بسمالله الرحمن الرحیم
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، قوه قضائیه
ریاست محترم شورای نگهبان
نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی
هیئت محترم دولت و تمامی مسئولان و تصمیمگیران جمهوری اسلامی ایران
موضوع: درخواست جلوگیری از هرگونه تغییر ماهیت یا دولتیسازی صندوق بازنشستگی کشوری، اجرای کامل قوانین و صیانت از حقوق بازنشستگان فرهنگی
سلام علیکم؛
ما بازنشستگان فرهنگی، پس از سالها خدمت در سنگر تعلیم و تربیت، امروز نه از سر زیادهخواهی، بلکه از جایگاه حق، قانون، کرامت انسانی و حقوق مکتسب سخن میگوییم.
ما بخش بزرگی از عمر خود را در خدمت این کشور و تربیت نسلهای آینده سپری کردهایم و در طول سالهای خدمت، کسورات و سهمهای قانونی مربوط را پرداخت کردهایم. ازاینرو، طبیعی و قانونی است که نسبت به سرنوشت ساختارها، منابع، داراییها و تعهداتی که با زندگی و آینده ما پیوند دارد، حساس و مطالبهگر باشیم.
این مطالبه، مطالبه یک فرد یا یک گروه خاص نیست؛ بلکه صدای نسلی است که بخش مهمی از سرمایه عمر خود را در خدمت ایران و تعلیم و تربیت این سرزمین گذاشته است.
صندوق؛ مسئلهای فراتر از یک ساختار اداری
برای یک بازنشسته فرهنگی، صندوق بازنشستگی صرفاً یک ساختار اداری یا یک ردیف بودجه نیست؛ پشت هر رقم، هر تصمیم و هر پرونده، یک زندگی انسانی قرار دارد.
پشت هر پرونده بازنشستگی، معلمی ایستاده است که سالها پای تخته ایستاد، نسل تربیت کرد، در مناطق محروم خدمت کرد و بخشی از بهترین سالهای زندگی خود را وقف آینده ایران نمود.
از این منظر، هرگونه تصمیم درباره ساختار، منابع، داراییها و آینده صندوق، باید با رعایت کامل قوانین و با توجه جدی به حقوق مکتسب و منافع قانونی ذینفعان اتخاذ شود.
پرسش اساسی ما روشن است:
اگر قرار است ماهیت صندوق تغییر کند، ساختار آن دگرگون شود یا داراییهای آن در شمار اموال دولت تلقی شود، مستند صریح و روشن قانونی این تصمیم چیست و حقوق مکتسب بیمهشدگان و بازنشستگان چگونه تضمین خواهد شد؟
این پرسش، تقابل با دولت یا نظام نیست؛ بلکه مطالبهای قانونی برای شفافیت، پاسخگویی و حفظ اعتماد عمومی است.
ما با قانون سخن میگوییم، نه با هیاهو
مطالبهگری ما بر یک اصل روشن استوار است:
حق، اگر با آگاهی مطالبه شود، به گفتوگو تبدیل میشود؛ و گفتوگوی آگاهانه، اگر استمرار داشته باشد، میتواند زمینهساز اصلاح تصمیمها شود.
ما نه خواهان آشوبیم، نه تقابل و نه بیاحترامی به مسئولان.
مسیر ما روشن است:
اندیشه قانونمند؛
قلم قانونمند؛
گامهای قانونمند.
اما قانونمندی به معنای سکوت در برابر ابهام یا تضییع احتمالی حقوق نیست. مطالبه اجرای قانون، خود بخشی از قانونمداری است.
قرآن کریم میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ»
خداوند به عدالت و نیکوکاری فرمان میدهد.
ازاینرو، مطالبه عدالت و شفافیت را نه در برابر کشور و نظام، بلکه در چارچوب حفظ عدالت، اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و حکمرانی قانونمند دنبال میکنیم.
اتحاد بازنشستگان فرهنگی؛ سرمایهای اجتماعی
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هنگامی که بازنشستگان فرهنگی، با وجود تفاوت دیدگاهها، بر مطالبات مشترک و قانونی خود متمرکز میشوند، ظرفیت بیشتری برای گفتوگو، پیگیری و مطالبهگری مدنی پیدا میکنند.
اتحاد ما علیه کسی نیست؛ اتحاد ما برای دفاع از حق است.
همدلی ما برای دشمنی نیست؛ برای جلوگیری از فراموششدن حقوق قانونی ماست.
صدای ما برای شکستن کسی نیست؛ برای شکستن سکوت در برابر ابهام و بیشفافیتی است.
فرمول مطالبهگری ما روشن است:
آگاهی ← همدلی ← اتحاد ← مطالبه قانونی ← استمرار ← پاسخگویی
ممکن است صدای یک بازنشسته بهتنهایی شنیده نشود؛ اما صدای منسجم و قانونمند میلیونها بازنشسته، ظرفیت بزرگی برای ایجاد گفتوگوی ملی درباره حقوق و آینده آنان دارد.
نگاه ما؛ صیانت است، نه تخریب
ما خواهان تضعیف صندوق بازنشستگی کشوری نیستیم.
برعکس، هدف ما صیانت از پایداری، شفافیت، کارآمدی و حقوق ذینفعان صندوق است.
ازاینرو، مطالبات ما عبارتاند از:
شفافیت کامل درباره ساختار، منابع و داراییهای صندوق؛
ارائه اطلاعات روشن درباره منابع و مصارف؛
تبیین دقیق سهم بیمهشدگان، کارفرمایان و تعهدات دولت؛
تعیین و اعلام دقیق تعهدات و بدهیهای قانونی دستگاههای ذیربط؛
ارائه گزارشهای مالی و حسابرسیشده بهصورت شفاف و قابلدسترس؛
جلوگیری از تصمیمهای غیرشفاف درباره داراییها و منابع صندوق؛
تضمین حقوق مکتسب و قانونی بازنشستگان و بیمهشدگان؛
و پیشبینی سازوکار روشن برای صیانت از حقوق نسلهای آینده.
صندوقی که با زندگی میلیونها انسان پیوند دارد، باید همچون امانتی بزرگ و مسئولیتی ملی تلقی شود.
در فرهنگ اسلامی، امانت تنها حفظ آنچه به ما سپرده شده نیست؛ بلکه مسئولیتی است برای آنکه آن را سالم، شفاف و عادلانه به نسل بعد تحویل دهیم.
پیام روشن ما به دولت
صندوق را دولتی نکنید؛ قانون را اجرا کنید.
اگر در طول سالهای گذشته، به دلیل اجرا نشدن کامل برخی تکالیف قانونی دستگاههای اجرایی، تعهدات یا بار مالی بر صندوق ایجاد شده است، راهحل آن باید در اجرای قانون، تعیین مسئولیت قانونی هر دستگاه و تأمین منابع مربوط از محل مسئولیت قانونی آن جستوجو شود.
از دولت و دستگاههای مسئول انتظار داریم:
۱. تمامی تعهدات و تکالیف قانونی مرتبط با صندوق را بهصورت شفاف و مستند احصا کنند.
۲. میزان بدهیها و تعهدات قانونی دستگاههای ذیربط را با سازوکارهای حسابرسی و کارشناسی مستقل تعیین کنند.
۳. آثار مالی ناشی از عدم اجرای احتمالی تکالیف قانونی را مشخص و شفاف اعلام کنند.
۴. منابع قانونی لازم برای ایفای تعهدات را در چارچوب مسئولیت قانونی هر دستگاه تأمین کنند.
۵. حقوق مکتسب و قانونی بازنشستگان و بیمهشدگان را در تمامی تصمیمات مرتبط با صندوق مورد توجه و تضمین قرار دهند.
۶. هیچ تصمیمی درباره تغییر ماهیت، ساختار، مالکیت یا داراییهای صندوق، بدون ارائه مستند قانونی روشن، شفافیت مالی و تعیین تکلیف حقوق ذینفعان اتخاذ نشود.
پرسشهای روشن بازنشستگان فرهنگی
ما خواهان پاسخهای شفاف، مستند و قابلارزیابی به پرسشهای زیر هستیم:
۱. مبنای قانونی هرگونه تغییر ماهیت یا دولتی تلقیکردن صندوق چیست؟
۲. فهرست کامل داراییهای صندوق و شرکتها و مجموعههای وابسته به آن چیست؟
۳. منابع شکلگیری و تأمین این داراییها از چه محلهایی بوده است؟
۴. میزان سهم پرداختی بیمهشدگان، سهم کارفرمایان و تعهدات دولت در دورههای مختلف چه میزان بوده است؟
۵. میزان دقیق بدهی و تعهدات قانونی دولت و دستگاههای اجرایی مرتبط به صندوق چقدر است؟
۶. چه تضمین قانونی و اجرایی برای حفظ حقوق مکتسب و قانونی بیمهشدگان و بازنشستگان وجود دارد؟
۷. گزارشهای مالی و حسابرسیشده صندوق چگونه، با چه دوره زمانی و در چه سطحی در اختیار ذینفعان قرار میگیرد؟
۸. نقش واقعی نمایندگان بیمهشدگان و بازنشستگان در نظارت بر منابع و تصمیمات مرتبط با صندوق چیست؟
۹. چه سازوکاری برای جلوگیری از تضییع حقوق نسلهای آینده پیشبینی شده است؟
از آموزههای معلمی تا مطالبه امروز
ما سالها به فرزندان این سرزمین آموختیم:
حق را بشناسند؛ حقیقت را جستوجو کنند؛ قانون را رعایت کنند و به عدالت پایبند باشند.
امروز همان آموزهها را درباره زندگی و آینده خودمان مطالبه میکنیم.
مولانا میگوید:
«این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا»
ما نیز صدای قانون و عدالت را با آگاهی، گفتوگو و مطالبهگری مدنی به جامعه بازمیگردانیم؛
نه با خشم، بلکه با آگاهی؛
نه با نفرت، بلکه با همدلی؛
نه با خشونت، بلکه با قدرت قانون.
باور داریم مطالبهگری اخلاقی میتواند میان مطالبهگر و مسئول، بهجای دیوار، پل گفتوگو بسازد.
مسئولی که صدای یک بازنشسته فرهنگی را میشنود، در حقیقت صدای یک عمر خدمت را میشنود.
ما حرمت قانون را نگه میداریم؛ اما از حق قانونی خود نیز نمیگذریم
ما در برابر تضییع حقوق قانونی خود سکوت نمیکنیم؛ اما مسیر ما همچنان مسیر قانون، منطق، اخلاق، گفتوگو و مطالبهگری مدنی است.
ما با هیچ شخص یا دستگاهی دشمنی نداریم.
مسئله ما، حق، قانون، شفافیت و عدالت است.
مسئولان کشور را نیز در مسیر حل مسئله در کنار خود میخواهیم، نه در برابر خود.
زیرا باور داریم:
عدالت، ستون اعتماد است؛
شفافیت، ستون پاسخگویی است؛
قانون، ستون حکمرانی است؛
و اتحاد، پشتوانه مطالبهگری مدنی بازنشستگان فرهنگی است.
سخن پایانی
ما بازنشستگان فرهنگی از مسئولان محترم کشور انتظار داریم پیش از هر تصمیمی درباره صندوق بازنشستگی کشوری، یک حقیقت بنیادین را فراموش نکنند:
پشت هر عدد، یک انسان است؛
پشت هر پرونده، یک زندگی است؛
پشت هر کسور، سالها خدمت است؛
و پشت هر بازنشسته فرهنگی، یک عمر عشق به ایران و تعلیم و تربیت ایستاده است.
ازاینرو، از مسئولان کشور میخواهیم:
صندوق را دولتی نکنید؛ قانون را اجرا کنید.
بار تعهدات قانونی دستگاهها را بر دوش بازنشستگان نگذارید.
حقوق مکتسب و قانونی سالها خدمت را محترم بشمارید.
شفافیت را جایگزین ابهام کنید.
گفتوگو را جایگزین بیاعتمادی کنید.
و پیش از هر تصمیم ساختاری درباره صندوق، حقوق و منافع قانونی ذینفعان را شفاف، مستند و تضمینشده مشخص کنید.
و ما نیز عهد میکنیم:
با قانون مطالبه کنیم؛
با اخلاق گفتوگو کنیم؛
با همدلی متحد بمانیم؛
و با استمرار، حقوق قانونی خود را پیگیری کنیم.
زیرا:
آگاهی، سرمایه ماست؛
قانون، مسیر ماست؛
همدلی، قدرت ماست؛
و کرامت بازنشستگان فرهنگی، ارزش انسانی و اخلاقی ماست.
نویسندگان و اعضای متحد بازنشستگان فرهنگی کشور
اعضای اتاق فکر و جمعی از مطالبهگران و کنشگران حقوق بازنشستگان فرهنگی

بحث و گفتگو