به نام خداوند بخشنده و مهربان
ریاست محترم سازمان شهرداریها و دهیاریهای کشور
اعضای محترم شوراهای اسلامی شهرها
با سلام و احترام؛
اینجانبان، امضاکنندگان این کارزار، بهعنوان متخصصان، کنشگران محیطزیست و شهروندان متعهد، با ابراز نگرانی عمیق از روند فعلی مدیریت شهری، خواستار بازنگری فوری در چارت سازمانی شهرداریهای سراسر کشور و «استقلال ساختاری سازمان فضای سبز» از ذیل معاونت خدمات شهری هستیم.
وضعیت کنونی که در آن فضای سبز بهعنوان یکی از زیرمجموعههای معاونت خدمات شهری، با تمرکز بر تنظیف، پسماند و امور فیزیکی، اداره میشود، نهتنها با اصول مدیریت علمی تضاد دارد، بلکه راه را بر توسعه پایدار شهری میبندد. دلایل این ضرورت به شرح زیر است:
۱. گذار از نگاه «خدماتی» به نگاه «زیربنایی و تخصصی»:
با توجه به افزایش چشمگیر تعداد کارشناسان، مهندسان و متخصصان حوزه فضای سبز و همچنین ضرورت مدیریت سرانه فضای سبز در شهرها، دیگر نمیتوان این حوزه را در زمره امور صرفاً خدماتی و جانبی دید. فضای سبز امروزه یک «زیرساخت زنده» و پیچیده است که نیازمند مدیریت اکولوژیک و مهندسی است. لذا، استقرار آن در کنار معاونتهای فنی و زیربنایی، پشتیبانی و خدمات شهری، بهعنوان یک «معاونت مستقل فضای سبز»، ضرورتی انکارناپذیر برای مدیریت مدرن شهری است.
۲. پیوند ناگسستنی با سلامت روان و بهداشت جامعه:
فضای سبز شهری، فراتر از یک پوشش گیاهی، یکی از حیاتیترین متغیرهای تأثیرگذار بر سلامت روان، کاهش تنشهای اجتماعی و نشاط عمومی جامعه است. مدیریت این حوزه نیازمند رویکردهای تخصصی است که در ساختار کنونی «خدمات شهری» ــ که ماهیت آن بر نظافت و پسماند استوار است ــ نادیده گرفته میشود.
۳. آسیبشناسی تخصصسوزی و توزیع ناعادلانه نیروها:
یکی از بزرگترین آسیبهای ساختار فعلی، استفاده از نیروهای متخصص فضای سبز در «مراسمها و فعالیتهای غیرمرتبط تنظیف و مناسبتهای شهری» است. اعزام کارگران زبده و متخصصان فضای سبز برای انجام امور صرفاً نظافتی و موقتی، هم باعث هدررفت سرمایههای انسانی آموزشدیده میشود و هم از بهرهوری اصلی حوزه فضای سبز میکاهد. این رویه، مصداق عینی ناکارآمدی ساختار اداری فعلی است.
۴. همصدایی مدیران میدانی و بحران تمرکز:
نکته حائز اهمیت این است که حتی بسیاری از معاونان محترم خدمات شهری نیز از دشواری هماهنگی و مدیریت تخصصی فضای سبز در ذیل مجموعه خود اظهار نارضایتی میکنند. تمرکز آنها بر چالشهای پسماند و عمران باعث شده است تا فضای سبز همواره در حاشیه قرار گیرد. تفکیک این دو حوزه، خواسته خود مدیران اجرایی برای رسیدن به تمرکز و کارایی است.
۵. ضرورت راهبردی در عصر بحران اقلیمی:
در شرایط حساس خشکسالی و تغییرات اقلیمی، مدیریت فضای سبز یک مسئله «امنیتی ـ زیستمحیطی» است. تا زمانی که فضای سبز زیرمجموعه خدمات شهری باشد، در بزنگاههای بودجهای، همواره قربانی هزینههای جاری خدمات شهری، مانند جمعآوری زباله و آسفالت، خواهد شد. این حوزه نیازمند بودجهای ایزوله و استراتژیک است تا بتواند با تغییر الگوی کشت و مدیریت منابع آبی، به بقای شهر کمک کند.
ما امضاکنندگان این کارزار، از سیاستگذاران و مدیران عالی کشور تقاضا داریم:
۱. اصلاح چارت سازمانی: با ارتقای جایگاه فضای سبز به «معاونت مستقل»، آن را در ردیف همتراز سایر معاونتهای راهبردی، فنی، پشتیبانی و خدمات شهری، قرار دهند.
۲. حفاظت از تخصص: از اعزام نیروهای متخصص فضای سبز به مأموریتهای غیرمرتبط، تنظیف و مراسمهای عمومی، بهصورت سیستماتیک خودداری شود.
۳. استقلال بودجهای: ردیف بودجه فضای سبز بهگونهای تعریف شود که تحت تأثیر هزینههای جاری سایر بخشهای خدماتی، دچار کاهش یا تعویق نگردد.
مدیریت تخصصی، مستقل و اولویتدار فضای سبز، نه یک انتخاب، بلکه تنها راه نجات تابآوری زیستمحیطی و روانی شهرهای ماست.
با احترام،
جمعی از متخصصان فضای سبز شهرداریهای کشور، فعالان محیطزیست و شهروندان دغدغهمند ایران.

بحث و گفتگو