با سلام و احترام؛
این نامه را برای توضیح وضعیتی مینویسیم که امروز تقریباً همهی دانشآموزان پایه یازدهم تجربهاش میکنند. طی دو ماه اخیر، بحرانهای مداوم باعث شد روند یادگیری در بسیاری از شهرها عملاً متوقف شود. بخش بزرگی از دانشآموزان یا جابهجا شدند، یا دسترسی به مدرسه و معلم نداشتند، یا اصلاً فضای امن و آرام برای درس وجود نداشت. در چنین شرایطی طبیعی است که آموزش واقعی اتفاق نیفتد و دانشآموزان از برنامهی درسی عقب بمانند.
علاوه بر این، اضطراب و فشار روانی شدیدی که در این مدت ایجاد شد، تمرکز، حافظه و توان مطالعه را بهطور محسوسی کاهش داده است. بسیاری هنوز نمیتوانند بهطور کامل روی درسها تمرکز کنند. حتی اگر آموزش برقرار باشد، یادگیری بدون تمرکز و آرامش امکانپذیر نیست و این مسئله چیزی نیست که با تلاش فردی قابلحل باشد.
از طرف دیگر، سیستم آموزشی امسال عملاً با مشکل جدی روبهرو بوده. بسیاری از دبیران بهخاطر عقبافتادگیهای سال، مجبور شدند سرعت تدریس را زیاد کنند و این موضوع باعث شد بخش زیادی از محتوا فقط بهصورت سطحی یا با شتاب تدریس شود. در خیلی از مدارس هم اصلاً به سرفصلها نرسیدند. طبیعی است که امتحانگیری نهایی از محتوایی که فرصت یادگیری واقعی آن فراهم نشده، نتیجهی معتبری نمیدهد.
با توجه به همهی این شرایط، کاملاً قابل پیشبینی است که معدل کل کشور در پایه یازدهم بهشدت کاهش پیدا کند. نمرهای که در چنین وضعیتی به دست میآید، توان واقعی دانشآموزان را نشان نمیدهد، بلکه فقط میزان آسیبدیدگی آموزشی و روانی آنها را بازتاب میدهد. این وضعیت نه عادلانه است و نه با هدف اصلی امتحانات نهایی سازگار.
به این دلایل، درخواست ما این است که امتحانات نهایی دوازده درس پایه یازدهم امسال برگزار نشود و این نمرات هیچ تأثیری بر کنکور نداشته باشد. این تصمیم کمک میکند عدالت آموزشی برقرار شود، استرس دانشآموزان کاهش یابد، و ارزیابی آینده بر اساس یادگیری واقعی و نه شرایط بحرانی اخیر انجام شود.
امیدوارم این توضیحات، تصویری واقعی از وضعیت فعلی ارائه داده باشد و تصمیمگیری منصفانهتر را ممکن سازد.

بحث و گفتگو