وزیر محترم ورزش و جوانان
ریاست محترم فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام،
ما، جمعی از جوانان دغدغهمند و عاشقان بیادعای فوتبال که هرگز از حمایت بیچشمداشت از تیم ملی دست نکشیدهایم، اینک با قلبی آکنده از خشم و اندوه خطاب به شما فریاد میزنیم. تیم ملی فوتبال ایران که روزگاری نماد غیرت، تکنیک و برنامهریزی بود، امروز به ویترینی از روزمرگی، تصمیمات سلیقهای و بیبرنامگی استراتژیک تبدیل شده است.
۱. ناکارآمدی در رأس هرم؛ آقای قلعهنویی، سمبل تکرار شکستها
ما به صراحت میگوییم که امیر قلعهنویی نه تنها شایستهٔ سرمربیگری تیم ملی نیست، بلکه عملکرد او در جام جهانی ۲۰۲۶ نشان داد که حتی لیگ برتر ایران نیز جایگاه او نیست. چگونه ممکن است تیمی که در رنکینگ فیفا در جمع ۲۰ تیم برتر جهان جای دارد، تحت هدایت او مقابل نیوزیلند رده هشتادم و مصرِ بیست پله پایینتر، نه تنها نبرد که به سختی مساوی کسب کند؟ این نتایج، نه شانسی و نه تاکتیکی، بلکه گواهی بر ضعف محض در خوانش بازی و مدیریت روحی تیم است.
شما به ما میگویید به تیم زمان بدهیم، اما مگر قرار است تاریخ فوتبال ایران را با آزمونوخطاهای پیدرپی یک مربی آزمایش کنیم؟ او با «چینشهای عجیب»، تعویضهای بیجا و اعتماد کورکورانه به بازیکنان بالای ۳۰ سال، تیم ملی را به یک «خانه سالمندان» تبدیل کرده است. انتخاب بازیکنانی که در آستانهٔ بازنشستگی هستند، به جای پرورش استعدادهای جوان و سرعتی، نه یک اشتباه تاکتیکی که یک خیانت به آیندهٔ فوتبال محسوب میشود.
۲. فرصتسوزی برای جوانان؛ نسل طلاییِ نادیده
آیا وجدان شما اجازه میدهد بازیکنان ۱۸ تا ۲۴ سالهای که در لیگ برتر میدرخشند، تنها تماشاگر ناکامی مربیانی باشند که به جای برنامه، به «اسمهای بزرگ» پناه میبرند؟ سیاست «تجربهگرایی افراطی» سالهاست که حاصلش چیزی جز حذفهای مفتضحانه در جام جهانی ۲۰۱۸، ۲۰۲۲ و ۲۰۲۶ نبوده است. مگر شکست تحقیرآمیز مقابل قطرِ رده شصتم در جام ملتهای ۲۰۲۳، که با انبوهی از بازیکنان میانسال رقم خورد، برایتان کافی نیست؟ آنجا که میتوانستیم با بهرهگیری از جوانان، قهرمان شویم، اما به دلیل لجاجت در حفظ ترکیب کهنه، جام را بوسیدیم و باختیم.
۳. وزارت ورزش و نظارهگری خاموش
شما، به عنوان متولیان عالی ورزش کشور، کجایید وقتی فدراسیون به جای ساختارگرایی، به حاشیهسازی و تصمیمات غیرکارشناسی دامن میزند؟ مسئولیت نظارت بر عملکرد فدراسیون، شما را موظف میکند که پاسخگوی این زوال فنی باشید. آیا قرار است باز هم با بیانیههای شعاری و حمایتهای بیدلیل، هزینههای سنگین شکست را بر دوش هوادارانی بگذاریم که هر چهار سال یک بار، رویای صعود را با هیمنهٔ تیمهای درجهیک جهان میپرورانند؟
تقاضای قاطع ما:
۱. برکناری فوری امیر قلعهنویی و ممنوعیت همکاری مجدد او با تیمهای پایه و ملی.
۲. انتخاب سرمربی ایجابی و جوانگرا که به توانمندیهای داخلی و میادین بینالمللی تسلط کامل داشته باشد و برنامهٔ مدونی برای انتقال نسل تدوین کند.
۳. اعمال سیاست جوانگرایی اجباری؛ چراکه تکرار تجارب شکستخورده، تعریفِ جنون است.
بازی با مصر: بهانهٔ «بدشانسی» و حقیقت «بیغیرتی» بعد از تساوی مقابل مصر، سرمربی و بازیکنان گفتند «بدشانس بودیم»، اما واقعیت چیز دیگری بود.
ما از دقیقهٔ ۱۴ گل زدیم، اما تا پایان بازی هیچ تلاشی برای گل دوم و سوم نکردیم. نه فشار، نه حمله، نه حتی یک موقعیت جدی.
سیاست این تیم پیر، دفاع تا آخرین دقیقه است، نه تهاجم برای کشتن بازی.
و جالب اینجاست: تا گل نمیخوریم، حمله نمیکنیم؛ وقتی گل میخوریم، تازه به فکر جبران میافتیم، آن هم با همان بازیکنان ۳۰+ سالهای که نفس برای دویدن ندارند.
این یعنی فقدان روحیهٔ برنده، نه بدشانسی.
تیمی که بعد از گل زودهنگام عقبنشینی کند، لیاقت پیروزی ندارد.
ما نمیخواهیم با «تساویهای مفتضحانه» و «باختهای مفتضحانهتر» دلخوش شویم. ایران، با این پتانسیل عظیم انسانی و سابقهٔ درخشان، سزاوار درخشش در بالاترین سطوح است. اگر امروز صدای ما را نمیشنوید، فردا در انزوای فوتبالی، نه هواداری باقی میماند و نه تیمی برای دفاع کردن از آن.

بحث و گفتگو