سلام
ما، دوستداران طبیعت، با امضای این کارزار که سوگندنامهای برای حفظ طبیعت است، متعهد میشویم که در حفظ طبیعت کوشا بوده و از آسیب به آن تا جای ممکن جلوگیری کنیم. متن این سوگندنامه به شرح زیر است:
من یک دوستدار طبیعتم. فرق طبیعت را با زبالهدان میدانم. من آگاهم که رودخانه وسیله ایابوذهاب زبالههای من نبوده و شاهرگ حیاتبخش کوهستان است. من هنگام ترک طبیعت به پشت سر خود نگاه میکنم تا مبادا زبالهای بر جای گذاشته باشم. من به دوستان و هموطنانم که نسبت به پاک نگه داشتن طبیعت بیتفاوتند، با لبخند تذکر میدهم.
من وقتی طبیعت را ترک میکنم، نه چیزی به آن اضافه کردهام و نه چیزی از آن کاستهام. من و عزیزانم در طبیعت به ستون و در یک راستا حرکت میکنیم تا کمتر خاک و گیاهان را لگدکوب کرده باشیم. من سخاوت طبیعت را میفهمم؛ آنچه از او میخواهم به من خواهد داد: لذت، آرامش، شادی، زیبایی، سکوت و…
من طبیعت را میراث پیشینیان و سهم فرزندانم میدانم و آگاهم که یک کیسه پلاستیکی کمتر در روز یعنی چه! آگاهم که خرید در پاکتهای کاغذی و چندبارمصرف یعنی چه! میدانم کاغذ و پلاستیک و شیشه و فلز زباله نیستند و کاغذ بیشتر یعنی درخت کمتر و درخت کمتر یعنی پرنده کمتر و میدانم آسمان بیپرنده یعنی چه!
من درس حفاظت از طبیعت را در مدرسه زندگی آموختهام. صحنه پرتاب زباله از خودرو قلب مرا میآزارد. جادهها و ریلهای آلوده در دل جنگل دلم را به درد میآورد.
من حق حیات را برای همه حیوانات و گیاهان محترم میشمارم، پس هیچگاه و به هیچ بهانهای در طبیعت، جان جانداری را نمیگیرم.
من عاشق خانه و خانوادهام هستم. پس هرگز خانه و خانواده پرندگان و حیوانات وحشی را نابود نمیکنم.
من هنگام صعود، از رقص سبکبارانه پرنده شکاری در آسمان غرق لذت میشوم و لذت عکس گرفتن از او را جایگزین شکار میکنم و زیستگاهش را تخریب نخواهم کرد. من هنگام پیمایش درهها از آواز آن سُهره رنگینبال مسحور میشوم، پس جوجههایش را به خانه نخواهم برد.
نابودی و رو به زوال رفتن حیات وحش سرزمینم قلب مرا میخراشد!
من از شکار و شکارچی بیزارم و نیازی به گوشت قوچ و کبک و گراز وحشی ندارم. من از تماشای جان کندن حیوانات وحشی لذت نمیبرم.
من نمیتوانم همه را اصلاح کنم و به همه تذکر بدهم اما از خودم شروع خواهم کرد؛ از اصلاح خود.

بحث و گفتگو