اهالی محترم باغملک، صیدون، میداوود و قلعهتل
سروران گرامی، در حال حاضر، بهتبع شرایط اقتصادی، اقتضای امر بر این است که ما طلایهدار این امر باشیم.
بهخدا، مقاومت در این امر پسندیده نیست. چرا بهخاطر حرف مردم و برای مردم زندگی کنیم و بهخاطر حرف چند نفر، افرادی که همیشه سرِ ناسازگاری با مردم دارند و با تفکر خشکمقدس و تفکر «مگه میشه؟ مگه داریم؟ آبرویمان میرود، مردم چه میگویند؟» دم از ناسازگاری زدهاند و میزنند؟
برادران عزیز، شخصی را میشناسم که بعد از فوت پدرش، برای خرج، نزول کرد. شخصی تعریف میکرد دو سال است پدرش فوت کرده و هنوز پول آشپز مراسم را پرداخت نکرده است.
غذای احسانی که با ترس صاحب عزا از بابت آبرومند برگزار شدن مراسم و استرس و فشار مالی، در کنار غمی که به او وارد شده، تدارک دیده میشود، کراهت دارد و با این همه امواج منفی، به بدن آسیب هم میرساند. خیرات در راه خدا بد نیست. هر کسی توانایی احسان دارد، میتواند شب جمعه، هرچند نفر مهمان میخواهد، دعوت کند و خیرات دهد و کس دیگری میتواند این خیرات را به اهلش بپردازد: فقرا، بیماران سرطانی، دانشآموزان بیسرپرست و بیبضاعت، هزینهٔ واحدهای آموزشی در مناطق صعبالعبور و محروم و...
بهخدا قسم، اعمال و رفتار ما در زمان زندهبودنمان است که مشخص میکند عیار واقعی ما چقدر است و چقدر در ایمان و عبودیت و معرفت به خداوند متعال نزدیک هستیم و طاعت بندگی را بهجا آوردهایم.
طبق نقلقولی که از شهید آیتالله مطهری شده: «مردم شیعه جزو قالتاقترین مردم دنیا هستند.» اینها تعابیر آقای مطهری است. میگوید: «مردم ما، مردم شیعه، جزو قالتاقترین مردم دنیا هستند که ما تا به حال دیدهایم. یعنی دروغ میگویند، ربا میخورند، گران میفروشند، کلاه همدیگر را برمیدارند. اهل نماز و روزه و خمس و زکات و اینها، با مَسّ و افسردگی و کسالت نفس و اینها، و در آخر هم وصیت میکنند مرا در امامزاده و زیارتگاهی دفن کنند که بهواسطهٔ آن، درعینحال مدعیترین مردماند. این جمله را غیر از مطهری کسی جرئت ندارد [بگوید]. میگوید: یکی از قالتاقترین، مدعیترین مردماند که فکر میکنند از همین الآن کنار انبیا در بهشتاند و دربارهٔ بقیه اظهارنظر میکنند. میگوید که این یکی از بیماریهای مردم شیعه است و منشأش منبرهای ماست. ما یک دین و تشیع دیگری را به مردم آموزش میدهیم. میگوید: این یک وسوسهٔ شیطانی است؛ ما اینها را از خدا دور کردیم، از فرمان خدا. بهشان یاد دادیم لازم نیست به اوامر خدا عمل کنید؛ اسمشان که شیعه است، کافی است. کاری کردیم، جوری دین را معرفی کردیم که مردم به این دلخوش کردند که نامشان بین دوستان علی بن ابیطالب است... بالاخره از رعایای ایشان هستیم. وصیت میکنیم از پولهایی که بهناحق به چنگ آوردیم و پولهایی که در زندگی باید در راه خیر صرف میکردیم و نکردیم، مبلغی هم به متولیان حرم و مشاهد مشرفه و حرم امام رضا و اینها بدهند، ما را نزدیک قبر اولیا دفن کنند که این فرشتگان جرئت نکنند برای عذاب ما بیایند. بعد میگوید که شما خودتان غافلید یا فکر میکنید خدا را میتوانید اغفال کنید. روزی چشم باز خواهید کرد که طبق وعدهٔ الهی غرق در عذاب خدا خواهید بود، ولو اسمتان شیعهٔ علی بن ابیطالب است...»
امام صادق علیهالسلام فرمود: «کُونُوا لَنا زَیناً وَ لا تَکُونُوا عَلَینا شَیناً»؛ شما شیعیان، اسباب افتخار ما ائمه باشید، زیور ما باشید، مایهٔ ننگ و عار و شرمندگی ما نباشید؛ یعنی طوری باشید که در میان سایر مسلمانان، نمونههایی از تقوا و پاکی و درستی باشید.
فرمود: طوری باشید که وقتی مردم شما را میبینند، بگویند: «رَحِمَ اللهُ جَعفَراً»؛ خدا بیامرزد امام جعفر صادق علیهالسلام را، چه شیعیان خوبی درست کرده. «وَ لا تَکُونُوا عَلَینا شَیناً»؛ مایهٔ ننگ و عار ما نباشید. شما وقتی که اخلاقتان، بازارتان، روحیه و کردارتان برخلاف اسلام است، اسباب خجالت و شرمندگی ما خواهید بود. دیگر از این بهتر میتوان گفت؟ آن، بیان قرآن؛ آن، سخنان پیغمبر که قبلاً برایتان عرض کردم؛ این هم سخنان امام جعفر صادق علیهالسلام. از این بالاتر چه میشود گفت؟! ولی مگر ممکن است ما از خر شیطان پایین بیاییم؟! میگویم فقط ما مورد عنایت خدا هستیم و برای ما همان انتساب نام ائمه کافی است؛ چیز دیگری نمیخواهیم. خدا هم بهشت را آماده کرده برای ما چهارتا قالتاق!
عزیزان من، رسم بندگی، عمل شایسته در زمان حیات است، نه احسان و خرج و برج در زمان ممات؛ چنانکه دکتر علی شریعتی میگوید: عدهای نماز اجارهای میخوانند و روزهٔ اجارهای میگیرند برای امواتی که در حیاتشان وقت نداشتهاند خودشان انجام دهند، ولی درعوض پولی داشتهاند که بدهند.
نمازخوانان و روزهگیران حرفهای تا برایشان انجام دهند؛ پدر پول بسوزد که در دستگاه خدا هم کار میکند، آنهم چه کاری!
«جانشین پرستش خدا»؛ پول میدهند تا دیگران برایشان خدا را بپرستند و او به بهشت برود و ثواب نماز و روزهٔ آنها را ببرد!
بهراستی که عجب حماقتی است جهل مذهبی! از دین ریا بینیازم؛ بنازم به کفری که از مذهبم میتراود.
امیدوارم که همتی کنیم و با بیعت با این امر و امضای این پویش و اقدام و تشکیل جلسه و امضای عهدنامهای هماهنگ، پویش حذف ناهار و شام مراسم ختم را همچون دیگر مردم شهرهای کشور اجرا کنیم.
همشهری گرامی،
بیایید با هم این رسمهای غلط را در جامعه ریشهکن کنیم. متأسفانه در جامعهٔ ما، خانوادهٔ عزادار علاوه بر غم و غصهٔ فقدان عزیز ازدسترفته، همزمان باید به فکر تدارک پذیرایی از مهمانها هم باشد که با وضعیت اقتصادی فعلی، برای بسیاری از خانوادهها بار مضاعفی است که باید در آن شرایط بحرانی به دوش بکشند.
حتی اگر مشکل مالی هم نداشته باشند، بار روانی تدارکدیدن و آبرومند ظاهر شدن در انظار هم در آن شرایط، یک بار اضافه است. علاوه بر این، از نظر انرژی، خوردن غذایی که با این شرایط روحی و گاهی هم با نارضایتی تدارک دیده شده، برای سلامتی میتواند مضر باشد. با نخوردن غذا در این مراسم، بهتدریج این قضیه عمومیت پیدا میکند و انگیزهٔ تدارک غذای مراسم ترحیم کاهش یافته و بهمرور این رسم برچیده میشود و دعای خیر خانوادهای که مشکل مالی دارد شامل حال خواهد بود. حذف پذیرایی و غذا از مراسم ختم، یک فرهنگ حسنه است که باید از خودمان شروع کنیم.
بیاییم از خودمان شروع کنیم.
و منالله التوفیق
مهدی براتی

بحث و گفتگو