ریاست محترم قوه قضائیه
سلام و احترام؛
در تجربهی تلخ آتشسوزی زندان اوین، پس از آن جنگ ۱۲روزه، مذاکرات فرسایشی و زیستن زیر سایهی دائمی تهدید نظامی، یک حقیقت تلخ و غیرقابل انکار بیش از هر زمان دیگری آشکار شد:
در هر بحران امنیتی، بیپناهترین انسانها، زندانیان و بازداشتیهایی هستند که حتی اختیار برداشتن یک قدم برای نجات جان خود را ندارند.
آنها پشت درهای بستهای هستند که نه میتوانند از صدای انفجار فرار کنند، نه میتوانند پناه بگیرند، نه حتی میتوانند عزیزانشان را برای آخرین بار در آغوش بکشند. آنها نه ابزار دفاع دارند، نه حق انتخاب دارند و نه حتی حق ترسیدن در کنار خانوادهشان.
در صورت هرگونه غافلگیری نظامی یا حمله پیشدستانه ـ چه از سوی اسرائیل و چه ایالات متحده ـ این انسانها عملاً به گروگان شرایطی تبدیل میشوند که نه در شکلگیری آن نقشی داشتهاند و نه توان تغییر آن را دارند. آنها فقط انسانهایی هستند که در زمان اشتباه، در جای اشتباه، زیر سنگینترین تصمیمهای سیاسی جهان ایستادهاند.
مسئولیت حقوقی، اخلاقی و تاریخی:
زندان، محل اجرای حکم است؛ نه محلی برای تبدیل انسانها به سپر خاموش جنگها و بحرانهای سیاسی. هیچ قانون، هیچ اخلاق و هیچ وجدان انسانی نمیپذیرد که انسانها در جایی نگهداری شوند که در لحظهی خطر، حتی امکان دویدن به سمت یک دیوار امن را هم ندارند.
نگهداری زندانیان سیاسی و بازداشتیها در شرایطی که:
• احتمال حمله وجود دارد،
• زیرساختها آسیبپذیر هستند،
• امکان تخلیه اضطراری یا حفاظت مؤثر فراهم نیست،
نه توجیه امنیتی دارد، نه مبنای حقوقی دارد و نه در برابر قضاوت تاریخ قابل دفاع خواهد بود.
این یک درخواست سیاسی نیست؛ یک فریاد انسانی است.
این کارزار نه از سر رقابت سیاسی است، نه از سر تقابل با امنیت کشور و فقط یک درخواست ساده و انسانی است:
اجازه ندهید انسانهایی که همین حالا هم در محدودترین و سختترین شرایط زندگی میکنند، قربانی خاموش بحرانهایی شوند که هیچ سهمی در ساختن آن نداشتهاند. بسیاری از آنها فقط نوشتند، فقط حرف زدند، فقط اعتراض کردند یا فقط سکوت نکردند. آنها دغدغهمند کشور عزیزمان هستند.
در چنین شرایطی، از شما انتظار میرود دست همدلی و همراهی به سوی مردم داغدار دراز کنید و اجازه ندهید مصیبتی تازه بر بار سنگین رنجهای آنان افزوده شود.
اجازه ندهید مادر دیگری چشمبهراه تماسی بماند که هرگز نمیرسد.
اجازه ندهید کودکی خبر را از تلویزیون یا شایعهها بشنود.
اجازه ندهید خانوادهای حتی حق سوگواری آرام برای عزیزش را هم از دست بدهد.
خواستههای مشخص این کارزار:
ما امضاکنندگان این کارزار، خواهان اقدامات فوری زیر هستیم:
۱. اعطای مرخصی فوری و بدون قید و شرط به زندانیان سیاسی ازجمله بازداشتیهای اخیر و فعالان محیطزیستی و...
۲. اعلام عفو عمومی برای پروندههای مرتبط با اعتراضات، بیان، فعالیت مدنی و سیاسی
۳. تعلیق اجرای احکام در شرایط اضطراری امنیتی
۴. پذیرش این اصل بدیهی که جان زندانی، ابزار بازدارندگی یا هزینهی سیاست خارجی نیست
تاریخ، سکوت را ثبت میکند.
در بزنگاههای تاریخی، نهادها با تصمیمهایشان تعریف میشوند؛ با اینکه در کنار جان انسانها ایستادند، یا اینکه خطر را دیدند و سکوت کردند.
جناب آقای اژهای،
این کارزار تهدید، شعار و هیجان نیست؛ این فقط صدای اضطراب هزاران خانواده است؛ خانوادههایی که هر شب با ترس میخوابند و هر صبح با امیدی شکننده بیدار میشوند.
این تنها یک یادآوری است: اگر فاجعهای رخ دهد، هیچ توجیه و بیانیه و روایت رسمیای نخواهد توانست بار اخلاقی آن را از دوش تاریخ بردارد.
اکنون زمان یک تصمیم انسانی است.
خانوادههای بسیاری، در بیخبری و اضطراب عزیزان خود، هر ساعت هزار بار فرو میریزند و دوباره خودشان را جمع میکنند؛ فقط برای اینکه هنوز امید دارند کسی صدای آنها را بشنود.

بحث و گفتگو