هدف از این متن، زیر سؤال بردن خدمات ارزشمند نیروی انتظامی نیست.
البته که متهمان ذکرشده در این متن توسط نیروی انتظامی دستگیر شده و توسط دستگاه قضایی مجازات شدند؛ اما این متن به معرفی روشی جدید میپردازد تا بهجای انجام مجازات پس از جنایت، از وقوع آن جلوگیری کند.
اخبار دلخراش از جنایات خیابانی – قتل، زورگیری، آدمربایی و تجاوز – چنان پیاپی به گوش میرسد. اما چه بسیار فجایعی که هرگز به صفحهٔ رسانهها راه نمییابند و قربانیانشان تنها با سکوت مواجه میشوند. مگر نه اینکه هر یک از این آمار، پشتش یک زندگی پارهپاره، یک خانوادهٔ داغدیده و یک ترس همیشگی در دل شهروندان است؟
همین چند ماه اخیر، چه جنایتهای هولناکی در خیابانهای همین شهر رخ داده است؟
الهه حسیننژاد، نماد ناامنی خیابانی: این دختر ۲۴ ساله اهل اسلامشهر، در ۴ خرداد ۱۴۰۴ پس از پایان کار در یک سالن زیبایی در شهرک غرب تهران، ناپدید شد. جسد او ۱۱ روز بعد در بیابانهای اطراف تهران پیدا شد. او برای رفتن به خانه سوار خودروی یک مسافرکش غیرمجاز به نام بهمن فرزانه شد که بعداً مشخص شد قاتل اوست. قاتل با انگیزهٔ سرقت تلفن همراه، با چهار ضربه چاقو به قفسه سینهاش او را به قتل رساند. پدر الهه از مسئولان خواست که نگذارند «الهههای دیگر» قربانی شوند و سخنگوی دولت نیز آن را «زنگ خطری برای بازنگری در نظام پیشگیری» دانست.
آدمربایی مسلحانه در پایتخت: در خرداد ۱۴۰۵، باندی ۱۰ نفره در تهران دستگیر شدند که با جعل عنوان مأمور، فرزندان خانوادههای ثروتمند را شناسایی و میربودند و در سیلویی در جنوب تهران زندانی میکردند. قربانیان ساعتها در وحشت و بیآبی نگهداری میشدند تا خانوادهها باج سنگین بپردازند.
تجاوز و آدمربایی نوجوان ۱۴ ساله در کردستان: در مرداد ۱۴۰۳، نوجوانی ۱۴ ساله اهل روستای چمقلو از توابع شهرستان قروه توسط تبهکاران ربوده شد، مورد تعرض و تجاوز قرار گرفت و در پی این جنایت جان خود را از دست داد. در خرداد ۱۴۰۵، حکم اعدام دو نفر از متهمان این پرونده اجرا شد.
زورگیری خیابانی با چاقو در تهرانپارس: زن جوانی در ساعات اولیه شب هنگام بازگشت به خانه، توسط دو موتورسوار تهدید به چاقو شد و ضمن زخمی شدن، کیف و گوشیاش را ربودند. او با خونریزی شدید روی زمین افتاده بود و تنها حضور یک رهگذر باعث نجاتش شد.
تجاوز در پارک شبانه: دختر دانشجویی در یکی از پارکهای شمال شهر، توسط فردی ناشناس مورد حمله قرار گرفت و با تهدید چاقو، به زور به مکانی خلوت کشیده شد. او در تماس اضطراری با یک دوست، تنها توانست بگوید «کمک» و خط قطع شد.
گروگانگیری در مغازه طلافروشی: سارقان مسلح با ورود به یک طلافروشی، فروشنده را به گروگان گرفتند و با چاقو تهدید به مرگ کردند. در این دقایق طلایی، هیچ نیروی امدادی نتوانست بهموقع وارد شود و تنها چانهزنیهای طولانی، جان گروگان را نجات داد.
قتل زن ۴۳ ساله در یافتآباد تهران و درگیری خیابانی منجر به قتل مرد ۷۶ ساله: تنها گوشهای از جنایاتی که هر روز در خیابانهای شهر رخ میدهد.
اما چرا روش سنتیِ تکیه بر تماس با ۱۱۰، دیگر پاسخگو نیست؟
واقعیت تلخ این است که:
ترافیک و گستردگی شهرها: رئیس پلیس پیشگیری فراجا خود اذعان کرده که در کلانشهرها، ترافیک باعث میشود مأموران دیر به صحنهٔ جرم برسند و مدت زمان رسیدن ۱۱۰ به محل جرم گاهگاهی از ۱۵ دقیقه هم عبور میکند.
تراکم بالای مأموریتها: مردم امروز همه موضوعات را با ۱۱۰ مطرح میکنند و همین موضوع باعث میشود تراکم مأموریتهای فوریتی در پلیس بالا رود و مأموران نتوانند بهموقع به همه درخواستها رسیدگی کنند.
گلایههای مردمی: شهروندان معتقدند در برخی از موارد پلیس ۱۱۰ با تأخیر طولانی در صحنه حاضر میشود.
پذیرش تأخیر توسط خود پلیس: سردار علی مؤیدی، رئیس پلیس پیشگیری فراجا به موانعی همچون ترافیک و گستردگی حوزههای تحت پوشش کلانتریها اشاره کرده و تأکید کرده که بهبود این وضعیت نیازمند افزایش منابع و... است. بارها گزارش شده که در موارد مختلف، از درگیری با اراذل و اوباش گرفته تا ناآرامیها، ۱۱۰ دیر رسیده یا اعلام کرده «فعلاً مورد شما در اولویت ما نیستید».
سختی یا عدم امکان تماس با موبایل در لحظهٔ وقوع جنایت
اگر در هر یک از این جنایتها، راهی وجود داشت که کمک در عرض چند دقیقه به محل میرسید...
الهه حسیننژاد: در همان دقایق نخستِ سوار شدن به خودروی قاتل، وقتی هنوز مسیر به بیراهه نرفته بود، اگر یک دستبند کوچک روی مچش بود و با یک فشار، پهپاد را به بالای ماشین میفرستاد، دوربینِ پهپاد پلاک و مسیر را ثبت میکرد، بلندگو اخطار میداد و قاتلِ ترسیده یا مسیر را عوض میکرد یا مجبور به توقف میشد. شاید امروز الهه زنده بود و کنار خانوادهاش.
دختر دانشجویی در پارک شبانه: در همان لحظهای که چاقو را روی گلویش احساس کرد، یک فشارِ ساده روی دکمه، پهپاد را با صدای بلند و چراغهای چشمزن به بالای سرش میرساند. مجرم که میدید دارد فیلم جرمش ضبط میشود و صدای هشدار از بالا میآید، یا فرار میکرد یا حداقل دست از کارش میکشید. آن دختر، امروز با خیال آسوده به خانه برمیگشت، نه با زخم روانی ماندگار.
فروشندهٔ طلافروشی: وقتی چاقو زیر گلویش بود، پهپاد با صدای بلند اعلام میکرد: «تصویر شما ثبت شد، نیروهای امداد در راهاند.» سارق که میدانست دیگر نمیتواند ناشناس بماند، یا سلاح را زمین میگذاشت یا حداقل از آسیب زدن به گروگان خودداری میکرد. آن فروشنده، بدون یک خراش روحی و جسمی، در آغوش خانوادهاش بود.
نوجوان ۱۴ سالهٔ قروه: در لحظهای که سارقان او را به زور سوار ماشین میکردند، اگر دستبند را فشار میداد، پهپاد در کمتر از ۲ دقیقه بالای سرشان حاضر میشد، مسیر و پلاک را ثبت میکرد و با اخطار قاطع، ربایندگان را مجبور به توقف یا رهای قربانی میکرد. آن نوجوان، امروز زنده بود و هرگز دست به خودکشی نمیزد.
زن جوان زخمی در تهرانپارس: وقتی دو موتورسوار با چاقو به او حمله کردند، اگر پهپاد در همان ثانیههای اولیه بالای سرش حاضر میشد، نه تنها ضاربان فرار میکردند، بلکه دوربین پهپاد مدارک کافی برای شناسایی و دستگیری سریع آنها را ثبت میکرد. او روی زمین خونین رها نمیشد و نیازی به حضور اتفاقی یک رهگذر نداشت.
پسر ۲۴ سالهٔ بوستان جانبازان: در همان ثانیههایی که مشاجره به درگیری چاقوکشی کشیده شد، پهپاد با اخطار بلند و ضبط صحنه، میتوانست جلوی ضربهٔ نهایی را بگیرد یا حداقل ضارب را بترساند و درگیری را متوقف کند. آن جوان، امروز در کنار خانوادهاش بود، نه در میان سنگهای قبرستان.
- مکملی برای پلیس، نه جایگزین؛ نجاتگری در لحظات طلایی
تأکید بر این نکته ضروری است که این پهپادها به دنبال جایگزینی با پلیس نیستند؛ بلکه مکمل و بازوی کمکی آن در بحرانیترین ثانیهها هستند. وظیفهٔ اصلی آنها، پر کردن همان فاصله مرگباری است که پلیس، به دلیل ترافیک یا فاصله، نمیتواند بهموقع در آن حاضر شود یا مخاطب امکان تماس تلفنی با پلیس ندارد.
این پهپادها با امکاناتی فراتر از یک دوربین ساده در نقاطی نصب میشوند و با ارسال به محل، میتوانند جان قربانی را تا رسیدن نیروهای انتظامی تضمین کنند:
۱. نجاتگر در صحنهٔ جرم: این پهپادها را میتوان به محمولههای کوچک و سبک کمکهای اولیه مانند پانسمان، مواد ضدعفونیکننده و حتی داروهای ضروری مجهز کرد. در جنایاتی مانند زورگیری خیابانی که قربانی دچار خونریزی شدید میشود، پهپاد میتواند با پرتاب یک بستهٔ کمکهای اولیه، پیش از رسیدن پلیس و آمبولانس، از هدررفت خون و مرگ احتمالی جلوگیری کند. این یعنی نجات جان، دقیقهها زودتر از هر نیروی امدادی.
۲. مهار مجرم در حال فرار: این پهپادها در لحظهٔ وقوع جنایت به محل رسیده، به مجرم اخطار میدهند که از قربانی فاصله بگیرد تا پلیس برسد و در صورت عدم رعایت اخطار، به تعداد سه بار به پای او شلیک کنند تا متوقف شود. در مواردی مانند آدمربایی که خودروی مجرم در حال متواری شدن است، پهپادهای پیشرفتهتر میتوانند نقشی کلیدی ایفا کنند. سیستمهایی در دنیا طراحی شدهاند که پهپادها با استفاده از فناوریهای پیشرفته، خودروهای متخلف را رهگیری کرده و با پرتاب تجهیزاتی مانند میخهای مخصوص برای هدفگیری و پنچر کردن لاستیکها، آنها را متوقف کنند. این اقدام، بدون نیاز به تعقیب و گریزهای خطرناک خیابانی، خودروی مجرم را در کمترین زمان ممکن از حرکت بازمیدارد و اجازه نمیدهد قربانی از صحنهٔ جرم دور شود.
۳. ایجاد حس ترس در مجرمان: پیچیدن اخبار این دستبندها و اجرایی شدن این روش میتواند حس ترس را در مجرمان و حس امنیت را در دل شهروندان ایجاد کند و به نوعی بازدارندگی و پیشگیری از جرم ایجاد کند.
چالشها و راهکارها: چگونه از سوءاستفاده جلوگیری میشود؟
هر سیستم امدادی میتواند با چالشهایی روبهرو شود. برای اطمینان از کارایی طرح، راهکارهای مشخصی برای مقابله با آنها در نظر گرفته شده است:
-
چالش: فعالسازیهای اشتباه یا تفریحی
ممکن است برخی افراد از روی تفریح یا سهو، دکمه را فشار دهند.-
راهکار: احراز هویت هوشمند
هر دستبند به کد ملی یا یک شناسهٔ منحصربهفرد دیگر از دارندهاش متصل میشود. به این ترتیب، هر درخواست کمک به شخص خاصی نسبت داده میشود و در صورت فعالسازی مکرر و غیرموجه توسط یک نفر، امکان شناسایی و برخورد قانونی با او فراهم میشود.
-
-
چالش: فعالسازی سهوی (مثلاً در خواب)
فشار دادن اتفاقی دکمه در خواب یا هنگام انجام فعالیتهای روزمره.-
راهکار: مکانیزم فعالسازی دو مرحلهای:
دکمه به گونهای طراحی میشود که برای فعالسازی نیاز به فشار طولانیمدت (مثلاً ۳ ثانیه) یا دو بار فشار متوالی داشته باشد که از فعالسازیهای سهوی و لحظهای جلوگیری میکند.
-
-
چالش: اختلال در سیستم یا حملات سایبری:
امکان بروز اختلال فنی یا حتی حملات سایبری برای فلج کردن شبکه.-
راهکار: پشتیبانگیری و امنیت سایبری
شبکه به گونهای طراحی میشود که از مسیرهای ارتباطی پشتیبان برخوردار باشد و از پروتکلهای قوی امنیت سایبری و احراز هویت برای جلوگیری از نفوذ و دستکاری غیرمجاز استفاده میکند.
-
پس این طرح، فقط یک ایدهٔ فنی نیست؛ یک شبکهٔ نجات لحظهای است.
نیرویی که در آن ۵ دقیقهٔ طلایی، وقتی پلیس هنوز در ترافیک راههای منتهی به صحنه است، وارد عمل میشود.
نه بهجای پلیس، بلکه تا رسیدن پلیس.
نه برای کشتن، بلکه برای نجات.
اگر امروز این طرح عملی شود، فردا دیگر مجبور نیستیم برای یک قتل خیابانی، روزها دنبال قاتل بگردیم؛ چون فیلم جنایت، ثانیهثانیه ثبت شده است.
اگر امروز این طرح عملی شود، احتمالاً فردا هیچ مادری نگران برگشتن فرزندش از مدرسه یا سر کار نیست.
اگر امروز این طرح عملی شود، دیگر نام «الههی بعدی» را در خبرها نخواهیم خواند.
آیا باید منتظر بمانیم تا قربانی بعدی، یکی از عزیزان خودمان باشد؟
برای توقف این خونریزی خاموش، نباید از یک حقیقت ساده غافل شویم: امنیت، دو روی سکه دارد؛ یکی مرزهای بیرونی و دیگری جان و مال مردم در کوچهپسکوچههای شهر. ما برای پرواز یک جنگنده در آسمان مرزها، هزاران دلار هزینه میکنیم – و ضمن تشکر از نیروهای مسلح عزیزمان بابت ایستادگی مقابل (آمریکای متجاوز و اسرائیل کودککش) و برای حفظ استقلال و تمامیت کشور – اما آیا سهم امنیت داخلی از بودجه باید فراموش شود؟ آیا جان یک زن یا یک نوجوان از دست یک جنایتکار یا مجرم در خیابان، از نجات جان همان شخص از موشکهای دشمن کماهمیتتر است؟
راهحلهای نوینی وجود دارد که میتواند این نابرابری را جبران کند. طرحی که برای نیروهای مسلح و بهویژه نیروی انتظامی ارائه شده، استفاده از پهپادهای کوادکوپتر مجهز به دوربین، بلندگو و حتی سلاح سبک است. این پهپادها که توسط اپراتورهای حرفهای کنترل میشوند، با یک فشار دکمه بر روی یک دستبند کوچک (که در اختیار شهروندان یا گشتهای محلی قرار میگیرد)، در کمتر از چند دقیقه به موقعیت جرم میرسند؛ همزمان مدارک جنایت را ثبت میکنند، به مجرم اخطار میدهند و – تنها در حد نجات قربانی – وارد عمل میشوند تا نفسهای پلیس به محل برسد. طراحی این پهپادها میتواند با کمک وزارت دفاع انجام شود که ثابت کرد ایران اسلامی ما میتواند خودکفا باشد.
این طرح، نه یک رویا، بلکه یک فناوری شدنی است. تنها چیزی که کم داریم، ارادهای است که امنیت خیابان را به اندازهٔ امنیت مرز جدی بگیرد. اگر میخواهیم دیگر نام الهه حسیننژادها و هزاران قربانی نرسیده به رسانه تکرار نشود، وقت آن است که از مسئولان بخواهیم این طرح را عملی کنند.
امضای شما، میتواند یک قدم بهسوی خیابانهای امنتر باشد.

بحث و گفتگو