رؤسای محترم قوای سهگانه جمهوری اسلامی ایران
با سلام و احترام
ما، امضاکنندگان این نامه، معلمان، فرهنگیان و بازنشستگان آموزشوپرورش ایران، امروز از سرِ درد سخن میگوییم؛ نه برای امتیاز، نه برای تجمل و نه برای زیادهخواهی؛ برای حداقلهای یک زندگی شرافتمندانه و برای حفظ شأن حرفهایای که آینده این کشور به آن سپرده شده است.
معلم، هر روز مقابل فرزندان ایران میایستد و از علم، اخلاق، هویت، امید و آینده سخن میگوید؛ اما چگونه میتوان از او خواست امید را به نسل آینده بیاموزد، وقتی خود برای تأمین مسکن، درمان، هزینههای زندگی و آینده فرزندانش با اضطراب دستوپنجه نرم میکند؟
چگونه میتوان «تعلیم و تربیت» را فراراهبردی دانست، اما معلم را در محاسبات اقتصادی کشور به یک ردیف هزینهای تقلیل داد؟
در پیام ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵، رهبر معظم انقلاب، معلم را مسئول آموزش دانش، افزایش مهارت، رشد بینش و شکلدهی هویت نسل آینده دانستند و تأکید کردند که معلمان از مؤثرترین حلقههای عرصه فرهنگ و از ستونهای اساسی پیشرفت کشورند. در همان پیام تصریح شد که تجلیل از معلم نباید به «تجلیلهای زبانی» محدود بماند و قدردانی از این قشر باید «عمیقتر و عملیتر» باشد.
در پیام هفته دولت نیز بر جایگاه فراراهبردی فرهنگ و تعلیم و تربیت و ضرورت توجه ویژه به معلمان تأکید شده است.
جامعه معلمان امروز میپرسد: پس آن «قدردانی عملی» کجاست؟
اگر معلم ستون فرهنگ است، چرا باید زیر فشار معیشت خم شود؟
اگر تعلیم و تربیت فراراهبردی است، چرا معیشت معلم همچنان در اولویتهای عملی بودجهای کشور نیست؟
اگر معلم سازنده هویت نسل آینده است، چرا شأن اقتصادی و اجتماعی او با مسئولیت تاریخیاش تناسب ندارد؟
این پرسشها تقابل با نظام نیست؛ هشدار برای حفظ سرمایه اجتماعی نظام و آینده ایران است.
قانون اساسی نیز دولت را به رفع تبعیض ناروا، ایجاد امکانات عادلانه، تأمین اجتماعی و فراهمکردن آموزشوپرورش مکلف کرده است؛ از جمله در اصول ۳، ۱۹، ۲۰، ۲۹ و ۳۰. حق برخورداری از مسکن متناسب نیز در اصل ۳۱ مورد تصریح قرار گرفته است.
قوانین مصوب مجلس درباره رتبهبندی معلمان، نظام پرداخت و حقوق بازنشستگان نیز زمانی معنا دارند که اثر آنها در سفره، امنیت و زندگی واقعی فرهنگیان دیده شود؛ نه فقط در متن قانون و بخشنامه.
بنابراین، ما یک مطالبه روشن و فوری داریم:
۱. معیشت و حقوق معلمان شاغل و بازنشسته بهعنوان یک مسئله ملی و اضطراری در دستور کار مشترک قوای سهگانه قرار گیرد.
۲. دولت و مجلس، با محاسبه واقعی هزینه زندگی و قدرت خرید، برنامهای زمانبندیشده برای جبران عقبماندگی حقوق و ترمیم قدرت خرید معلمان تصویب و اجرا کنند.
۳. اجرای کامل و عادلانه قوانین مربوط به رتبهبندی، مزایا، فوقالعادهها، همسانسازی و متناسبسازی حقوق فرهنگیان تضمین و موارد تبعیضآمیز اصلاح شود.
۴. برای بازنشستگان فرهنگی، که حاصل عمر خود را در کلاس درس و خدمت به نسلهای این کشور گذاشتهاند، اقدامی فوری و ملموس برای جبران مطالبات و تأمین امنیت معیشتی صورت گیرد.
۵. کارگروهی ملی با حضور دولت، مجلس، آموزشوپرورش و نمایندگان منتخب و مورد اعتماد جامعه معلمان تشکیل شود و حداکثر ظرف سه ماه، برنامه اجرایی، منابع مالی و جدول زمانبندی اصلاح وضعیت معیشت و منزلت فرهنگیان را اعلام کند.
ما نمیخواهیم هر سال در روز معلم، چند جمله زیبا بشنویم و چند مراسم برگزار شود و پس از آن، همان مشکلات به سال بعد منتقل گردد.
ما از مسئولان اقدام میخواهیم؛ نه وعده.
عدالت میخواهیم؛ نه شعار.
اجرای قانون میخواهیم؛ نه تفسیرهای فرسایشی.
زندگی شرافتمندانه میخواهیم؛ نه زندگی تجملاتی.
معلم، کارمند عادی نیست؛ امانتدار آینده ایران است.
اگر امروز برای معلم تصمیم نگیریم، فردا هزینه آن را فقط معلم نخواهد پرداخت؛ دانشآموز، مدرسه، خانواده و در نهایت کل کشور پرداخت خواهد کرد.
ما هنوز امیدواریم و از همین رو مطالبه میکنیم.
امیدواریم این امضاها نه بهعنوان اعتراض، بلکه بهعنوان صدای دلسوزانه میلیونها ایرانیِ دغدغهمند آموزش و آینده کشور شنیده شود.
معلم را دریابید.
تکریم واقعی معلم از سفره و امنیت زندگی او آغاز میشود.
وقتِ اقدام، همین امروز است.
رونوشت: دفتر نهاد معظم رهبری
با احترام؛
جمعی از معلمان، فرهنگیان و بازنشستگان آموزشوپرورش سراسر ایران

بحث و گفتگو