بازدارندگی هستهای؛ تنها راه حفظ موجودیت ملی
تجربه چین درسآموز است. حدود شش دهه پیش، این کشور به توانمندی هستهای دست یافت و از آن لحظه، معادله بازدارندگی تغییر کرد. پس از آن، هیچ قدرتی نتوانست رهبران چین را آشکارا ترور کند، شهرهایش را بمباران کند، یا موجودیتش را به چالش بکشد. چین از پس آن، مسیر توسعه اقتصادی را با اطمینان پیمود؛ چون امنیت استراتژیکش تضمین شده بود.
وضعیت ما اما متفاوت است. در شرایط فعلی، برخی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای هدفی جز تضعیف، تجزیه و حذف ایران دنبال نمیکنند. در این میان، گزینههای زیادی پیش رو نیست: یا در حالت دائمی تنش و فشار نظامی باقی بمانیم که اقتصاد و توسعه قربانی آن میشود، یا تسلیم فرمولهای تحمیلی شویم که سرنوشتی چون لیبی و سوریه را رقم خواهد زد. اما راه سوم، تحول در دکترین هستهای و دستیابی به بازدارندگی واقعی است.
برخی تصور میکنند اختلاف ایران و آمریکا به موضوع هستهای محدود است و با نشستهای دیپلماتیک قابل حل است. این تحلیل از ریشه نادرست است. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ گواه روشنی است؛ در آن زمان ایران هیچ برنامه هستهای نداش، اما دولت ملی مصدق سرنگون شد. مشکل آمریکا با ایران مستقل، ماهیتاً وجودی است، نه ابزاری. موضوع هستهای بهانه است، نه علت.
این خطای محاسباتی باید اصلاح شود و این مسئولیت بر عهده همه دلسوزان این کشور است.
همانگونه که رهبر شهیدمان فرمودند، ما همچون مولا علی علیهالسلام، مظلوم اما قوی هستیم.
بازدارندگی هستهای، یعنی هیچ قدرتی جرئت تعرض به خاک و مردم این سرزمین را نخواهد داشت. این هدف نیازمند همراهی، حمایت و صدای بلند تمام ایرانیان آگاه است تا حقانیت این مسیر به گوش جهانیان برسد.
با احترام

بحث و گفتگو