وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری
با سلام و احترام
پیرو آییننامههای جذب اعضای هیئتعلمی، سقف سنی متقاضیان از ۴۵ سال به ۴۰ سال کاهش یافته است. با توجه به شرایط خاص آموزشی، اجتماعی و علمی حاکم بر مسیر تحصیلی بخش قابلتوجهی از متقاضیان، بهویژه متولدین دهه ۱۳۶۰، خواهشمند است این موضوع مورد بازنگری قرار گیرد.
در دو سال گذشته، بهجای دو فراخوان در سال، تنها یک فراخوان برگزار شده است. کاهش تعداد فراخوانها در کنار کاهش سقف سنی، فرصتهای ورود به مسیر هیئتعلمی را برای گروهی از فارغالتحصیلان بهشکل قابلتوجهی محدود کرده است.
بسیاری از متقاضیان بالای ۴۰ سال، متولدین دهه ۱۳۶۰ هستند؛ نسلی که شرایط ورود و ادامه تحصیل آنان با شرایط سالهای اخیر تفاوت اساسی داشته است. ورود به دانشگاه در آن سالها با رقابت و محدودیتهای بیشتری همراه بود و مسیر تحصیل و فراغت از تحصیل نیز الزاماً به کوتاهی مسیرهای امروزی نبوده است. بسیاری از متولدین دهه شصت بهدلیل جمعیت بالا و فرصت محدود برای ورود به دانشگاه، در دانشگاه پیامنور، مخصوصاً در مقطع لیسانس، تحصیل کردهاند و بهدلیل شرایط سخت تحصیل در این دانشگاه، معدل لیسانسشان کمی پایینتر است و طول دوره کارشناسی برایشان کمی طولانیتر شده است. این امر نباید بهعنوان نمره منفی در ارزیابیها تلقی شود.
از سوی دیگر، در بسیاری از رشتهها، دفاع از رساله دکتری مستلزم انتشار تعداد مشخصی مقاله علمی بوده و همهگیری کرونا نیز موجب اختلال جدی در روندهای آموزشی، پژوهشی و برگزاری جلسات دفاع شد و زمان فارغالتحصیلی دانشجویان را به تعویق انداخت.
همچنین، در اواسط دهه ۱۳۸۰ تا حدود سال ۱۳۹۱، بخش قابلتوجهی از ظرفیت جذب دانشگاهها از طریق بورسیههای تحصیلی تأمین شد و در سالهای بعد، بهویژه برای دانشجویانی که از سال ۱۳۹۲ بهبعد وارد مقاطع تحصیلات تکمیلی شدند، فرصتهای جذب محدودتر و رقابت دشوارتر شد.
بدیهی است بخش عمده این عوامل خارج از اراده دانشجویان و فارغالتحصیلان بوده و نمیتوان طولانیتر شدن مسیر تحصیل یا کاهش فرصتهای جذب را ضعف یا کمکاری فردی تلقی کرد.
از سوی دیگر، در سالهایی که سقف سنی ۴۵ سال بود نیز در برخی دانشگاهها ثبتنام منوط به داشتن «رزومه درخشان» بود که در مواردی به تحصیل یا سابقه پژوهشی در دانشگاههای خارج از کشور نزدیک میشد و فرصت رقابت عادلانه را برای افرادی که مسیر علمی خود را در داخل کشور ادامه دادهاند، محدود میکرد. بسیاری از این افراد، با وجود امکان ادامه تحصیل در خارج، ماندن در ایران را انتخاب کردند و در شرایط دشوار اقتصادی و تحریمها به پژوهش و تولید علم ادامه دادند.
از این رو، انتظار میرود در سیاستگذاریهای جذب هیئتعلمی، عدالت بیننسلی و تفاوت شرایط تاریخی دورههای تحصیلی مورد توجه قرار گیرد و شایستگیهای واقعی افراد بیش از عامل سن تعیینکننده باشد.
بر این اساس، تقاضا داریم موارد زیر بررسی و بازنگری شود:
۱. افزایش سقف سنی جذب از ۴۰ سال به ۴۵ سال، همانند ضوابط چهار سال گذشته.
۲. حذف نمره منفی یا کسر امتیاز سنی برای متقاضیان بالای ۴۰ سال، بهگونهای که ارزیابی بر اساس شایستگیهای واقعی و سوابق آموزشی و پژوهشی صورت گیرد.
۳. رفع محدودیت انتخاب سوم دانشگاه در فرایند ثبتنام، مشروط به امکان انتخاب دانشگاههای غیردولتی و غیرانتفاعی.
امید است با نگاه عدالتمحور، امکان بهرهگیری از ظرفیت علمی این گروه از فارغالتحصیلان فراهم شود. بسیاری از این افراد، علیرغم مسیر طولانی و دشوار تحصیل، همچنان انگیزه و توانایی خدمت در نظام آموزش عالی کشور را دارند.
بیتردید، بازنگری در این ضوابط نه صرفاً امتیازی برای متقاضیان، بلکه اقدامی در جهت استفاده بهینه از سرمایه انسانی علمی کشور و جلوگیری از هدررفت ظرفیتهای تخصصی و پژوهشی خواهد بود.
با سپاس و احترام
جمعی از متقاضیان جذب اعضای هیئتعلمی

بحث و گفتگو