دادستان محترم کل کشور
رئیس محترم سازمان بازرسی کل کشور
وزیر محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی
سلام،
هر بنای تاریخی که تخریب میشود، فقط چند دیوار و آجر از میان نمیرود؛ بخشی از حافظه یک شهر و بخشی از تاریخ مشترک ما برای همیشه پاک میشود.
این روزها خبر از دست رفتن بناهای تاریخی از گوشهوکنار ایران میرسد؛ اتفاقاتی که دیگر نمیتوان آنها را صرفاً چند پرونده جدا از هم دانست.
در سبزوار، بنای تاریخی مشهور به «پادگان روسها»، با وجود آنکه از سوی میراث فرهنگی واجد ارزش تاریخی شناخته شده بود، تخریب شد.
در تهران، عمارت امینلشکر، اثری ثبتشده در فهرست آثار ملی، از میان رفت.
در حریم درجهیک کاخ گلستان، اثر ثبت جهانی یونسکو، نیز بنای «گاراژ شمسالعماره» که پیشتر واجد ارزش تاریخی–فرهنگی تشخیص داده شده بود، تخریب شد و امروز پروژه تجاری «مرویسنتر یا خان عالی» در محل آن در حال ساخت است.
و اکنون، بنایی تاریخی در خیابان سعدی تهران در معرض خطر قرار گرفته است.
این بار اسناد موجود، پرسشی بسیار جدی را مطرح میکنند:
چگونه یک بنای «واجد ارزش تاریخی–فرهنگی» به «فاقد ارزش» تبدیل میشود؟
ادارهکل میراث فرهنگی استان تهران، بنای خیابان سعدی را واجد ارزش تاریخی–فرهنگی تشخیص داده بود؛ اما در ادامه، ادارهکل ثبت و حریم وزارت میراث فرهنگی آن را فاقد ارزش تاریخی–فرهنگی اعلام کرده و با اشاره به «ایجاد حقوق مکتسبه برای مالک»، تمدید پروانه ساختمانی را بلامانع دانسته است.
افکار عمومی حق دارد بداند: کدام بررسی تخصصی، کدام معیار و کدام مستند کارشناسی موجب چنین تغییر نظری شده است؟
درباره «حقوق مکتسبه» نیز ابهام جدی وجود دارد. پروانه تخریب و نوسازی این ملک در سال ۱۳۹۲ صادر شده و در همان پروانه برای آغاز عملیات ساختمانی ۲۴ ماه و برای اتمام آن ۴۸ ماه مهلت تعیین شده است. پروانه ۱۳۹۲، با توجه به انقضای این مهلت و سوابق قضایی بعدی پرونده، ضروری است مبنای حقوقی احراز «حقوق مکتسبه» بهصورت شفاف اعلام شود.
مهمتر از آن، حقوق مالکانه و ارزش تاریخی–فرهنگی دو موضوع متفاوتاند. رعایت حقوق قانونی مالک ضروری است؛ اما تشخیص ارزش تاریخی یک بنا باید بر اساس معیارهای تخصصی همچون قدمت، اصالت، ویژگیهای معماری، اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارتباط آن با بافت و آثار پیرامونی صورت گیرد.
اما مسئله فقط خیابان سعدی نیست...
قانونگذار پیش از این تکلیف را روشن کرده است. ماده ۱۵ قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی–فرهنگی مصوب ۱۳۹۸، وزارت میراث فرهنگی را مکلف به شناسایی، پایش و اعلام بناهای واجد ارزش کرده است.
بنابراین، ثبتنشدن یک بنا در فهرست آثار ملی به معنای فاقد ارزش بودن آن نیست.
آنچه امروز بیش از هر چیز نگرانکننده است، فاصله میان شناسایی ارزش یک بنا و حفاظت مؤثر از آن است. اگر بنایی واجد ارزش شناخته شود اما نتوان از تخریب آن جلوگیری کرد، یا اگر مبانی تغییر تشخیص آن از «واجد ارزش» به «فاقد ارزش» برای جامعه و متخصصان روشن نباشد، باید درباره کارآمدی سازوکار موجود حفاظت پرسش کرد.
پادگان روسهای سبزوار، عمارت امینلشکر، گاراژ شمسالعماره در حریم کاخ گلستان و اکنون بنای خیابان سعدی، یک هشدار مشترک دارند:
حفاظت از میراث فرهنگی باید پیش از رسیدن لودر آغاز شود، نه پس از تخریب.
ما امضاکنندگان این کارزار، ضمن تأکید بر رعایت حقوق قانونی مالکان، از مسئولان کشور میخواهیم:
۱. از هرگونه اقدام غیرقابلبرگشت درباره بنای تاریخی خیابان سعدی تا بررسی نهایی و مستقل ارزش تاریخی–فرهنگی آن و تعیین تکلیف ضوابط حفاظتی مرتبط با اثر ثبت ملی قنادی مینیون جلوگیری شود.
۲. تمام مستندات، معیارها و گزارشهای کارشناسی تغییر تشخیص بنای سعدی از «واجد ارزش» به «فاقد ارزش» بررسی و منتشر و مبنای حقوقی استناد به «حقوق مکتسبه» در این پرونده بهصورت شفاف اعلام شود.
۳. سازمان بازرسی کل کشور نحوه اجرای تکالیف قانونی وزارت میراث فرهنگی در شناسایی و حفاظت از بناهای واجد ارزش و فرایند اداری و کارشناسی منتهی به تصمیم درباره بنای خیابان سعدی را بررسی کند.
۴. دادستانی کل کشور در مقام صیانت از حقوق عامه، پیش از وقوع خسارتهای غیرقابلجبران، موضوع حفاظت از بناهای واجد ارزش تاریخی–فرهنگی را مورد پیگیری قرار دهد.
۵. وزارت میراث فرهنگی، ماده ۱۵ قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی–فرهنگی را بهطور کامل اجرا و گزارش روشنی از وضعیت شناسایی، اعلام و حفاظت از بناهای واجد ارزش تاریخی–فرهنگی کشور ارائه کند.
۶. پرونده بناهایی که طی سالهای اخیر «فاقد ارزش تاریخی–فرهنگی» تشخیص داده شدهاند، بازبینی شود و معیارها، مستندات و مرجع کارشناسی این تصمیمها بهصورت شفاف و قابل نظارت اعلام شود.
۷. فهرست و سامانهای عمومی و قابل دسترس از بناهای واجد ارزش تاریخی–فرهنگی ایران و وضعیت حفاظتی آنها ایجاد شود تا مردم، مالکان، شهرداریها و سایر دستگاههای مسئول، پیش از صدور مجوز یا هرگونه مداخله، از وضعیت میراثی آنها آگاه باشند.
ما مخالف توسعه شهرها یا حقوق قانونی مالکان نیستیم. سخن بر سر این است که توسعه نباید به قیمت پاکشدن حافظه تاریخی شهرهای ایران تمام شود.
پس از تخریب میتوان شکایت کرد، پرونده تشکیل داد و حتی ساختمانی شبیه بنای ازدسترفته ساخت؛ اما اصالت تاریخی را نمیتوان دوباره ساخت.
میراث فرهنگی متعلق به یک مالک، یک دستگاه یا یک شهر نیست؛ بخشی از حافظه مشترک مردم ایران و امانتی است که باید به نسلهای بعد برسد.
امروز هنوز برای برخی از این بناها فرصت باقی است.
فردا ممکن است فقط عکسهایشان باقی مانده باشد.
میراث ایران در خطر است؛
پیش از آنکه دیر شود، کاری کنید.

بحث و گفتگو