به نام خدا
وزیر محترم آموزش و پرورش؛
آقای دکتر علیرضا کاظمی
سالهای قبل نابینایان معلم شدند؛ امروز ممنوعاند. مگر توانمندیهای معلولین کاهش یافته است؟
من رضا کاشفی هستم؛ جوانی نابینا که آرزوی معلمی داشتم. سالهای قبل نابینایان در دانشگاه فرهنگیان درس خواندند و در مدارس استثنایی تدریس کردند. اما امروز، پس از قبولی در کنکور و طی تمام مراحل مصاحبه، یک بخشنامه ناگهانی مرا پشت درِ بسته متوقف کرد.
سال گذشته در کنکور شرکت کردم. کارت معلولیت و منشی بهزیستی در پرونده ثبت شد و سیستم از نابیناییام مطلع بود. همه مراحل را با موفقیت پشت سر گذاشتم، اما در درمانگاه دانشگاه گفتند: «بخشنامهای از آموزش و پرورش، ورود نابینایان را ممنوع کرده است.» سالهای قبل نابینایان پذیرفته میشدند؛ پس چرا امروز من ممنوعم؟ مگر قانون تغییر کرده است؟
از نماینده استان اردبیل نامه گرفتم و به دانشگاه فرهنگیان تهران رفتم. رئیس دانشگاه گفت: «بخشنامه از طرف وزیر است و من اختیار ندارم.» از وزارت آموزش و پرورش به دیوان عدالت اداری شکایت کردم و دیوان رأی به نفع من صادر کرد. اما هزینههای سنگین وکالت و دادرسی، اجازه ادامه این مسیر حقوقی را از من گرفت.
من در کلاس پنجم نابینا شدم و دو سال از تحصیل بازماندم. اما عشق به علم و معلمی در مناطق محروم، دوباره مرا به مدرسه برگرداند. با کتابهای صوتی و خط بریل خواندم تا به نابینایان بگویم: «شما هم میتوانید.» اما وقتی در درمانگاه گفتند بخشنامه اجازه ورود نمیدهد، همان اندک بینایی که نور خورشید را حس میکرد، از من گرفته شد و به تاریکی مطلق فرو رفتم.
این بخشنامه با قوانین بالادستی مغایر است: کنوانسیون حقوق معلولان (ماده ۲۴)، قانون جامع حمایت از معلولان (ماده ۸)، اصل سوم قانون اساسی و سهمیه ۳ درصدی استخدام معلولان.
از شما درخواست دارم:
۱. پاسخ دهید چرا سالهای قبل نابینایان پذیرفته میشدند، اما امروز ممنوع شدهاند؟
۲. علت مغایرت این بخشنامه با قوانین را شفاف کنید.
۳. دستور فوری برای لغو این تبعیض صادر کنید.
حالا نوبت شماست؛ اگر به عدالت باور دارید، این طومار را امضا کنید و برای دیگران بفرستید. من نابینا هستم، اما تبعیض را میبینم. این فقط درباره من نیست؛ درباره آینده تمام معلولان است.
با امید به عدالت

بحث و گفتگو