صدای مدرسهیاران سرایداران و خدمتگزاران آموزش و پرورش
موضوع: مطالبه معیشتی مدرسهیاران، افزایش حقوق متناسب با تورم و اعمال فصل دهم، و اجرای کامل فوقالعاده خاص
آیا عدالت فقط برای پرصداهاست؟
سالهاست که سرایداران و خدمتگزاران مدارس، بیهیاهو و با احساس مسئولیت، در خط مقدم خدمت به نظام تعلیم و تربیت ایستادهاند؛ سکوتی که نه از رضایت، بلکه از نجابت، تعهد و عشق به خدمت سرچشمه گرفته است.
آنان هر روز پیش از آغاز فعالیت مدارس در محل کار حاضر میشوند، امنیت، نظافت، بهداشت و آمادگی محیط آموزشی را فراهم میکنند، از اموال عمومی پاسداری میکنند و شرایطی را مهیا میسازند تا میلیونها دانشآموز و فرهنگی در فضایی امن و مناسب به تعلیم و تربیت بپردازند. اما هنگامی که سخن از حقوق، مزایا، امنیت شغلی و معیشت به میان میآید، گویی این قشر زحمتکش از نگاه تصمیمگیران پنهان ماندهاند.
امروز سرایداران و خدمتگزاران آموزش و پرورش تنها یک پرسش دارند:
تا چه زمانی باید بار کمبود نیرو، افزایش وظایف و فشارهای اقتصادی را بر دوش بکشیم، بدون آنکه از حقوق و مزایای عادلانه برخوردار باشیم؟
سالهاست نیروهای خدماتی بازنشسته میشوند اما جایگزینی متناسب برای آنان جذب نمیشود. نتیجه روشن است؛ وظایفی که پیشتر میان چند نفر تقسیم میشد، اکنون بر دوش یک نفر قرار گرفته است. مدارس بزرگتر شدهاند، جمعیت دانشآموزی افزایش یافته، مسئولیتها و انتظارات چند برابر شده است، اما دریافتی و مزایای این قشر همچنان در پایینترین سطح قرار دارد.
واقعیت این است که سرایداران و خدمتگزاران، سالهاست با نوعی بیعدالتی انباشته روبهرو هستند. نه تریبونی برای بیان مطالبات خود دارند، نه از حمایت ویژه برخوردارند و نه صدایشان آنگونه که باید شنیده میشود. همین سکوت، مشکلات آنان را به بحرانی خاموش تبدیل کرده است.
در شرایطی که تورم، هزینههای مسکن، درمان، آموزش و معیشت هر روز سنگینتر میشود، بسیاری از نیروهای خدماتی همچنان با حقوقی زندگی میکنند که فاصلهای چشمگیر با هزینههای واقعی زندگی دارد.
اما درد تنها مشکلات اقتصادی نیست.
درد بزرگتر آن است که هرگاه سخن از بهبود حداقلی وضعیت این قشر به میان میآید، به جای حمایت از عدالت، برخی با تمسخر، تخریب یا ایجاد دوگانگی میان کارکنان آموزش و پرورش، اصل مطالبه را زیر سؤال میبرند؛ گویی درخواست یک زندگی آبرومندانه، امنیت شغلی و حقوق عادلانه، مطالبهای نامشروع است.
ما میپرسیم:
آیا کرامت انسانها با عنوان شغلی یا مدرک تحصیلی سنجیده میشود؟
آیا کسی که سالها حافظ امنیت، سلامت و نظم مدارس بوده است، شایسته احترام و معیشت مناسب نیست؟
آیا عدالت اداری باید تنها شامل گروههای خاص باشد؟
آیا کارکنانی که بخشی جداییناپذیر از نظام تعلیم و تربیت هستند، نباید از حداقلهای یک زندگی شرافتمندانه برخوردار باشند؟
مدرسه فقط کلاس درس نیست؛ فقط تخته، کتاب، مدیر و معلم نیست.
مدرسه مجموعهای هماهنگ از انسانهایی است که هر یک نقشی اساسی در تربیت آیندهسازان این سرزمین دارند. همانگونه که آموزش اهمیت دارد، امنیت، نظافت، نگهداری و آمادهسازی محیط آموزشی نیز ضرورتی انکارناپذیر است. تضعیف هر یک از این حلقهها، به کل نظام آموزشی آسیب خواهد زد.
سرایداران و خدمتگزاران هرگز خود را در برابر معلمان و دیگر کارکنان آموزش و پرورش ندانستهاند و نخواهند دانست. آنان همواره خود را همکار و همراه فرهنگیان دانستهاند. مطالبه امروز آنان نه امتیاز ویژه است، نه تبعیض و نه زیادهخواهی.
مطالبه ما فقط اجرای عدالت است.
- عدالت در پرداختها.
- عدالت در مزایا.
- عدالت در توزیع امکانات.
- عدالت در امنیت شغلی.
- عدالت در دیده شدن.
- عدالت در احترام.
از مسئولان وزارت آموزش و پرورش، سازمان برنامه و بودجه، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و تمامی نهادهای تصمیمگیر انتظار داریم با نگاهی منصفانه و مسئولانه، برای رفع این تبعیض و بهبود وضعیت معیشتی و شغلی سرایداران و خدمتگزاران مدارس اقدام کنند.
سرایداران و خدمتگزاران مدارس این کشور سالها صادقانه، بیادعا و بیهیاهو خدمت کردهاند.
اکنون زمان آن رسیده است که نظام اداری کشور نیز با آنان بر پایه عدالت، انصاف و احترام رفتار کند.
ما صدقه نمیخواهیم؛ حق خود را میخواهیم.
ما امتیاز ویژه نمیخواهیم؛ عدالت میخواهیم.
ما خواهان احترام، امنیت شغلی، معیشت آبرومندانه و اجرای عدالت هستیم.
و این، کمترین حقی است که هر انسان شریف پس از سالها خدمت صادقانه سزاوار آن است.

بحث و گفتگو