همکاران گرامی؛
با سلام و درود،
ما، جمعی از روانشناسان و مشاوران ایرانی، با هدف تبادل نظر علمی و تقویت همکاریهای حرفهای، این نامه را به منظور تأمل در باب مسئولیت اجتماعی و حرفهای جامعه روانشناسی و مشاوره جهانی در شرایط بحرانی حاضر تنظیم کردهایم.
در عصر حاضر که جهان با سرعت شگفتانگیزی در حال دگرگونی است و رسانهها پل ارتباطی بیواسطه میان ملتها شدهاند، مسولیت ما به عنوان فعالان حوزه سلامت روان، ابعاد تازهای یافته است. جامعه روانشناسی و مشاوره ایران، ضمن پایبندی عمیق به اصول بنیادین حرفهای خود، بر آن است تا تأملات و دغدغههای خود را در خصوص جایگاه روانشناسی و مشاوره در کمک به حفظ صلح و ثبات جهانی، با شما در میان بگذارد.
ما باور داریم که روانشناسی و مشاوره، با درک عمیق از رفتار انسان، انگیزهها و فرآیندهای ذهنی، میتواند نقشی کلیدی در پیشگیری از بحرانها و ترمیم زخمهای ناشی از منازعات ایفا کند. مطالعات متعددی نشان دادهاند که ثبات روانی رهبران، تأثیر مستقیمی بر تصمیمگیریهای کلان و در نتیجه بر سلامت روان جمعی شهروندان و حتی صلح جهانی دارد.
از این رو اندیشیدن به راهکاری برای ارزیابی روانشناختی رهبران سیاسی کشورها پیش از ورود به عرصه انتخابات اهمیتی فزاینده در قلمروی سلامت روان انسانها و صلح جهانی یافته است. با توجه به اهمیت جایگاه ایالات متحده آمریکا در تولید علم از یک سو، و البته تاثیرگذاری اقدامات و دخالتهای پرخسارت و غیرقانونی رهبران آمریکایی در مسائل اجتماعی سیاسی سایر کشورها و شئون مختلف زندگی ملتها، از شما می پرسیم آیا مکانیزم مشخصی برای ارزیابی روانشناختی و اطمینان از سلامت روان رئیس جمهور امریکا وجود دارد؟ نشانههای گفتاری و رفتاری رییسجمهور کنونی آمریکا از جمله لفاظیهای خصمانه، توجه طلبی افراطی، عدم همدلی و خودبزرگ بینی، تکانشگری و افکار متوهمانه (که شائبه قطع ارتباط با واقعیت را ایجاد میکند)، نادیده گرفتن حقوق دیگران، تهدید و توهین به سایر ملل، تناقض گویی، و رفتارهای ضداجتماعی و ضد بشری، نگرانیهای جدی از ابتلای احتمالی وی به اختلالات روانشناختی به ویژه در سازمان شخصیتی همچون خودشیفتگی و نمایشگری دارد که برای اثبات شعار "بازگشت مجدد عظمت به امریکا"، هزینههای گزافی برای سایر ملتها ایجاد کرده و اضطراب، ترس و نفرت انگیزی از کشور شما را در دنیا تشدید کرده است. او به هیچ قاعدهای پای بند نیست و همانند یک شخصیت سایکوپات، دنیا را به ورطه آتش و انهدام کشانده است. امریکا شکل جدیدی از تروما را با بمبارانهای پی در پی و ترور در منطقه غرب آسیا ظاهر کرده است که پیامدهای مخرب جسمی و روانی آن سالها تداوم می یابد. هنوز مردم عراق از رنج روانی ناشی از کشتار امریکا در آن کشور خارج نشدهاند و اکنون این اقدامات را در ایران انجام می دهد. تجاوز یک ماه اخیر آمریکا به کشور ما و شروع آن حمله با کشته شدن ۱۶۸ کودک دبستانی و ترور رهبر ایران و ایجاد رنج و فشار بر مردم، نمونه آشکاری است که با آرمان جامعه روانشناسی و مشاوره جهانی در تعارض است، چرا که باور ما این است که فارغ از مرزهای جغرافیایی، مسئولیت مشترکی در ارتقای سلامت روانی جامعه بشری و کمک به صلح و عدالت جهانی داریم.
امیدواریم این نامه آغازگر گفتگویی سازنده میان روانشناسان و مشاوران ایران و آمریکا باشد، ما معتقدیم که بررسی علمی این الگوهای رفتاری، میتواند به درک عمیقتر پیامدهای این گونه رفتارهای مخرب و برهم زننده سلامت روان جهانی و پیشگیری از پیامدهای روان شناختی آن کمک کند.
با احترام
روانشناسان و مشاوران ایران

بحث و گفتگو