ریاست محترم قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران
ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
ریاست محترم قوه مقننه جمهوری اسلامی ایران
دادستان محترم کل کشور
ریاست محترم سازمان بازرسی کل کشور
وزیر محترم کشور
وزیر محترم راه و شهرسازی
وزیر محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی
با عرض سلام و ادب و احترام
موضوع: درخواست توقف رکوردشکنی بیسابقه شهرداریها و نهادهای دولتی در رقابتی تنگاتنگ با دشمن آمریکایی صهیونیستی در تخریب آثار، بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی و در یک عبارت، تخریب "تمدن ایران تاریخی اسلامی"
هرکس به طریقی دل ما میشکند، بیگانه جدا، دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست، من در عجبم دوست چرا میشکند
همانگونه که اطلاع دارید، در جریان تجاوز ناجوانمردانه و نابرابر دشمنان آمریکایی صهیونیستی به سرزمین مقدس ایران اسلامی که با شهادت رهبر معظم انقلاب، مقامات کشوری و لشکری، و کودکان و زنان و مردان بیگناه همراه بود، تعداد ۱۴۹ اثر ثبت ملی و ۴ اثر ثبت جهانی ایران، آسیبهای جبرانناپذیری دیدند. این دشمنان قسمخورده تمدن ایران، بارها و بارها و به صراحت از قصد نابودی این تمدن هزاران ساله، سخن رانده و تمام قوانین و کنوانسیونهای بینالمللی را در عمل کنار گذاشته و با اصابت مستقیم یا در حریم بلافصل آثار، بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی، نشان دادهاند که قصدشان نابودی این تمدن عظیم همچون اسکندر مقدونی و چنگیزخان مغول است. و اتفاق نظری که بین آحاد ملت و تمام مسئولین وجود دارد این است که این تخریبها نه از روی سهو و اتفاق بلکه کاملاً تعمدی و حسابشده بوده تا مظاهر تمدنی ایران از بین برود.
همانگونه که در اشغال نظامی افغانستان و عراق توسط آمریکا یا در جنگهای رژیم صهیونیستی با لبنان و غزه و یا در اقدامات نیروهای نیابتی استکبار جهانی همچون داعش در سوریه و عراق شاهد بودیم، "جنگ تمدنی" و "تخریب تمدنی" یکی از اصلیترین استراتژیهای دشمنان قسمخورده در مواجهه با تمدن اسلام و در رأس آن تمدن ایران به عنوان پرچمدار اسلام حقیقی است.
اما نکته تأسفبرانگیز در این است که "تفکر تخریب تمدنی" توسط "جریانات نفوذ تفکری" از سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران نفوذ و رسوخ کرده و برخی نهادهای رسمی کشور سالهاست جاهلانه یا عامدانه، در نقش پیادهنظام جریان استکبار جهانی در جهت تخریب تمدن ایران، گوی سبقت از همدیگر میربایند. این نهادها تحت عناوین نظام مهندسی واحد، توسعه شهری و روستایی، مداخله و نوسازی در بافتهای فرسوده و ناکارآمد و مسئلهدار شهری، کاهش حرائم غیرضروری میراثی و عناوینی گمراهکننده، بر آثار، بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی که سند عینی، زنده و تکرارناشدنی تمدن هزاران ساله ایران هستند، شمشیر را از رو بستهاند و کاری که دشمنان بیگانه از اجرای کامل آن در طول هزاران سال عاجز بوده و هستند را برای آنان انجام میدهند. اما آنچه مسلم است هر شخص یا نهادی در جهت تخریب تمدن ایران قدمی بردارد یا قلمی بزند، به قول رهبر شهید انقلاب اسلامی، چه بداند و چه نداند، خائن است.
من از بیگانگان هرگز ننالم که هرچه کرد با من آشنا کرد
پرداختن به نقطه شروع این تخریب تمدنی از حوصله این بحث خارج است، اما مرور اتفاقات تلخ هشتماهه اخیر در حوزه میراث فرهنگی، مؤید آن است که شهرداریها و برخی نهادهای دولتی از جمله وزارت میراث فرهنگی که در عمل باید حافظ میراث فرهنگی باشد، در رقابتی تنگاتنگ با دشمن آمریکایی صهیونیستی در حال پاک کردن مظاهر تمدنی ایران هستند.
در ابتدای دی ماه ۱۴۰۴، اثر ثبت ملی عمارت امین لشگر تهران توسط عوامل و تجهیزات شهرداری تهران بهصورت گسترده تخریب شد و هیچگونه پیگیری قضایی از سوی وزارت میراث فرهنگی صورت نگرفت.
در ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴، ۳۰۰ مسجد و حسینیه و آثار ثبتی ارزشمندی نظیر بافت بازار تاریخی رشت و امامزاده سبزه قبا در دزفول و مدرسه ۶۰۰ ساله عمادیه گرگان و... توسط برخی اغتشاشگران مورد حمایت یا فریبخورده استکبار جهانی در آتش سوخت و نابود شد.
از ۹ اسفند ماه ۱۴۰۴ تا ۱۹ فروردین ماه ۱۴۰۵، در جریان جنگ چهلروزه آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران، ۱۴۹ اثر ثبت ملی و ۴ اثر ثبت جهانی (کاخ گلستان در تهران، میدان نقش جهان و کاخ چهلستون در اصفهان و درههای باستانی خرمآباد) با اصابت مستقیم یا در حریم درجه یک، خسارت اساسی دیدند.
پس از جنگ چهلروزه و در شرایط ناپایدار سکوت میدان نبرد، بهناگاه شهرداریها و برخی نهادهای کشوری، به جهت اینکه مأموریت دشمن در تخریب تمدن ایران ناکام ماند، موتور لودرها و بولدوزرهای خود را روشن کردهاند تا کار ناتمام دشمنان را تمام کرده و آنان را در این امر یاری دهند.
شهرداری قم، قبرستان نو با قدمت ۱۰۰ ساله را به بهانه ثبت ملی نبودن و با هدف بوستانسازی با خاک یکسان میکند و مقبرههای علمای بزرگواری چون علامه طباطبایی را از روی زمین محو میکند.
شهرداری قزوین، در راستای تخریب محله تاریخی بلاغی جهت عبور خیابان انصاری شرقی، علیرغم مصوبات پیشین لغو این پروژه، اقدامات سازمانیافتهای را آغاز میکند.
شهرداری اصفهان، تحت عنوان طرح توسعه امامزاده اسماعیل و امامزاده جعفر و ایجاد محور بین دو حرم، در حال تملک بناهای تاریخی پیرامون این آثار جهت تخریب است و نیز در قالب ایجاد خط دوم مترو، ۴۰ اثر تاریخی شاخص نظیر مسجد جامع اصفهان، مناره و مسجد علی، بقعه هارونیه و بسیاری آثار دیگر را در خطر تخریب گسترده حاصل از ارتعاشات عبور مترو قرار داده است.
شهرداری گلپایگان، بهجای مسدودسازی عبور ماشین از پل تاریخی، تحت عنوان تعریض پل و سهولت در رفتوآمد، در حال الحاق سازهای سنگین بتنی و فولادی به پل تاریخی ۹۰۰ ساله قاضی زاهد است.
شهرداری کازرون، ساباط تاریخی دوره زندیه و بنای تاریخی مجاور آن را در روز روشن با بولدوزر تخریب میکند و میراث فرهنگی تنها نظارهگر ماجراست.
شهرداری شیراز، علیرغم مخالفت شورای عالی معماری و شهرسازی با طرح توسعه ۵۷ هکتاری حرم حضرت شاهچراغ (ع) و اتصال آن به حرم سیدعلاالدین حسین، که با خطر تخریب ۲۰۰ پلاک تاریخی و محدودهای عظیم از بافت ثبت ملی ۳۶۰ هکتاری شیراز همراه خواهد بود، هنوز به دنبال اجرای این طرح بوده و نیز طرح جدیدی تحت عنوان طرح بصیرت جهت اتصال حرم شاهچراغ به حرم سیدتاجالدین غریب در دروازه کازرون را تعریف نموده که محله تاریخی سنگ سیاه را با تخریب گسترده کالبدی تهدید خواهد کرد. و همچنین با ایجاد گودبرداری غیراصولی در جوار بازار وکیل شیراز به دنبال احداث سازهای عظیم است که ابعاد خسارتبار این پروژه نیز هنوز مشخص نشده است.
وزارت میراث فرهنگی تحت عنوان طرح کاهش حرائم غیرضروری میراثی، به دنبال واگذاری مرزهای فرهنگی این سرزمین به تخریبگران است. اما همانگونه که برای حفظ مرزهای فیزیکی، خون هزاران شهید ریخته شده تا وجبی از این خاک کم نشود، حفاظت از محدوده آثار، بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی که مرزهای فرهنگی به حساب میآیند، بر هر ایرانی غیرتمندی واجب است و هر شخص یا نهادی به دنبال کاهش این مرزهای فرهنگی است، اقدامش چیزی جز "وطن فروشی فرهنگی" نیست.
وزارت میراث فرهنگی با دستور شخص وزیر به دنبال تخلیه و جابجایی پژوهشکده هنرهای سنتی ایران به عنوان بزرگترین موزه زنده هنرهای سنتی جهان از محوطه وزارت میراث به مجموعه کاخ سعدآباد است تا ساختمان موزه را به کاربری اداری تبدیل کند. اقدامی نسنجیده که یادآور جابجایی جبرانناپذیر سازمان میراث فرهنگی به شیراز و اصفهان در دوره ریاست حمید بقایی در دوره دوم دولت محمود احمدینژاد است. گنجینهای از طاقه پارچههای نفیس زربفتی که بار کامیون شد و به اصفهان رفت و هرگز بازنگشت و هنوز هیچ کسی از سرنوشت آن گنجینه بینظیر خبری ندارد. اکنون پس از ۱۶ سال، همان جنس تصمیمهای نسنجیده ناگهانی قرار است بزرگترین موزه هنرهای سنتی ایران را در معرض غارت و نابودی قرار دهد، تا ساختمانی که از ابتدا به نیت موزه هنرهای سنتی طراحی شده، تخلیه شود و در اختیار بخش اداری قرار گیرد تا آنانی که بهصورت فلهای همراه وزیر به وزارتخانه آمدهاند، جایی برای استقرار داشته باشند.
آنچه خلاصه وار آورده شد، اقدامات همسو و همجهت دشمنان آمریکایی صهیونیستی و برخی نهادهای داخلی کشور در جهت پیشبرد پروژه "تخریب تمدن ایران" است و در این شرایط جنگی، عدهای هر روز در حال تولید یک بحران تازه و ایجاد نارضایتی عمومی، تضییع حقوق عامه و ایجاد خسارت و آسیب جبرانناپذیر به میراث فرهنگی کشور هستند.
اگر دشمن خارجی حمله و تخریب کند، متوجه میشویم و بیانیه میدهیم و رسانههای داخلی و خارجی را به خط میکنیم که به گوش جهانیان برسانند که مدعیان آزادی و حقوق بشر، تعمداً مظاهر تمدنی کشورهای مقابل خود را تخریب میکنند. اما نسبت به تخریبگران داخلی که با شدت و حدت بیشتری نسبت به تخریب تمدنی ایران اقدام کرده، قدم برداشته و قلم میزنند، بیتفاوت شدهایم و خود را به خواب زدهایم.
به جرات میتوان گفت در صد سال اخیر بیش از ۸۰ درصد از آثار، بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی کشور غارت و تاراج و نابود شدهاند و اکنون که تنها ۲۰ درصد از میراث تمدنی هزاران ساله ایران برای ما به یادگار مانده است، وظیفه امانتداری و پاسداری و حراست و حفاظت از آنها بر عهده تکتک ماست و هرآنکه در این امر کوتاهی کند، در حق این خاک مقدس خیانت کرده است.
امید میرود که با اقدام، تلاش و دستور عاجل، در هر جایگاه و منصبی که به حکم قانون و وظیفه بر آن تکیه زدهایم، از خسارتها و تخریبهای بیشتر در حوزه میراث فرهنگی ایران جلوگیری کنیم.
و من الله توفیق

بحث و گفتگو