست و میتواند بر آینده اکولوژیک و اجتماعی منطقه اثر بگذارد.
اما نگرانی اصلی همه ما فقط محیطزیست نیست.
هورالعظیم برای مردم پیرامون آن صرفاً یک پهنه آبی یا زیستگاه طبیعی نیست؛ بخشی از زندگی، معیشت، حافظه جمعی و امکان ادامه زیست در سرزمین خودشان است. گاومیشداری، صیادی، کشاورزی و دیگر فعالیتهای معیشتی وابسته به آب و تالاب، سالها بخشی از ساختار اقتصادی و اجتماعی جوامع پیرامون هور بودهاند.
از همین رو، هرگونه تغییر در وضعیت هور تنها به آب، خاک، پوشش گیاهی یا حیاتوحش محدود نمیشود؛ بلکه مستقیماً با معیشت خانوارها، امکان ماندگاری جمعیت محلی، کیفیت زندگی و احساس تعلق مردم به سرزمین خود ارتباط پیدا میکند.
در عین حال، مردم این منطقه سالهاست در مجاورت یکی از بزرگترین پهنههای تولید نفت کشور زندگی میکنند. همجواری ثروت عظیم زیرزمینی با مسائل معیشتی، کمبودهای زیرساختی و احساس محدود بودن نقش جامعه محلی در تصمیمهایی که مستقیماً بر آینده سرزمین آنان اثر میگذارد، به شکلگیری نوعی فاصله میان جامعه محلی و فرایند توسعه انجامیده است.
موضوعی که امروز باید جدی گرفته شود این است که این فاصله دیگر صرفاً یک نارضایتی مقطعی درباره یک پروژه مشخص نیست. استمرار چنین شرایطی میتواند به فرسایش اعتماد عمومی، کاهش احساس مشارکت و تشدید احساس بیقدرتی در برابر تصمیمهای بزرگ توسعهای منجر شود. در چنین وضعیتی، مسئله سهراب تنها مسئله یک میدان نفتی نیست؛ بلکه بخشی از مسئله بزرگتر رابطه میان صنعت نفت، سرزمین و جامعه محلی در غرب کارون است.
مطالعات و بررسیهای دانشگاهی انجامشده درباره ابعاد اجتماعی توسعه در منطقه نیز بر اهمیت این مسئله تأکید دارند. یافتههای پژوهشی و ارزیابیهای کارشناسی نشان میدهند که در شرایط موجود، پیامدهای اجتماعی توسعه در غرب کارون، در کنار مخاطرات زیستمحیطی و حتی در برخی ابعاد، با نمود و حساسیتی فراتر از آنها، نیازمند توجه فوری و جدی در فرایند تصمیمگیری است.
این پیامدها در مفاهیمی انتزاعی خلاصه نمیشوند؛ بلکه در زندگی روزمره مردم و در موضوعاتی مانند پایداری معیشت، صیادی، کشاورزی، دامداری و گاومیشداری، کیفیت زیستپذیری منطقه، اعتماد عمومی، احساس عدالت و امکان اثرگذاری جامعه محلی بر تصمیمهای مرتبط با سرزمین خود نمود پیدا میکنند.
از این منظر، هورالعظیم تنها یک سرمایه طبیعی نیست؛ بخشی از زیرساخت اجتماعی زندگی در منطقه است. آسیب بیشتر به این تالاب میتواند علاوه بر خسارتهای اکولوژیک، ظرفیت ادامه برخی شیوههای تاریخی معیشت و سکونت در پیرامون هور را نیز محدودتر کند.
تجربه توسعههای گذشته در غرب کارون نشان میدهد که ارزیابی یک پروژه صرفاً بر مبنای شاخصهای فنی، اقتصادی و میزان تولید، برای سنجش تمام پیامدهای آن کافی نیست. آثار تجمعی چندین دهه مداخله در آب، زمین، تالاب و ساختار اقتصادی منطقه نیز باید در تصمیمگیری درباره هر پروژه جدید مورد توجه قرار گیرد.
به همین دلیل، مسئله امروز این نیست که در آینده با ارائه برخی خدمات یا اقدامات جبرانی بتوان پیامدهای اجتماعی توسعه میدان سهراب را کاهش داد. پرسش اساسی این است که آیا در شرایط اجتماعی و اکولوژیک موجود، تحمیل یک مداخله توسعهای جدید به یکی از حساسترین بخشهای باقیمانده هورالعظیم اساساً تصمیمی قابل دفاع و منطبق با منافع بلندمدت کشور و منطقه است؟
ما معتقدیم پاسخ به این پرسش مستلزم رعایت اصل پیشگیری و تقدم حفاظت از منافع بلندمدت عمومی بر ایجاد هزینههایی است که ممکن است پس از وقوع، جبران آنها دشوار یا ناممکن باشد.
تأکید میکنیم که این مطالبه مخالفت با صنعت نفت، تولید یا بهرهبرداری مسئولانه از منابع ملی نیست. مسئله، تعیین مرز توسعه در جایی است که هزینههای اجتماعی و محیطزیستی یک مداخله میتواند از ظرفیت قابلتحمل منطقه فراتر رود. توسعه زمانی پایدار است که علاوه بر تولید ثروت، امکان ادامه زندگی، معیشت، اعتماد و ماندگاری مردم در سرزمین خود را نیز حفظ کند.
جناب آقای رئیسجمهور، با توجه به تأکید جنابعالی بر استفاده از نظر کارشناسان، رعایت ملاحظات علمی و توجه به ظرفیتهای طبیعی مناطق، و با عنایت به حساسیت ویژه حوضچه شماره یک هورالعظیم و ضرورت پیشگیری از تشدید پیامدهای اجتماعی و محیطزیستی در غرب کارون، ما امضاکنندگان این کارزار درخواست داریم:
۱- دستور فرمایید مجوز توسعه میدان نفتی سهراب در حوضچه شماره یک تالاب هورالعظیم مورد بازنگری فوری قرار گرفته و با توجه به مجموعه ملاحظات اجتماعی، زیستمحیطی و قانونی و آثار تجمعی توسعه نفتی در منطقه، نسبت به ابطال این مجوز اقدام شود.
۲- پیش از هرگونه تصمیم جدید درباره توسعه نفتی در محدوده هورالعظیم، ارزیابی مستقل، جامع و شفاف اثرات اجتماعی، زیستمحیطی و تجمعی فعالیتهای نفتی در غرب کارون با مشارکت متخصصان مستقل و دانشگاهیان انجام و نتایج آن در دسترس افکار عمومی قرار گیرد.
۳- در ارزیابیهای آتی، آثار توسعه بر معیشتهای وابسته به هور، از جمله صیادی، کشاورزی، دامداری و گاومیشداری، زیستپذیری سکونتگاههای محلی، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و رابطه جامعه محلی با فرایندهای توسعهای، بهعنوان مؤلفههای اصلی و نه ملاحظات فرعی، مورد بررسی قرار گیرد.
۴- نظرات و تجربه زیسته جوامع محلی هورالعظیم، در کنار نظرات متخصصان مستقل، دانشگاهیان و کارشناسان محیطزیست و علوم اجتماعی، بهصورت واقعی و مؤثر در تصمیمگیری درباره آینده این تالاب لحاظ شود.
ابطال مجوز توسعه میدان نفتی سهراب در حوضچه شماره یک هورالعظیم، مخالفت با توسعه نیست؛ بلکه مطالبه بازنگری در مرزهای توسعه در یکی از حساسترین نقاط طبیعی و اجتماعی خوزستان است.
با احترام؛
جمعی از متخصصان، دانشگاهیان، پژوهشگران، کنشگران محیطزیست، فعالان اجتماعی و جوامع محلی
رونوشت:
- ریاست محترم سازمان حفاظت محیطزیست کشور
- رئیس فراکسیون محیطزیست
- استاندار محترم خوزستان
- شبکه تشکلهای محیطزیست و منابع طبیعی کشور

بحث و گفتگو