چرا اکثر سازمانها حقوق و مزایای بالا دارند، اما نوبت به معلمان که میرسد، همیشه صحبت از کمبود بودجه است؟
رئیسجمهور محترم
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
وزیر محترم آموزشوپرورش
ریاست محترم سازمان برنامهوبودجه
ریاست محترم سازمان اداری و استخدامی کشور
و تمامی مسئولان ذیربط
ما فرهنگیان کشور، دیگر نمیتوانیم در برابر وضعیت نامناسب حقوق، مزایا و معیشت خود سکوت کنیم. سالهاست با وجود تورم، افزایش سرسامآور هزینههای زندگی، اجاره مسکن، هزینه درمان، مخارج فرزندان و سایر نیازهای ضروری، همچنان با حقوقی زندگی میکنیم که تناسبی با شرایط اقتصادی امروز ندارد.
آقایان مسئول! سؤال ما روشن است: چرا اکثر سازمانها و دستگاههای اجرایی از حقوق و مزایای بالا برخوردارند، اما وقتی نوبت به معلمان میرسد، همیشه صحبت از کمبود بودجه و محدودیت منابع مالی است؟
چرا در بسیاری از سازمانها حقوق، پاداش، اضافهکاری، فوقالعادهها، تسهیلات و امکانات رفاهی قابلتوجه وجود دارد، اما معلم باید برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود حسابوکتاب کند؟
چرا کارکنان برخی بانکها، مجموعههای وابسته به وزارت نفت و دیگر دستگاههای اجرایی از دریافتیها و امکانات رفاهی بیشتری برخوردارند، اما معلمی که مسئولیت آموزش و تربیت نسل آینده کشور را بر عهده دارد، باید با مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم کند؟
مگر معلم کارمند همین کشور نیست؟ مگر مسئولیت آموزش و تربیت فرزندان این سرزمین کمتر از مسئولیت سایر کارکنان است؟ چرا باید میان حقوق و مزایای دستگاههای مختلف چنین فاصلهای وجود داشته باشد؟
ما خواهان کاهش حقوق دیگران نیستیم؛ خواهان عدالت هستیم. اگر برای پرداخت حقوق و مزایای مناسب در سایر دستگاهها بودجه وجود دارد، چرا برای معلمان همیشه محدودیت مالی مطرح میشود؟
بودجه برای حقوق و مزایای برخی دستگاهها وجود دارد، اما برای معلمان همیشه محدودیت وجود دارد؟ این چه نوع عدالت اداری و نظام پرداختی است؟
مشکلات و مطالبات فرهنگیان
۱. افزایش واقعی حقوق معلمان متناسب با تورم و هزینههای زندگی.
۲. برقراری عدالت در پرداخت حقوق و مزایا میان فرهنگیان و سایر کارکنان دولت.
۳. اختصاص فوقالعادههای شغلی، تخصصی و ویژه متناسب با مسئولیت معلمان.
۴. پرداخت منظم و عادلانه پاداشها، اضافهکاریها و حقالتدریس.
۵. ارائه وامهای بلندمدت و کمبهره برای خرید، ساخت و تعمیر مسکن.
۶. اختصاص تسهیلات ویژه و مناسب برای خرید خودرو.
۷. پرداخت کمکهزینه معیشتی و حمایت مالی متناسب با شرایط اقتصادی.
۸. اختصاص بن خرید کالا و سبد کالاهای اساسی بهصورت منظم.
۹. تقویت بیمه تکمیلی و پوشش واقعی هزینههای درمان، دارو و بستری فرهنگیان و خانوادههای آنان.
۱۰. ایجاد امکانات رفاهی، اقامتی و تفریحی مناسب در سراسر کشور.
۱۱. حمایت از فرزندان فرهنگیان در زمینههای آموزشی و رفاهی.
۱۲. رسیدگی جدی به وضعیت حقوقی و معیشتی بازنشستگان فرهنگی.
۱۳. پرداخت بهموقع مطالبات معوق و پاداش پایان خدمت.
۱۴. تقویت تعاونیهای مصرف و ارائه تخفیفهای واقعی برای خرید کالاهای ضروری.
۱۵. شفافسازی حقوق، مزایا، پاداشها و تسهیلات کارکنان دستگاههای مختلف و بررسی اختلافهای موجود.
۱۶. حفظ قدرت خرید فرهنگیان و ایجاد امنیت اقتصادی برای خانوادههای آنان.
معلم؛ صاحب حق، نه منتظر وعده!
آقایان مسئول!
چرا معلمی که سالها عمر خود را صرف آموزش و تربیت فرزندان مردم کرده است، باید برای خرید یک خودروی معمولی یا تأمین مسکن با مشکلات فراوان مواجه باشد؟
چرا معلم باید نگران اجاره خانه، هزینه درمان، مخارج فرزندان و خرید مایحتاج روزانه باشد؟
چرا در برخی دستگاهها پرداختهای بالا و امکانات رفاهی گسترده برقرار است، اما برای فرهنگیان همواره وعده و انتظار وجود دارد؟
چرا شأن و منزلت معلم در سخنرانیها بسیار ارزشمند است، اما هنگام تعیین حقوق و مزایا، این جایگاه در عمل نادیده گرفته میشود؟
امروز متأسفانه گاهی وقتی از شغل معلمی صحبت میشود، بهجای افتخار و احترام، با عبارتهایی مانند «معلمی؟!» روبهرو میشویم. آیا این وضعیت شایسته کسانی است که آینده کشور را میسازند؟
معلم را با شعار تکریم نکنید؛ حقش را بدهید!
مسئولان باید پاسخ بدهند!
این بار انتظار نداریم با چند جمله تکراری مانند «موضوع در دست بررسی است»، «اعتبارات کافی وجود ندارد» یا «مشکلات معلمان را درک میکنیم» پاسخ ما را بدهید.
ما پاسخ روشن میخواهیم:
چرا حقوق و مزایای معلمان با بسیاری از دستگاههای اجرایی تفاوت چشمگیر دارد؟
چه کسی مسئول این اختلاف و بیعدالتی در نظام پرداخت است؟
چرا برای برخی سازمانها امکانات و مزایای قابلتوجه وجود دارد، اما برای فرهنگیان همیشه محدودیت مطرح میشود؟
چه تصمیم مشخصی برای بهبود وضعیت معیشتی معلمان گرفته شده است؟
چه زمانی قرار است این مشکلات بهصورت واقعی برطرف شود؟
اگر اجرای مطالبات معلمان با مانع قانونی یا مالی روبهروست، چرا دلایل و مستندات آن بهصورت شفاف اعلام نمیشود؟
ما خواهان پاسخ صریح مسئولان هستیم؛ نه وعده، نه توجیه و نه سکوت!
از مسئولان انتظار داریم شخصاً و بهصورت شفاف درباره این مطالبات موضعگیری کنند، اقدامات انجامشده را توضیح دهند و برنامه مشخص خود را برای رفع مشکلات اعلام کنند.
بیپاسخ گذاشتن این مطالبه، آن را از بین نمیبرد. ارجاع دادن موضوع از یک اداره به اداره دیگر نیز نباید جایگزین رسیدگی واقعی شود.
فرهنگیان حق دارند بدانند چه کسی مسئول رسیدگی است، چه اقدامی انجام خواهد شد و نتیجه چه زمانی اعلام میشود.
سخن پایانی
ما معلمان خواهان زندگی تجملاتی نیستیم؛ خواهان زندگی آبرومندانه هستیم.
ما خواهان امتیاز غیرمنطقی نیستیم؛ خواهان حقوق و مزایایی متناسب با مسئولیت، تخصص و جایگاه خود هستیم.
ما خواهان تضییع حقوق دیگر کارکنان نیستیم؛ خواهان آن هستیم که عدالت در نظام پرداخت شامل فرهنگیان نیز بشود.
سالها سکوت کردیم، سالها صبوری کردیم و سالها وعده شنیدیم؛ اما دیگر زمان آن رسیده است که مسئولان بهجای شعار، اقدام کنند.
اگر معلم آینده کشور را میسازد، چرا آینده خودش تا این اندازه نادیده گرفته شده است؟
چرا برای اکثر سازمانها حقوق و مزایای مناسب در نظر گرفته میشود، اما معلم باید با نگرانی از تأمین هزینههای زندگی به کلاس درس برود؟
آیا وقت آن نرسیده است که مسئولان بهجای تعریف و تمجید از معلم، در عمل از او حمایت کنند؟
این کارزار صدای مطالبهگر فرهنگیانی است که عدالت، احترام، امنیت اقتصادی و پاسخگویی مسئولان را حق خود میدانند.
معلم گدای محبت نیست؛ معلم صاحب حق است.
احترام به معلم، احترام به آینده ایران است.
سالها صدای شما را شنیدیم؛ اکنون نوبت شماست که صدای معلمان را بشنوید و پاسخگو باشید
از تمامی فرهنگیان شاغل و بازنشسته و حامیان آموزشوپرورش درخواست میکنیم با حمایت از این مطالبه، صدای عدالتخواهی فرهنگیان کشور باشند.

بحث و گفتگو