بسمالله الرحمن الرحیم
وقتی نان مردم نشانه میرود، سکوت جایز نیست.
ریاست محترم قوه مجریه
ریاست محترم قوه مقننه
ریاست محترم قوه قضائیه
آقایان مسئول!
این بار دیگر سخن فقط از بنزین نیست؛
سخن از نان مردم، آبروی خانوادهها و کرامت انسانهاست.
مردمی که زیر بار تورم، اجارهخانههای کمرشکن، هزینههای درمان و زندگی خم شدهاند، امروز با سیاستهایی روبهرو هستند که اگر بدون جبران و حمایت واقعی اجرا شوند، میتوانند آخرین رمق معیشتی آنان را نیز از میان ببرند.
بنزین گرانتر، هزینه حملونقل بالاتر، افزایش قیمت کالاها و خدمات و محدود شدن امکان کار برای صاحبان خودروهای قدیمی، زنجیرهای است که حلقههای آن سرانجام به گردن مردم کمدرآمد میافتد.
اما دردناکتر از همه این است که خودروی بیش از بیست سال برای بسیاری از مردم، یک وسیله فرسوده نیست؛
آخرین سرمایه یک خانواده و ابزار نانآوری آن خانواده است.
مردی را تصور کنید که با هزار زحمت، قرض و وام، خودرویی قدیمی خریده است تا با مسافرکشی لقمه نانی برای خانوادهاش فراهم کند.
اگر همان خودرو از چرخه کار خارج شود و صاحب آن حتی امکان فعالیت در تاکسیهای اینترنتی را از دست بدهد، چه چیزی برای او باقی میماند؟
کار را از او گرفتهایم؛
ابزار کار را از او گرفتهایم؛
و حالا باید از او بخواهیم چگونه زندگی کند؟
این دیگر فقط یک تصمیم اقتصادی نیست.
اگر چنین سیاستی بدون راه جایگزین و بدون حمایت از اقشار ضعیف اجرا شود، از منظر عدالت اجتماعی، انسانی و حقوقی، بهشدت قابل اعتراض است.
این حرکت، اگر به فقر و بیعدالتی بینجامد، با چه چیزی سازگار است؟
ما با صراحت میگوییم:
هیچ سیاست اقتصادی نباید با عدالت، کرامت انسان و حقالناس در تعارض قرار گیرد.
اگر تصمیمی حقوق قانونی مردم را نادیده بگیرد، ناقض قانون است.
اگر تصمیمی عدالت و کرامت انسان را قربانی کند، ناقض موازین شریعت است.
و اگر نتیجه آن ظلم، تبعیض و تضییع حقوق مردم باشد، با دستورات روشن قرآن درباره عدالت، احسان و پرهیز از ظلم سازگار نیست.
و اگر سیاستی به گونهای اجرا شود که انسانهای کمدرآمد را از حداقل امکان زندگی شرافتمندانه محروم کند، باید با صدای بلند گفت:
چنین رویکردی با اصول انسانی و کرامت بشری نیز ناسازگار است.
ما نمیپذیریم که فقر، بهای سیاستگذاری باشد.
ما نمیپذیریم که فقیرترین مردم، نخستین قربانی اصلاحات اقتصادی باشند.
ما نمیپذیریم که نان مردم را از آنان بگیریم و نام آن را اصلاح اقتصادی بگذاریم.
دین پیش از هر چیز، حرمت انسان را میخواهد.
در فرهنگ دینی ما، معیشت مردم موضوعی فرعی نیست.
سخن مشهوری میان مردم وجود دارد: «کسی که معاش ندارد، معاد ندارد.»
و نیز گفتهاند: «شکم گرسنه، ایمان سرش نمیشود.»
این عبارتها را نباید بدون سند قطعی به پیامبر گرامی اسلام نسبت داد؛ اما حقیقت انسانی نهفته در آنها روشن است:
انسان گرسنه، پیش از هر چیز برای زنده ماندن میجنگد.
وقتی پدر خانواده نمیداند اجاره خانه را چگونه بپردازد، وقتی مادر نمیداند برای سفره فردا چه فراهم کند، وقتی کارگر نگران بیکاری است و وقتی بازنشسته میان هزینه دارو و هزینه زندگی گرفتار شده است، نمیتوان از کنار معیشت مردم بیتفاوت گذشت.
عدالت از سفره مردم آغاز میشود.
ما پیشکسوتان تعلیم و تربیت هستیم.
نسلی که جوانی خود را پای تختههای مدرسه، کنار فرزندان این سرزمین و برای ساختن آینده ایران گذاشت.
ما خود را جانفدای تعلیم و تربیت، مردم و آینده این سرزمین کردهایم.
امروز نیز اگر سخن میگوییم، از سر قدرتطلبی نیست.
اگر اعتراض میکنیم، برای امتیاز شخصی نیست.
اگر قلم به دست گرفتهایم، برای دشمنی با کشور نیست.
ما همان معلمیم؛ فقط کلاس درس ما بزرگتر شده و دانشآموزان امروز ما، همه مردم این سرزمیناند.
روزی به دانشآموزانمان میگفتیم: حق دیگری را پایمال نکنید. به ضعیفان رحم کنید. عدالت داشته باشید.
امروز همین درس را با نهایت احترام به مسئولان کشور یادآوری میکنیم:
مبادا سیاستی تصویب شود که ضعیفترین مردم، بیشترین هزینه آن را بپردازند.
سعدی، زبان دل ماست
سعدی چه زیبا گفته است:
«من از بینوایی نیم روی زرد
غم بینوایان رخم زرد کرد»
ما نیز از درد خود تنها سخن نمیگوییم.
درد بینوایان، درد ماست.
درد آن رانندهای که تمام سرمایهاش یک خودروی قدیمی است.
درد آن مستأجری که هر سال با نگرانی به تمدید قرارداد خانهاش نزدیک میشود.
درد آن بازنشستهای که پس از یک عمر خدمت، هنوز غم نان دارد.
درد آن مادری که نمیخواهد فرزندش گرسنه به خواب برود.
و درد آن پدری که شب، وقتی فرزندانش خوابیدهاند، به سقف نگاه میکند و از خود میپرسد:
«فردا را چگونه بگذرانم؟»
۱۶۰ شب ایستادگی
۱۶۰ شب گذشته است.
۱۶۰ شب مردم سختیها و ناملایمات را تحمل کردهاند.
اما مسئولان باید بدانند:
صبر مردم، رضایت مردم نیست.
نجابت مردم، مجوز فشار بیشتر نیست.
تحمل مردم، چک سفید امضا نیست.
مردم نجیباند؛ اما نجابت را نباید با بیتفاوتی اشتباه گرفت.
خطاب ما به رؤسای سه قوه
ما از شما دشمنی نمیخواهیم؛ دلسوزی میخواهیم. توجیه نمیخواهیم؛ پاسخ میخواهیم. وعده نمیخواهیم؛ اقدام میخواهیم.
اگر سیاستی اشتباه است، اصلاحش کنید. اگر تصمیمی به مردم آسیب میزند، متوقفش کنید. اگر مدیری درد مردم را نمیبیند، او را در معرض پاسخگویی قرار دهید. اگر سیاستی موجب فقر بیشتر میشود، در آن تجدیدنظر کنید.
مسئولیت، امانت است؛ نه امتیاز. قدرت، امانت است؛ نه مالکیت و اعتماد مردم، بزرگترین امانتی است که بر دوش مسئولان قرار گرفته است.
خواستههای ما
ما خواهان:
۱. بازنگری فوری در سیاستهای سوختی و جلوگیری از تحمیل فشار غیرقابلتحمل بر اقشار کمدرآمد.
۲. حفظ امکان اشتغال صاحبان خودروهای قدیمی تا زمان فراهم شدن جایگزین واقعی.
۳. ارائه تسهیلات واقعی و قابل پرداخت برای نوسازی خودروهای فرسوده.
۴. جلوگیری از موج گرانی ناشی از افزایش هزینه سوخت و حملونقل.
۵. حمایت جدی از مستأجران و مقابله با فشار کمرشکن هزینه مسکن.
۶. شفافسازی کامل درباره آثار اقتصادی تصمیمهای جدید بر دهکهای پایین.
۷. نظارت جدی بر نظام بانکی و جلوگیری از فشارهای مالی کمرشکن بر مردم.
۸. پاسخگویی مسئولان تصمیمگیر در برابر افکار عمومی.
۹. سنجش آثار اجتماعی و معیشتی هر تصمیم اقتصادی پیش از اجرای آن.
و سخن آخر
آقایان مسئول!
ما هنوز همان معلمانی هستیم که روزی دست کودکان این سرزمین را گرفتیم.
ما سالها برای ساختن انسان تلاش کردیم.
ما خود را جانفدای مردم و آینده ایران کردهایم.
اما جانفشانی برای کشور، هرگز به معنای سکوت در برابر رنج مردم نیست.
اگر امروز اعتراض میکنیم، از سر عشق به همین مردم است.
اگر امروز فریاد میزنیم، برای حفظ کرامت همین مردم است.
اگر امروز قلم به دست گرفتهایم، برای آن است که مبادا فردا کودکی از ما بپرسد:
«وقتی سفره مردم خالی شد، شما کجا بودید؟»
ما نمیخواهیم پاسخ آن سؤال، سکوت باشد.
پس با صدایی که از دل یک عمر تعلیم و تربیت برخاسته است، میگوییم:
نان مردم را دریابید. ابزار کار مردم را نگیرید. سفره مردم را قربانی سیاستهای اقتصادی نکنید. حقالناس را فراموش نکنید.
و به یاد داشته باشید:
اگر سیاستی به جای کاستن از رنج مردم، بر رنج آنان بیفزاید؛ اگر به جای عدالت، تبعیض بسازد؛ اگر به جای کرامت، تحقیر و فقر بیاورد، باید متوقف و اصلاح شود.
چنین رویکردی، اگر آگاهانه برخلاف حقوق مردم و اصول عدالت اجرا شود، با قانون، شریعت، تعالیم قرآن و اصول مسلم انسانیت ناسازگار خواهد بود.
ما دشمن جمهوری اسلامی نیستیم؛
ما میخواهیم جمهوری اسلامی، آنگونه که در آرمانهای عدالتخواهانهاش وعده داده شده، پناه مردم و مدافع محرومان باشد.
ما با کشورمان دشمن نیستیم؛
ما برای مردم کشورمان ایستادهایم.
۱۶۰ شب گذشته است.
اما این راه همچنان ادامه دارد.
برای نان.
برای عدالت.
برای کرامت.
برای حقالناس.
و برای آینده فرزندان ایران

بحث و گفتگو