به نام خدا
موضوع: پیگیری و درخواست از اعضای محترم کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی
مسئله اصلی این است: چرا مردی که با همسر و فرزندان خود سالیان متمادی در خوشی، آرامش و شادمانی زندگی کردهاند و تقدیر الهی بر فوت زوجهاش مقدر شده است، باید مهریه همسر متوفایش را، علیرغم پرداخت مهریه بهطور معوض به همسرش در طول زندگی، و نیز جهیزیهاش را به پدر و مادر زنش بپردازد؟
قوانینی در این راستا حاکم شده است که مهریه، تحت هیچ شرایطی جز با پرداخت عین آن، مستهلک نمیشود و پس از فوت زن، باید شوهرش آن را به وراث او بپردازد. فیالحال، با توجه به شرایط بد اقتصادی حاکم بر کشور و مستأصلشدن خانوادهها، خانوادههایی که شیرازه زندگیشان با تقدیر الهی بههم ریخته و زوجه مرد به رحمت حق شتافته است، کم نیستند. پدرزن و مادرزنهایی که راه دادگستری را در پیش میگیرند و طلب مهریه دختر متوفایشان را مینمایند و هیچ رحم و انصافی بر نوادگان خود نمینمایند و فشارهای مضاعفی را از این بابت بر داماد و نوادگانشان میآورند و بهانههای واهی را دستمایه خود میسازند.
لذا درخواست مجدانه داریم قوانین فعلی بازنگری و بازنویسی شود؛ چراکه:
اولاً، چنانچه مدارک و اسنادی، بهطور معوض، ثابت کند، علیالخصوص مدارک بانکی، که مرد به همسرش پرداختهایی در طول زندگی داشته، از منظر و مراجع دادگستری و حقوقی مورد قبول واقع شود و برای اثبات بریالذمهبودن مرد نسبت به دین مهریه همسرش، حکم صادر گردد.
ثانیاً، همسرانی که مدت طولانی، بالغ بر ۲۵ سال، با هم زندگی نمودهاند، شرافت و انسانیت حکم میدهد که زوجه، با عطوفت و مهربانی و سپریکردن زندگی توأم با آرامش و شادمانی، مهریه خویش را با مهر گرفته است و اگرچه در طول عمر و حیات خود طلب مهریه از شوهرش ننموده، دلالت بر آن دارد که از زندگی راضی بوده و آرامش و آسایش زندگیاش را با هیچ مبلغ مهریه و صداقی که در ابتدای زندگی مقرر داشتهاند، معاوضه نمیکند و نیازی به پرداخت عین مهریه هم نمیدیده است.
ثالثاً، هیچ زوجهای که سالیان متمادی با خوشی و آرامش با همسر و فرزندانش زندگی نموده و به رحمت حق شتافته است، هرگز و مطلقاً و تحت هیچ شرایطی و قوانینی، راضی نخواهد بود که پدر و مادرش پس از فوتش، از همسر مهربان و فرزندان دلبندش طلب جهیزیه و مهریهاش را بنمایند و آنها را از این بابت تحت فشار قرار دهند.
در پایان، ما امضاکنندگان خواستار بازنگری و بازنویسی در قوانین ارث بر مهریه هستیم؛ آن هم قانونی که عطفبهماسبق گردد. اعدلوا هو أقرب للتقوی. همانا انصاف از پرهیزکاری است. متشکریم.

بحث و گفتگو