به نام خداوند بخشنده و مهربان
ریاست محترم شورای عالی امنیت ملی
ریاست محترم جمهور
وزارت محترم ارتباطات و فناوری اطلاعات
شورای عالی فضای مجازی
وزارت محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
سلام و درود خداوند بر شما،
بر اساس آمارها، طیف عظیمی از کاربران مجازی ایران (بیش از ۸۰ درصد) برای دسترسی به پلتفرمهای اجتماعی خارجی از فیلترشکن استفاده میکنند. این عدد، چیزی فراتر از یک شکست ساده در سیاستگذاری است؛ این آمار سند زنده بر این حقیقت است که فیلترینگ در ایران عملاً به یک حصار پوسیده تبدیل شده است؛ حصاری که نهتنها فرصت کنترل فضای مجازی را نمیدهد، بلکه بهخودیخود باعث ایجاد احساس خفقان در افکار و همچنین به وجود آمدن بازار میلیاردی VPN برای سودجویان و نیز آسیب به اقتصاد دیجیتال شده است.
نکته تأسفبار ماجرا اینجاست که این حصار، به ضد خود تبدیل شده است. با توجه به نفوذپذیری فیلترینگ، وقتی کاربر از این حصار عبور میکند، ذهن او ناخودآگاه این عبور را یک آزادی تلقی میکند و این مسئله باعث میشود حتی بخشی از کاربران با عبور از فیلترینگ، از مرزهای اخلاقی، فرهنگی و قانونی نیز عبور کنند. در این فضای بیدر و پیکر که فیلترینگ در تشدید آن نقش مهمی داشته، مهمترین ضربه را نبود نظارت مؤثر وارد میکند. نهادهای ذیربط کشور، چون پلتفرمهای اجتماعی را کامل به رسمیت نمیشناسند، عملاً توانایی اعمال حداقلی قانون در این فضا را نیز از دست دادهاند. نتیجه، فضای مجازیای است که کاملاً از کنترل خارج شده و هر لحظه میتواند با تشویش اذهان عمومی، ضربهای بزرگ به امنیت ملی و روانی و فرهنگ کشور وارد کند؛ نمونههای کمنظیر این ضربات را مردم ایران در سالهای اخیر به تلخی تجربه کردهاند.
در این میان، یک جابهجایی راهبردی فاجعهبار رخ داده است. تمرکز اصلی مسئولان و متولیان فرهنگ کشور، به جای آنکه بیشتر معطوف به نظارت فرهنگی در فضای مجازی چندمیلیون نفری باشد، به شکل عجیبی به کوچه و خیابانهای چندصد نفری منتقل شده است (تا شاید بتوانند با اخطار به چند نفر وظیفه خود را انجام داده باشند). گویی راه مقابله با جنگ نرم و پیچیده دشمن در پلتفرمهای جهانی را، نه در خود آن میدان، بلکه در کنترل فیزیکی و خیابانی جستوجو کردهایم. این سیاست، به جای حل ریشهای بحران، صرفاً ما را از میدان اصلی نبرد دور کرده است.
یکی از تلخترین نمودهای این غفلت راهبردی و نبود نظارت هوشمند، مسئله حجاب بوده و هست. در خلأ نظارت نهادهای داخلی، رسانههای دشمن با یک عملیات روانی تمامعیار، توانستند طیفی از جامعه را از فرهنگ غنی ایرانی-اسلامی دور کنند؛ فرهنگی که آمیزهای بیبدیل از دو تمدن کهن، الهی و اصیل است. دشمن از یک روسری هفتاد گرمی، زنجیری بزرگ برای زنان این سرزمین ساخت؛ همان زنانی که در دوران سیاه رژیم پهلوی، با چماق هم روسری خود را بر زمین نگذاشتند و آن را نماد مقاومت در برابر عملیات دشمن در دستیابی به توانایی ایجاد تغییر در فرهنگ اصیل ایرانی میدانستند. اکنون، با تحریف آموزههای فمینیستی و سیاهنمایی از طریق رسانههای خارجی و بهویژه رسانههای نفوذی، از ایران تصویر یک زندان، از زن تصویر یک برده و از فرهنگش تصویری خرافی و واپسگرا ساختهاند.
دشمنان آزادی را بهعنوان زندگی به سبک انسانهای نخستین بدون هیچ مرز فرهنگی و اخلاقی، با پوشش نخستینی تعریف کردند. همه اینها در حالی رخ داد که چشم نظارتی مؤثری بر فضای مجازی وجود نداشت.
اما مسئله، بسیار عمیقتر و حیاتیتر از صرفاً مقوله حجاب است. حجاب، تنها یک نمود گسترده از یک بحران گستردهتر بود. به راحتی میتوان دریافت که نفوذ ضدفرهنگ غربی، جامعه بزرگسال ما را دچار نوعی غربزدگی فرهنگی کرده (که همواره آنها را برتر میبینند) و همزمان، خردهفرهنگهای شرقی (نظیر سبک زندگی کرهای و …) در حال تغییر هویت نوجوانان و جوانان ماست. این یک مسئله هویتی عمیق است که بیتوجهی به آن، زخمی مهلک بر پیکره فرهنگ کشور وارد خواهد کرد. ملت بزرگ این سرزمین مقدس هزاران سال است که در حال تمدنسازی هستند و هرگز حاضر به پذیرش جهالت مدرن نیستند.
ما به دنبال اینترنت بیقانون نیستیم. ما طرفدار ولنگاری و رهاسازی فضای مجازی نیستیم. آنچه ما خواستار آنیم، یک حکمرانی هوشمند است. مشکل امروز ما، فیلترینگ اشتباه و نبود نظارت مؤثر و هوشمند بر اینترنت است. ما باور داریم که رفع فیلترینگ و آغاز یک فصل جدید از نظارت و قانونگذاری دقیق و بهروز، میتواند اندکی از این وضعیت اسفناک و نابسامان پلتفرمهای اجتماعی را سامان بخشد. حکومت باید مسیر دیگری را برای مقابله با دشمن در دستور کار فوری خود قرار دهد: مسیری که در آن، فضای مجازی نه به عنوان یک تهدید رها شده، بلکه به عنوان یک فرصت برای اعمال قانون، هدایت فرهنگی و نظارت هدفمند بر تولیدکنندگان محتوا دیده شود.
ما با اعتراض و تأسف از این همه غفلت فرهنگی، اما همچنان امیدواریم که فصل جدیدی در حکمرانی مجازی کشور آغاز شود؛ فصلی که در آن، عقلانیت و تدبیر، جایگزین حصارهای پوسیده و ناکارآمد خواهد شد.

بحث و گفتگو