جناب آقای کاظمی
وزیر محترم آموزش و پرورش
با سلام
موضوع: درخواست فوری برای مجازیشدن مدارس در شرایط کنونی
ما جمعی از والدین نگران هستیم. امروز این متن را مینویسیم، چون هر روز صبح که بچههایمان را راهی مدرسه میکنیم، دلمان میلرزد.
میدانید این روزها بیشترین حرف در گروههای والدین چیست؟ نه تکلیف، نه امتحان، بلکه این سؤال: «امروز مدرسه امن است؟» حادثهی مدرسهی میناب را فراموش نمیکنیم. آن صحنهها از ذهنمان پاک نمیشود. حالا هر وقت بچهمان از در خانه بیرون میرود، فکر میکنیم نکند همان اتفاق برای فرزند خودمان بیفتد. خیلی از والدین دیگر بچههایشان را به مدرسه نمیفرستند. این لجبازی نیست؛ ترس است.
علاوه بر ناامنی و وضعیت نامعلوم کشور، آلودگی هوا هم هست. از پاییز تا حالا، هوای چند شهر بزرگ بهشدت آلوده بوده و بارها بحث تعطیلی مدارس بهخاطر آلودگی مطرح شده است. بچهها در همین هوای سمی، داخل کلاس مینشینند و این خودش آسیبزدن به سلامتشان است.
و از همهی اینها گذشته، مشکل انرژی. همین چند وقت پیش در کیش بهخاطر خرابی نیروگاه، برق قطع شد و مدارس همان روز تعطیل شدند. با کمبود انرژی در کشور، مدرسه هر لحظه ممکن است برق یا گرمایش آن قطع شود و اصلاً کلاس درس معنی ندارد.
جناب آقای کاظمی، شما خودتان گفتهاید که مدرسه باید «آخرین» جایی باشد که در شرایط اضطراری به آموزش مجازی روی میآورد. ما حرف شما را میفهمیم. اما وقتی «شرایط اضطراری» خودش شده زندگی روزمرهی ما، وقتی والدین از ترس، بچههایشان را خانه نگه میدارند، وقتی هوا و برق اجازهی یک کلاس درس معمولی را نمیدهد، اصرار بر «آخرینجا» یعنی بچهها در عمل از آموزش جدا شدهاند؛ نه از طریق فضای مجازی، بلکه کاملاً.
شما گفتهاید کارگروهی برای بررسی معیارهای تعطیلی مدارس تشکیل شده است. خواهش میکنیم آن معیارها را تغییر دهید: وقتی امنیت بچهها قابل تضمین نیست، آموزش مجازی «راهحل دوم» نیست؛ تنها راهی است که بچه هم در معرض خطر نباشد و هم از تحصیل عقب نماند.
از شما تقاضا داریم در شرایط فعلی که خطر جنگ، آلودگی هوا و کمبود انرژی روی هم انباشته شده، به استانها اجازه دهید بر اساس شرایط خودشان، مدارس را مجازی کنند؛ نه اینکه صبر کنیم تا اتفاقی بیفتد و بعد بگوییم «آخرینجا بود».
ما نمیخواهیم مدرسهها را ببندیم. میخواهیم بچههایمان زنده بمانند و همچنان درس بخوانند.
با احترام
جمعی از والدین

بحث و گفتگو