با سلام
موضوع: مطالبه برخورد قاطع قضایی با مروجان عرفانهای ساختگی، آموزههای التقاطی و سوءاستفاده از باورهای مردم
ما امضاکنندگان این کارزار، خواستار رسیدگی جدی، شفاف و قاطع دستگاه قضایی به فعالیت افرادی هستیم که با استفاده از عناوین دین، علم، معنویت و عرفان، آموزههای فاقد پشتوانه معتبر را به مردم عرضه کرده و از طریق جلب اعتماد عمومی، برگزاری دورههای آموزشی، فروش محصولات و ارائه خدمات مختلف کسب درآمد میکنند.
تأکید میکنیم که دامنه این مطالبه نباید صرفاً به افراد نامبرده محدود شود. فعالیت افرادی و سایر مجموعههای فعال در این حوزه، باید از نظر نوع آموزشها، محتوای ارائهشده، ادعاهای علمی و دینی و شیوههای کسب درآمد مورد بررسی قرار گیرد. همچنین تمام افرادی که در فضای مجازی یا حقیقی، اقدام به برگزاری دوره، کلاس، همایش یا تولید محتوای آموزشی درباره فنگشویی، انرژیدرمانی، کارما و آموزههای عرفانی و فرقهای نوظهور کردهاند، باید مشمول این بررسی باشند. نکته مهمتر، مسئولیت مراکز و مؤسسات معتبری است که جایگاه علمی و آموزشی دارند و دانشگاههایی که میزبان چنین دورهها، کلاسها یا همایشهایی بودهاند یا از برگزاری آنها استقبال کردهاند. انتظار میرود مشخص شود این مراکز بر اساس چه معیار علمی و تخصصی به چنین آموزشهایی مجوز یا اعتبار دادهاند و آیا پیش از میزبانی، محتوای اعتقادی و علمی آنها را بررسی کردهاند یا خیر. اعتبار علمی دانشگاهها و مؤسسات آموزشی نباید به پشتوانهای برای ترویج ادعاهای اثباتنشده یا آموزههای مغایر با مبانی اعتقادی جامعه تبدیل شود. بنابراین، خواستار بررسی مسئولیت تمام اشخاص، مدرسان، برگزارکنندگان و مراکز آموزشی دخیل در این فعالیتها هستیم.
۱. مسئله چیست؟ ترویج عرفانهای ساختگی در پوشش دین و علم
در سالهای اخیر، افرادی با ترکیب گزینشی مفاهیم اسلامی، اصطلاحات علمی، آموزههای شرقی و ادعاهای مربوط به انرژی، مجموعهای از آموزههای التقاطی و خودساخته را به مخاطبان عرضه کردهاند.
این افراد با استفاده از عناوینی نظیر انرژیدرمانی، کارما، ذکر اعظم، معنویت و فنگشویی، آموزههایی را تحت عنوان دانش، علم یا عرفان به مردم معرفی کردهاند.
نکته نگرانکننده این است که برخی از این آموزهها نهتنها پشتوانه علمی معتبر و اثباتشدهای ندارند، بلکه ریشه در نظامهای فلسفی و اعتقادی کفرآمیز و طبیعتپرستانه تائوئیسم و شامانیزم دارند که مبانی آنها کاملاً برخلاف اعتقادات اسلامی و حتی ایرانی است.
این افراد در مواردی با اسلامی جلوهدادن این آموزهها، به آنها ظاهری دینی بخشیدهاند؛ بهگونهای که مخاطب تصور میکند با یک روش معنوی معتبر و سازگار با آموزههای اسلام مواجه است.
اما آیا واقعاً چنین است؟
۲. فنگشویی و ریشههای اعتقادی آن؛ چه چیزی به مردم آموزش داده میشد؟
برای درک عمق مسئله، لازم است به مبانی فکری تائوئیسم و مفاهیم اصلی آن، از جمله تائو و چی، توجه کنیم.
لائوتزو، از چهرههای محوری سنت تائوئیستی، در کتاب «تائو ته چینگ» درباره مفهوم تائو سخن میگوید.
در این سنت، تائو بهعنوان اصل بنیادین و راه حاکم بر هستی معرفی میشود و در سنتهای فکری چینی به نیروی حیاتی یا جریان بنیادین حیات اشاره دارد.
در برخی تفسیرها، تائو در چارچوب نظامی از باورهای کیهانشناختی و معنوی توضیح داده میشود که با جهانبینی توحیدی اسلام تفاوتهای بنیادین دارد.
برای نمونه، در متن تائو ته چینگ درباره تائو چنین تعابیری آمده است:
«تائو به چاه میماند؛ میتوان از آن استفاده کرد، ولی هرگز تمام نمیشود. همانند خلأ بیپایان است، پر از امکانات بیشمار، نهان است و همیشه حاضر...»
همچنین در توصیف تائو آمده است:
«نمیدانم چه کسی آن را به وجود آورده، از خدا هم قدیمیتر است.»
و در بخش دیگری، تائو بهعنوان حقیقتی بینهایت و جاویدان توصیف میشود که هرگز به دنیا نیامده و بنابراین هرگز نمیمیرد.
در سنت فکری تائوئیستی، مفهوم چی نیز جایگاه مهمی دارد. در کتاب چوانگتسه و دیگر متون سنت چینی، درباره چی بهعنوان نیروی بنیادین حیات و عامل حرکت و دگرگونی در جهان بحث شده است.
در کتاب تائو ته چینگ رسماً درباره ارتباط با ارواح طبیعت، که احتمال قریب به یقین همان اجنیان هستند، اشاره شده است.
اکنون پرسش اساسی ما این است:
چگونه ممکن است افرادی این فنگ شویی را که با پشتوانه این نوع مفاهیم است را در قالب آموزشهای معنوی و حتی اسلامی به مردم عرضه کنند، بدون آنکه درباره خاستگاه فلسفی و اعتقادی آنها توضیح دهند؟
چگونه میتوان مفاهیمی را که در بستر یک نظام فلسفی و معنوی شرقی شکل گرفتهاند، بدون بررسی و تبیین مبانی آنها، بهعنوان آموزههایی سازگار با اسلام به مخاطب عرضه کرد؟
اگر این افراد واقعاً از مبانی فکری و اعتقادی آموزههایی که تدریس میکردند آگاهی نداشتهاند، این میزان از ناآگاهی و بیاطلاعی از محتوای آموزشی خود، پرسشبرانگیز است؛ و اگر آگاهانه این مفاهیم را با ظاهری اسلامی به مردم عرضه کردهاند، موضوع بسیار جدیتر خواهد بود.
۳. آموزش نمادهای آیینی و ترویج مجسمهها در فضای خانه
یکی دیگر از موضوعات بسیار مهم، آموزش استفاده از نمادها، مجسمهها و طلسمهایی است که در برخی سنتهای شرقی دارای معانی اعتقادی و آیینی هستند. ضمنا برخی از مخاطبین اعلام کردند که برخی از این اساتید خودخوانده به فرشته فروشی و از این دست فعل های عجیب دست زده اند.
برای مثال، درباره برخی آموزشهای منتسب به این جریانها، ادعاهایی مطرح شده است مبنی بر اینکه برای جذب ازدواج یا ایجاد رابطه عاطفی، باید مجسمههایی مانند اردک را در کنار تختخواب قرار داد! فیلم این مطلب موجود است.
این مسئله باید بهطور دقیق بررسی شود.
آیا درباره ریشه اعتقادی این نمادها و جایگاه آنها در سنتهای شرقی توضیحی به مخاطبان داده میشد؟
آیا این آموزشها صرفاً توصیههایی برای چیدمان دکوراسیون بودند یا پشتوانهای آیینی و اعتقادی داشتند؟
اگر چنین آموزههایی با وعده تأثیرگذاری بر سرنوشت انسان ترویج شده باشند، باید بررسی شود که آیا مصداق ترویج خرافات، فریب مخاطب یا آموزش باورهای مغایر با مبانی اعتقادی جامعه بودهاند یا خیر.
جامعه مسلمان ایران حق دارد بداند چه آموزههایی در پوشش دکوراسیون، انرژی و معنویت وارد خانههای مردم شده است.
نمیتوان هر نوع باور و نماد اعتقادی را با تغییر نام و استفاده از اصطلاحات جذاب، به مردم عرضه کرد و از پاسخگویی درباره ریشههای آن گریخت.
۴. پرسش اصلی: ناآگاهی، کاسبی یا یک جریان سازمانیافته؟
در این موضوع یک پرسش اساسی وجود دارد که نهادهای مسئول بالادستی و مرتبط باید به آن پاسخ دهد:
آیا فعالیت این افراد صرفاً با انگیزه کسب درآمد و فروش دورههای آموزشی بوده است؟
آیا آنها بدون شناخت کافی از مبانی تائوئیسم، فنگشویی، کارما و دیگر آموزههای شرقی، اقدام به تدریس و تبلیغ آنها کردهاند؟
یا با جریانی سازمانیافته از عرفانهای نوظهور مواجه هستیم که با آگاهی از مبانی اعتقادی این آموزهها، آنها را با ظاهری اسلامی و قابلپذیرش برای جامعه ایران عرضه میکند؟
ما نمیخواهیم بدون رسیدگی قضایی، درباره انگیزه و ماهیت فعالیت افراد قضاوت قطعی کنیم؛ اما دقیقاً به همین دلیل خواستار تحقیق و بررسی جدی هستیم.
قوه قضائیه باید روشن کند که با فعالیتهای اقتصادی متخلفانه و فریب احتمالی مردم مواجه است یا با جریانی که اهداف اعتقادی و فرهنگی دیگری نیز دنبال میکند.
این تفاوت بسیار مهم است و نباید نادیده گرفته شود.
۵. مطالبات مشخص ما از نهادهای مسئول بالادستی
اول: شناسایی و برخورد با تمام مروجان این آموزهها
رسیدگی نباید صرفاً به چند چهره شناختهشده محدود شود.
فعالیتهای این افراد باید بهصورت مستقل بررسی شود؛ همچنین تمام افراد دیگری که در همین زمینه، چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی، به تولید محتوا، آموزش، تبلیغ، ترویج و کسب درآمد مشغول هستند، باید شناسایی و فعالیتهایشان مورد بررسی قرار گیرد.
این مطالبه شامل مدرسان، صاحبان صفحات مجازی، تولیدکنندگان محتوا، برگزارکنندگان دورهها، مشاوران و تمام اشخاصی است که به هر شکل در ترویج این آموزهها نقش دارند.
دوم: بررسی و توقف فعالیت صفحات و بسترهای تبلیغاتی متخلف
تمام صفحات مجازی، کانالها، وبسایتها و بسترهای تبلیغاتی مرتبط با فعالیتهای غیرقانونی، پس از احراز تخلف و با دستور مقام های مسئول، باید از دسترس خارج شوند یا محتوای گمراهکننده آنها حذف شود.
بهویژه محتواهایی که در آنها ادعاهای اثباتنشده بهعنوان علم قطعی یا آموزه معتبر دینی به مردم عرضه شده است.
سوم: پاسخگویی و عذرخواهی عمومی
در صورت اثبات تخلف و فریب مخاطبان، افراد مسئول باید در چارچوب قانون نسبت به فعالیتهای گذشته خود پاسخگو باشند.
پیشنهاد ما این است که در صورت احراز تخلف، سازوکاری برای انتشار توضیحات و عذرخواهی عمومی فراهم شود تا مشخص شود کدام ادعاها نادرست، فاقد پشتوانه یا گمراهکننده بودهاند.
افراد متخلف باید در صورت احراز ارائه اطلاعات خلاف واقع، بهصراحت درباره عملکرد گذشته خود توضیح دهند و از افرادی که متضرر شدهاند، بهصورت عمومی و در صفحات مجازیشان عذرخواهی کنند.
چهارم: بازگرداندن وجوه دریافتی از افراد فریبخورده
یکی از مهمترین مطالبات ما، احقاق حقوق مالی قربانیان احتمالی این جریان است.
افرادی که با وعده درمان، تغییر سرنوشت، افزایش انرژی، حل مشکلات زندگی، دستیابی به آرامش یا دستیابی به معنویت، مبالغی را به این افراد پرداخت کردهاند، نباید فراموش شوند.
در صورت اثبات، دریافت وجوه از طریق فریب یا روشهای غیرقانونی، باید تمام مبالغ قابلاسترداد، از نخستین روز آغاز فعالیت متخلفانه تا امروز، شناسایی و به صاحبان آنها بازگردانده شود.
رسیدگی قضایی زمانی کامل است که علاوه بر برخورد با عوامل تخلف، حقوق مالی افرادی که متضرر شدهاند نیز احیا شود.
پنجم: الزام به روشنگری علمی و اعتقادی
پیشنهاد میکنیم در صورت احراز تخلف و با رعایت ضوابط قانونی، افراد مسئول در فرایند اصلاح آثار فعالیتهای گذشته خود مشارکت کنند.
از جمله، هر یک از این افراد، سه مقاله مستقل و مستند درباره نقد مبانی فنگشویی، انرژیگرایی و کارما تهیه و منتشر کنند.
این مقالات باید به ریشههای تاریخی، مبانی فلسفی و اعتقادی، ادعاهای علمی، پشتوانههای تجربی و تفاوتها یا تعارضهای احتمالی این آموزهها با مبانی توحیدی اسلام بپردازند.
هدف این است که در برابر سالها تبلیغ و ترویج ادعاهای غیرمستند، محتوایی روشنگرانه و مستند در اختیار جامعه قرار گیرد و حتماً در صفحات عمومی خود که قبلاً ترویج مطالب مذکور میکرد منتشر شود.
ششم: بررسی ابعاد اعتقادی و سازمانیافتگی احتمالی این فعالیتها
از مقام های مسئول میخواهیم صرفاً به بررسی جنبه مالی پروندهها اکتفا نکند.
باید مشخص شود چه کسانی این آموزهها را طراحی، تدوین و ترویج کردهاند؛ منابع فکری آنها چه بوده؛ ارتباط میان مدرسان و فعالان مختلف چگونه بوده و آیا فعالیت آنها صرفاً با انگیزه اقتصادی انجام میشده یا اهداف دیگری نیز در میان بوده است.
این موضوع بهخصوص از آن جهت اهمیت دارد که برخی آموزهها با ظاهری اسلامی عرضه شدهاند، درحالیکه مبانی آنها با خلاف توحید اسلامی است.
۶. دین مردم سرمایه عمومی است؛ با آن کاسبی نکنید!
مسئله امروز فقط یک شخص یا چند صفحه مجازی نیست.
مسئله، پدیدهای است که در آن برخی افراد با استفاده از اعتبار دین، ظاهر علمی و نیاز معنوی انسانها، آموزههایی خودساخته را بهعنوان حقیقت به جامعه عرضه میکنند.
اگر کسی به نام علم، ادعای درمان میکند، باید پشتوانه علمی ادعای خود را ارائه کند.
اگر کسی به نام اسلام، آموزهای را ترویج میکند، باید نسبت آن آموزه با مبانی اعتقادی اسلام روشن باشد.
اگر کسی به نام عرفان و معنویت از مردم پول دریافت میکند، باید در برابر ادعاها و عملکرد خود پاسخگو باشد.
نمیتوان مفاهیم تائوئیستی، آموزههای مربوط به انرژی، کارما، نمادهای آیینی و باورهای کفرآمیز را با افزودن چند آیه، ذکر یا اصطلاح اسلامی به مردم عرضه کرد و نام آن را اسلامی گذاشت.
ما نمیپذیریم که اعتماد دینی مردم، ابزار کسب درآمد و تجارت با باورهای اعتقادی جامعه شود.
مطالبه ما روشن است: رسیدگی به فعالیتهای تمام افرادی که در همین زمینه، چه در فضای مجازی و چه در فضای حقیقی، به تولید محتوا، آموزش، تبلیغ و ترویج این آموزهها مشغول هستند.
ما خواستار بررسی مستقل فعالیت همه مروجان آموزههای مشابه، بررسی انگیزهها و ابعاد احتمالی سازمانیافتگی این فعالیتها، احقاق حقوق مالی فریبخوردگان و جلوگیری از تکرار چنین فعالیتهایی هستیم.
دین مردم سرمایه عمومی جامعه است. علم و معنویت نیز نباید به ابزار فریب و تجارت با باورهای مردم تبدیل شوند.
از مقام های مسئول میخواهیم این موضوع را بهعنوان یک مطالبه عمومی جدی پیگیری کنند و اجازه ندهند عرفانهای ساختگی و آموزههای فاقد پشتوانه، با تغییر نام و چهره، دوباره به خانهها و زندگی مردم راه پیدا کنند.
امضای این کارزار، مطالبه صیانت از توحید، آگاهی عمومی، حقوق مردم و مقابله با سوءاستفاده از دین و علم است.

بحث و گفتگو