بسمهتعالی
ریاست محترم سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران
مدیریت محترم شبکه چهار سیما
با سلام و احترام
مستند تلویزیونی «زندگی پس از زندگی» در شش فصل و حدود ۱۹۰ تا ۲۰۰ قسمت، با موضوع تجربههای نزدیک به مرگ، به حیات پس از مرگ و تأثیر این تجربهها بر نگرش انسان به زندگی پرداخته است. این مستند برای شمار زیادی از مخاطبان، صرفاً یک برنامه معمولی تلویزیونی نبوده، بلکه زمینهای برای بازنگری در نگرش به زندگی، تقویت نشاط درونی که از مؤلفههای یک زندگی سالم است، توجه به مسئولیتهای اخلاقی و معنوی و نیز تغییر نگرش نسبت به دو مقوله مرگ و آخرت فراهم آورده است.
گزارشهای متعدد و متواتر مخاطبان از آثار مثبت این برنامه، از جمله روایتهایی پیرامون انصراف از خودکشی و سقط جنین، اصلاح رفتارهای فردی و خانوادگی و خصوصاً آرامشیافتن پس از فقدان عزیزان، نشان میدهد که بررسی و بهرهبرداری از ظرفیتهای این برنامه، مسئلهای درخور توجه است. خصوصاً اینکه شمار مخاطبان این برنامه به حدی رسید که این مستند، طی دو سال متوالی ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱، بهعنوان پربینندهترین برنامه تلویزیونی ویژه افطار شناخته شد.
ایجاد صفحهای در اینستاگرام در راستای گردآوری و بازتاب بازخوردهای مثبت مخاطبان، نشاندهنده اهمیت ثبت این تجارب و توجه به آثار گزارششده این مستند است. امضاکنندگان این کارزار بر این باورند؛ کثرت و تکرار این گزارشها دستکم بررسی جدی و روشمند آثار این برنامه و فراهمکردن امکان دسترسی مستمر جامعه به آن را میطلبد.
بررسی ادله فقهی، عقلی و نقلی وجوب پخش مجدد
استدلال نخست: مسئولیت فقهی در قبال آثار مثبت قابلاعتنای برنامه از باب وجوب امر به معروف و نهی از منکر
بر اساس مبانی فقه اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر، در صورت تحقق شرایط وجوب، از جمله احتمال تأثیر، وظیفهای شرعی است و نمیتوان آن را صرفاً در حد یک توصیه اخلاقی تقلیل داد. ترک این فریضه الهی از گناهان کبیره محسوب میشود.
هنگامی که روشن باشد یک محتوای رسانهای، بنا بر گزارشهای متعدد، ظرفیت تأثیرگذاری بر نگرش معنوی و جهانبینی مخاطبان را داراست، شایسته نیست این ظرفیت ژرف، بدون دقتنظر و بدون ارائه توضیحی روشن درباره علت عدم استمرار پخش، کنار گذاشته شود.
از نظر منطقی، هرگاه آثار مثبت برنامهای بهطور مکرر از سوی مخاطبانش گزارش شود، مسئله دیگر صرفاً یک احتمال ذهنی و بیپشتوانه نخواهد بود، بلکه ما هماکنون با مجموعهای از شواهد و گزارشهای بررسیشده مواجهیم که مسئولان ذیربط در رسانه ملی بایستی در برابر آن پاسخگو باشند.
ما بر این باوریم، از آنجا که پخش مجدد این برنامه در تحقق اهداف اخلاقی و معنوی یادشده مؤثر بوده و شرایط شرعی وجوب نهی از منکر نیز محقق است، فراهمنکردن زمینه این تأثیرگذاری مصداق ترک وظیفه شرعی است. از اینرو، از مسئولان محترم صداوسیما درخواست مینماییم مسئله را نه فقط از منظر جدول پخش و ملاحظات اجرایی، بلکه از منظر مسئولیت شرعی و فرهنگی رسانه ملی نیز مورد مداقه قرار دهند. اینک که در عصر ارتباطات و رسانه تنفس میکنیم، چرا مبطلان به انحای مختلف در باطل خود مصمماند و ما در حق خود، مردد؟!
استدلال دوم: جایگاه روایی یاد مرگ در تعالیم اسلامی
یاد مرگ و توجه به آخرت، جایگاهی روشن در تعالیم اسلامی دارد. در منابع دینی و قرآن کریم، انسانها به یاد مرگ و آمادگی برای آخرت مؤکداً امر شدهاند.
در روایتی اینچنین از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل گردیده است: از رسول گرامی اسلام سؤال شد «هل یکون مع الشهداء یوم القیامة غیرهم؟ فقال... من ذکر الموت کل یوم عشرین مرة». مضمون روایت این است که از حضرت ختمیمرتبت سؤال شد غیر از شهیدان، چه کسانی در روز قیامت با شهدا محشور میشوند؟ حضرت فرمودند: از جمله، کسی که هر روز بیست بار به یاد مرگ باشد.
نکته قابلتأمل اینکه وقتی بر اساس این روایت، یاد مرگ بیست بار در شبانهروز پیشنهاد شده است، چرا مردم باید از برنامهای که زمینه توجه بیشتر به مرگ، آخرت و مسئولیت انسان را فراهم میگرداند، در یازده ماه سال محروم باشند؟! آن هم نه بیست بار در شبانهروز، بلکه حتی یک بار!
استدلال سوم: ضرورت عقلی پخش مجدد در شرایط جنگ و فقدان عزیزان
اکنون که در میانه جنگی منطقهای و ایبسا جهانی هستیم، خانوادههای شهدا، بازماندگان جانباختگان و افرادی که عزیزان خود را از دست دادهاند، طبیعتاً بیش از گذشته به محتوایی نیاز دارند که به آنان در یافتن معنای زندگی، فلسفه رنجها و سختیها، تقویت امید و نحوه مواجهه با اندوه کمک نماید و تسلیبخش روح آنان باشد. البته که تکرار پخش این مستند، جایگزین حمایتهای تخصصی روانشناختی و خدمات لازم برای افراد داغدیده نخواهد بود، اما مسئله این است: اگر قرار نیست حتی وسط جنگ وجودی بین حق و باطل و افزایش مرگومیر، این مستند پخش شود، پخش مجدد منطقاً چه زمانی قابل فرض خواهد بود؟! اینک چه جای استخاره است!
محدودکردن پخش این واجب فراموششده به ماه مبارک رمضان و زمانمندکردن سلیقهای آن، درحالیکه موضوع آن با نیازهای غیرزمانمند فطری و روحی اقشار مختلف جامعه در تمام طول سال گره خورده است، نیازمند بازنگری جدی است.
ممکن است گفته شود که بازپخش مکرر برنامه «زندگی پس از زندگی» در طول سال موجب عادیشدن آن و کاهش جذابیت و درنتیجه کاهش اثرگذاریاش شده و وجوب نهی از منکر برداشته میشود؛ لذا بهتر است پخش آن به ماه رمضان محدود بماند.
در پاسخ میتوان گفت که اولاً کاهش احتمالی جذابیت یک برنامه لزوماً به معنای ازبینرفتن کامل اثر آن نیست. به عبارتی، کاهش و صفر مطلق، عینیت ندارند. تازگی و جذابیت، تنها یکی از عوامل اثرگذاری است و نمیتوان بدون دلیل، اثرگذاری یک محتوای معنوی را منحصراً وابسته به تازگی آن دانست.
ثانیاً میان پخش مکرر و بیوقفه از یک سو و محدودکردن پخش به یک ماه از سال از سوی دیگر، راهحلهای متعددی وجود دارد؛ از جمله بازپخش با فاصله زمانی مناسب، مثلاً روزهای زوج یا جمعهها، یا پخش قسمتهای منتخب.
ثالثاً مخاطبان یکسان نیستند. اگرچه ممکن است فردی که قبلاً برنامه را دیده، در بازپخش بعدی رغبت کمتری نشان دهد، اما ممکن است فرد دیگری بهتازگی با این برنامه آشنا شده باشد یا اساساً فرصت تماشای برنامه را در ماه رمضان پیدا نکرده باشد یا در طول سال، شرایط جدیدی در زندگی او رقم بخورد که به محتوای آن نیاز بیشتری احساس کند یا قبل از فرارسیدن رمضان بعدی، از دنیا برود. بنابراین، کاهش احتمالی جذابیت برای برخی مخاطبان، دلیل کافی برای محرومکردن دیگران از فرصت تماشای مجدد برنامه نیست. روایت داریم دل، اقبال و ادبار دارد. اگر برای فردی ادبار دارد، ممکن است همان لحظه برای فردی دیگر اقبال داشته باشد.
رابعاً مناسببودن ماه رمضان برای پخش برنامههای معنوی، منطقاً به معنای نامناسببودن سایر ماهها نیست. اثبات شیء، نفی ماعدا نمیکند. اگر فینفسه محتوای برنامه بتواند در تقویت نگرش و عملکرد معنوی مخاطبان مؤثر باشد، بایستی دلیل مستقلی ارائه شود که چرا این فایده در سایر ماهها منتفی است یا چرا پخش برنامه در سایر ماهها مفسدهای بزرگتر از فایده احتمالی آن دارد. «البیّنة علی المدّعی، وإلّا فیُرجَع إلی أصل الاشتغال الیقینی».
خامساً چه تضمینی برای پخش فصل جدید برنامه وجود دارد؟! عمر، دست خداست. اگر زمانی فصل جدید به هر دلیلی پخش نشد، افسوسخوردن بابت عدم پخش در طول سال، سودی ندارد.
سادساً تنوع ذاتی تجارب از یک سو و تعدد بالای تجربهگران از سوی دیگر موجب میشود هر قسمت از برنامه فقط یک بار در سال پخش شود که این دو نکته میتواند مانعی جدی برای استدلال به عادیشدن باشد.
و آخر اینکه پخش مجدد، هیچ مخاطبی را ملزم نمیکند که با وجود عدم جذابیت برای شخص او، باز هم پای گیرنده بنشیند. از طرفی قرار هم نیست که پخش مجدد، جایگزینی برای پخش فصل جدید باشد. با این اوصاف، عادیشدن منطقاً سالبه به انتفای موضوع خواهد بود.
جمعبندی
ما امضاکنندگان این کارزار معتقدیم یاد مرگ، که در تمامی شئون فردی و اجتماعی زندگی انسان اثر میگذارد، موضوعی حاشیهای یا محدود به ماه مبارک رمضان نیست. درخواست ما روشن است؛ برنامه «زندگی پس از زندگی» نباید صرفاً به ماه رمضان محدود بماند، بلکه بایستی امکان پخش مجدد منظم آن در کل ایام سال فراهم گردد، بهگونهای که عرفاً ترک نهی از منکر تلقی نگردد. از منظر فقهی، حتی احتمال تأثیر عقلایی کافی است، چه رسد به تأثیر قطعی که به تواتر اثبات گردیده است. مگر نماز و سایر فرائض شرعی محدود به زمان خاصی است که امر به معروف و نهی از منکر دومی آن باشد؟! بهجز عناوین ثانویه، مانند مشقت غیرقابلتحمل، ضرر زیاد غیرعقلایی، اضطرار و...، یا موارد خاصی که خود شارع مقدس بازه زمانی مشخص کرده است، از جمله روزه ماه مبارک یا حج تمتع.
از اینرو، از مسئولان صداوسیما درخواست مینماییم با بررسی دقیق آثار برنامه و موانع احتمالی پخش مجدد آن، هرچه سریعتر رسالت شرعی و فرهنگی خود را در قبال این مطالبه عمومی بهصورت جدی به انجام رسانند.
با احترام؛
امضاکنندگان کارزار

بحث و گفتگو