به نام خداوند آگاهی و قلم
نامهای سرگشاده و صنفی خطاب به مدیرکل محترم هنرهای نمایشی کشور
جناب آقای مدیرکل هنرهای نمایشی
با سلام و احترام.
این مرقومه نه از سرِ حسادت صنفی، بلکه از موضعِ احساس خطر برای نابودی آخرین سنگر «هنر اندیشهساز»، به نیابت از بزرگان، استادان و خاکصحنهخوردگانِ استخوانخردکرده، و به پشتوانهٔ نسل نوپای فارغالتحصیلان، دانشجویان و جوانان مستعدی نوشته میشود که تمام جوانی، آبرو و هویت خود را در پلاتوهای نمور و روی تخت چوبین تئاتر جا گذاشتهاند.
جناب مدیرکل؛ تئاتر در تمام جهان پناهگاه فضیلت، تربیت انسان، ریاضتهای تکنیکی و بازی با روح و میزانسن است، نه امتداد شوآفهای مجازی و بازاریابی پروژههای پلتفرمی. امروز شاهد آنیم که «سرمایهداریِ بیخاستگاه» با تکیه بر نامهای تزریقی از سینمای تجاری و شبکههای نمایش خانگی، سالنهای تئاتر، اعم از دولتی و خصوصی، را به قرق خود درآورده است؛ وضعیتی مهلک که تئاتر شریف این مرزوبوم را در سه گلوگاه اساسی به لبهٔ پرتگاه برده است:
۱. نابرابری وحشتناک اقتصادی و مصادرهٔ معیشت:
در روزگاری که هنرمند مستقل تئاتر برای تأمین کرایهٔ پلاتو، هزینهٔ دکور و حتی رفتوآمد گروهش ناچار به مقروضشدن است، جریانهای سرمایهسالار با ارقام نجومی چهرههایی را به صحنه میکشانند که نهتنها نسبتی با رنج و ریاضتهای صحنه نداشتهاند، بلکه سفرههای فراخ تصویر و تبلیغات برایشان همواره مهیاست. نتیجهٔ این چرخه، خالیماندن سفرهٔ اندکمعاش اهالی تئاتر و مصادرهٔ نوبتهای اجرای سالنهای اصلی کشور است.
۲. سقوط عیار بازیگری و استاندارد صحنه:
تئاتر، زیست ارگانیکِ تنفس، بیان، سکوت، تربیت بدنی و ادراک عمیق دراماتیک است؛ نه حضور فیزیکی بیانرژی و متکی بر کلوزآپهای تدوینشده. تحمیل ناآموختگانِ پُرفالوور به صحنه، سلیقه و زیباییشناسی مخاطب را به نازلترین سطوح تنزل داده و جایگاه رفیع «اکت صحنهای» را خدشهدار کرده است.
۳. ناامیدی و حذف نسل جوان و استعدادهای دانشگاهی:
تئاتر همواره کانون بالندگی، آزمونوخطا و زایش جریانهای نو بوده است. با وضعیت فعلی، دانشجوی نخبه و جوان صاحبایده پیش از ورود احساس حذفشدگی میکند؛ چراکه معیار اجارهٔ سالن یا صدور مجوز، نه کیفیت اثر و پژوهش دراماتورژی، بلکه تضمین فروش به بهای سلبریتیفروشی شده است.
بر این اساس، مطالبات مشخص ما از مدیریت هنرهای نمایشی صریح و فوری است:
وضع سازوکار ارزیابی و تفکیک جدی: مرزبندی آشکار میان بنگاههای تجاری با جریان تئاتر اندیشهمحور؛ بهگونهای که تئاترهای اصیل و جوانمحور به حاشیهٔ بیمخاطب رانده نشوند.
سهمیهبندی عادلانهٔ سالنهای تحت نظارت دولت: تضمین جدول اجرای سالنهای رسمی کشور برای گروههای دانشگاهی، جوانان مستعد و گروههای فعال تئاتر مستقل استانها و پایتخت، فارغ از الزامات اسپانسری.
شفافیت مالی و مهار قراردادهای نامتعارف: تعیین سقف و رصد دقیق سرمایههای ورودی به تئاتر تا صحنهٔ شریف نمایش به حیاطخلوت تهیهکنندهنماها و مناسبات ناسالم پشتپرده تبدیل نشود.
صحنهٔ تئاتر برای ما نه ویترین کاسبی، که معبد تفکر و مقاومت فرهنگی است. سلبریتیها به سفرههای پهن و بیانتهای خود در تصویر و پلتفرمها قانع باشند و بگذارند این تکهنان خشک و شریف، سهم همانهایی بماند که خاکش را خوردهاند. از حضرتعالی انتظار میرود در این پیچ تاریخی، حامی اصالت، آبرو و معیشت کسانی باشید که تئاتر تنها خانه و تنها مأمن تنفس هنری آنهاست.
به نیابت از بزرگان، خاکخوردگان و خانوادهٔ اصیل تئاتر ایران
احسان سَبُکتَکین ریزی

بحث و گفتگو